پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکندبلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکندهمتم تا میرود ساز غزل گیرد به دستط…
انتشار: 2026/08/10 09:07 UTCدریافت: 2026/08/15 03:07 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:07 UTC
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی میکندبلبل شوقم هوای نغمهخوانی میکندهمتم تا میرود ساز غزل گیرد به دستطاقتم اظهار عجز و ناتوانی میکند📚#دیوان_شهریار📌#نشر_زرین📌۲جلدی📌وزیری، زرکوبwww.klidar.irt.me/klidarnewsinstagram.com/instaklidar
پستهای تلگرام — کلبه کتاب کلیدر
📕#کتاب_امروز تناقض شامپانزه✍🏻#فاطمه:این کتاب قراره بهمون قاعدهای رو یاد بده که بتونیم تو زندگی تصمیمات بهتری بگیریم. طوری که با حسرتها و پشیمونیهای پیدرپی مواجه نشیم. و برای این کار هفت حوزهی مختلف رو بررسی میکنه. ذهن، درک دیگران، برقراری ارتباط با دیگران، دنیایی که در آن زندگی میکنیم، سلامتی، موفقیت و شادی. هفت سیاره که اگر درست و هماهنگ در گردش باشن ما به خودشکوفایی میرسیم.نویسنده همون ابتدای کتاب، برای سادگی و درک بهتر موضوعات قراری با خواننده میذاره. قراره بین خودمون، لوب پیشانی مغز رو انسان خطاب کنیم. لوب کنارهای که مرکز تفکر احساسی ماست رو شامپانزه و در نهایت لوب آهیانهای که مرکز ذخیرهسازی افکارها و رفتارهاست رو کامپیوتر. بعد با ویژگیها و کارکرد هرسهی اینها با زبونی بسیار ساده آشنا میشیم. و در فصلهای مختلف یاد میگیریم در مواقع مختلف، باید چهکار کنیم. کدوم واکنش کار بخش انسان ماست و کجا هدایت زندگی رو سپردیم دست شامپانزهی درونمون. اما هدف اصلی و نکتهی کلیدیِ کتاب اینه که یاد بگیریم چهطور شامپانزهی درونمون رو مدیریت کنیم و از قدرتش برای منافعمون استفاده کنیم و در مواقعی که علیه ماست، چطوری بتونیم مهارش کنیم.کتاب زبان سادهای داره، قابل فهم،جذاب و با مثالهای خوبی موضوعات مختلف رو بیان میکنه. از طرفی برای تغییرات و تصمیمگیری در مواقع گوناگون، نقشهی راه رو قدمبهقدم توضیح میده و در مجموع کتابیه که بسیار کاربردیه.✔️#چند_سطر_کتاب انگیزه بر مبنای احساسات شامپانزه است و اغلب زمانی به وجود میآید که پاداشی بزرگ در راه باشد یا زمانی که آنقدر در عذاب هستید که تمایل دارید همهچیز تغییر کند. انگیزه برای هدایت فرد مفید است، اما برای رسیدن به موفقیت الزامی نیست. مهم نیست چه کاری انجام میدهیم؛ توقع اینکه هر روز باانگیزه باشیم نامعقول است. مشکل داشتن انگیزه این است که به احساسات شامپانزه مربوط است و به سرعت میتواند تغییر کند.از سوی دیگر، تعهد از بخش انسانِ مغز ناشی میشود و به احساسات وابسته نیست. تعهد یعنی دنبال کردن یک برنامه؛ حتی اگر آن روز تمایلی به انجامدادنش نداشته باشید. برای مثال، یک جراح نمیتواند عمل را نیمهکاره رها کند چون انگیزهای برای ادامهی آن ندارد. انگیزه مهم نیست؛ این تعهد است که کار را به پایان خواهد رساند. ص269🔸#تناقض_شامپانزه، #استیو_پیترز، #شکیلا_کلائی، #نشر_میلکانرقعی، شومیز، 358صفحهwww.klidar.irt.me/klidarnewsinstagram.com/instaklidar
#پیشنهاد_کتاب یک عمر کار🤱 مادر شدن از اون چیزاییه که خیلی بحث برانگیزه و شاید حتی تا لحظهای که مادر نشدی واقعا ندونی چه خبره.و اینکه ظاهرا چون مقدس فرض میشه، کمتر در موردش حرف میزنن. یا حداقل در مورد مشکلاتی که با خودش داره."مادر شدن را مثل یک تهدید میدانستم، یک جور معلولیت که من را به موجودی نابرابر با دیگران و متمایز از آنها بدل میکرد. اما زنها مجبورندبا دورنمای زایمان کنار بیایند و زندگی کنند و همین کار را میکنند."نویسنده از زمان بارداری فرزند دومش تلاش میکنه داغ و تازه تجربیاتش رو بنویسه و لحن خودمونی و طنازش این کتاب رو با وجود تلخیهاش به یک کار جالب تبدیل میکنه:"زن بودنم همچون تلهی کوچکی است که از مدتها پیش تدارک دیده شده و در کمال عشق و محبت تجهیزش کردهاند و من هم از سر ندانم کاری افتادهام تویش و حالا دیگر نمیشود از آن گریخت."اشتباه برداشت نکنید. نویسنده از مادر بودن متنفر نیست. صرفا روایتی بدون سانسور از خودش رو نشون میده که میتونه حرف دل خیلیها باشه.📙 یک عمر کار، ریچل کاسک، طهورا آیتی، نشر بیدگل رقعی شومیز 235 صفحهwww.klidar.irt.me/klidarnewsinstagram.com/instaklidar
