#کتاب_امروز 🧶بهار برایم کاموا بیاور✍🏻#مهلا: بهار برایم کاموا بیاور از مریم حسینیان رمان کوتاهی به ش…
انتشار: 2026/07/18 09:23 UTCدریافت: 2026/08/01 00:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:08 UTC
#کتاب_امروز 🧶بهار برایم کاموا بیاور✍🏻#مهلا: بهار برایم کاموا بیاور از مریم حسینیان رمان کوتاهی به شکل نامه است که مرز میان واقعیت و وهم را آرام آرام محو میکند و خواننده را به دل فضایی پر از ابهام، تنهایی و اضطراب میبرد. توصیفات بینظیر نویسنده از زمستان و برف، سرمای زمستان را به خواننده منتقل میکند و روایت جریان سیال ذهن، هرچند جذاب، تا حد زیادی باعث سردرگمی او میشود.این رمان که از همان صفحات اول حس کنجکاوی را در شما بیدار میکند، داستان زنی است که به همراه همسر و دو فرزندش به روستایی دور افتاده، یا به قول خودش به وسط برهوت، میروند تا شوهر نویسندهاش بتواند قصهای بنویسد. داستان هر چه جلوتر میرود سوالهای بیشتری در ذهن خواننده شکل میگیرد و باید مدام سعی کند تا حقیقت را از دل اتفاقاتی که میافتد پیدا کند. در اواسط کتاب این مسئله انقدر شدید میشود که شاید خواننده را خسته کند و از خودش بپرسد خب که چه؟ اما اگر کمی صبوری کند و تا فصل آخر پیش رود به بهار خواهد رسید و ذهنیتش تا حد زیادی عوض میشود.گرچه پایانبندی طوریست که نگاهتان را به بسیاری از اتفاقات عوض میکند، با این حال همهچیز را بهطور کامل توضیح نمیدهد و پرسشهای زیادی را بیپاسخ میگذارد؛ سوالهایی که احتمالا تا چند روز بعد از تمام کردن کتاب هم ذهنتان را درگیر خواهند کرد.📚#چند_سطر_کتاب:یکبار گفتی «توی آشپزخونه چهکار میکنی وقتی کاری نداری؟» گفتم غصههایم را پهن میکنم روی سفرهی میز صبحانه، هر کدامشان را میگذارم روی یک گل، بعد اگر خیلی باشند با تو قهر میکنم. اگر کاری به کارم نداشته باشی قهرم طول میکشد، ولی اگر همان موقع بیایی یک حرف خوب بزنی، غصههایم را از روی گلهای رومیزی برمیدارم و پرت میکنم توی سبد سفید ظرفشویی. ص 104🌸#بهار_برایم_کاموا_بیاور، #مریم_حسینیان، #نشر_چشمهرقعی، شومیز، 164 ص🍃www.klidar.ir🍃t.me/klidarnews🍃instagram.com/instaklidar