⏳#کتاب_امروز📚 تراپی✍🏻#مینابهتر است همین اول به شما هشدار بدهم! این کتاب یک بازی روانی جذاب و نفسگیر است. مراقب خودتان باشید خوانندهی عزیز😉در فضای وهمآلود زندگی دکتر ویکتور لارنز نفس کشیدن بسیار دشوار است. هیجان و دلهره گلوی خواننده را میفشارد و حقیقت هیچوقت حقیقت نیست!ژوزی کجاست؟ آیا ژوزی زنده است؟ اصلا ژوزی واقعیست؟محو شدن مرز بین واقعیت و خیال بهقدری هنرمندانه صورت گرفته است که خواننده هر ثانیه بیشتر به ذهن خود شک میکند. اما در پایان نویسندهی کتاب نفسگیر "تراپی"، "سباستین فیتزک" چنان ذهن شما را به بازی میگیرد که شما هم لابهلای صفحات ناپدید میشوید!داستان با ناپدید شدن ناگهانی دخترک بیمار دکتر لارنز شروع میشود که این جرقهی از هم پاشیدن زندگی مشترک و کاری او نیز هست. همه چیز با سفر کوتاه او به کلبهی ساحلی و قدیمیاش و آشنایی با زنی مرموز و بیمار به نام "آنا گلس " به سرعت رنگ و بوی ترس و دلهره میگیرد. مخصوصا زمانی که آن زن به شکلی عجیب به گذشته و ژوزی مرتبط میشود.این کتاب جنایی روانشناختی با هر پلاتتویست (پیچش داستانی)، دلهره و تردید جدیدی به روند داستان اضافه میکند که قدرت قلم "فیتزک "را نشان میدهد.📌#چند_سطر_کتاب «فکر میکنی خیلی باهوشی، مگه نه آقای روان پزشک! فکر میکنی من وارد خونهات شدم، فکر میکنی پروندههات رو دزدیدم، فکر میکنی با همسرت همدستم! حتی فکر میکنی من دخترت رو دزدیدم! متوجه نشدی، نه؟ واقعا درک نمیکنی.»به محض اینکه حرفش تمام شد، دوباره به حال اولش بازگشت؛ یک زن جوان زیبا که لباسهای موقرانهای به تن داشت. ظلم و خشم از چهرهاش محو شد و آرام به ویکتور لبخند زد. بعد ادامه داد: «مهم نیست. کارمون هنوز تموم نشده. باید داستان رو جلوتر ببرم.»جلوتر؟ یعنی آمادهاس تا کجا بره؟▪️#تراپی، #سباستین_فیتزک، #مریم_طباطباییها، #نشر_نون،رقعی، شومیز، 248 صفحه
#چند_سطر_کتاب خیام! نیشابوری نیست، ایرانی نیست، جهانی نیست، خیام، انسانی است.نه ضد دین است و نه دیندار به معنای معمولش، نه خداباور است به معنای روزمرهاش و نه خداناباور به معنای روشنفکرانهاش. پرچم هیچ عقیده و دینی را به دست نگرفته است و هیچکس را به راهی دعوت نمیکند و هیچ راهی را ترسیم نمینماید و بر سر چند راههای هم نهایستاده است تا رهروان را راهنمایی کند که به کدام راه بروند! او یک راه میداند و آنهم راهیاست که از درون هر انسانی میگذرد. راه و راهرو و راهبر، در نظر و اندیشه خیام یکیاست و اتحاد در این زمینه در اندیشهی او متبلور است. در ذهن و نظر خیام این سخن جاری است و اساس که: «طریق الی الله به عدد نفوس خلایق»🔹#راز_خیام، #علیرضا_خطیب_زاده، #نشر_بهجترقعی شومیز 466صwww.klidar.irt.me/klidarnewsinstagram.com/instaklidar
#پیشنهاد_کتاب 💥فارنهایت 451ری بردبری از نویسندههاییه که کمتر بهش توجه شده اما ذهن عجیب و خلاقی داره. داستانهایی علمی و تخیلی و دلهرهآور که برای خودش یک ژانر جدا حساب میشه اصلا! داستانهایی که با وجود عجیب و فانتزی بودن، کمی دیدگاه شازده کوچولویی به بشر دارن.فارنهایت 451 به لحاظ رویکرد سیاسی اجتماعیش با 1984 یا دنیای قشنگ نو مقایسه میشه. در واقع 451 درجه دماییه که در اون کاغذ میسوزه. کتابسوزانی که تبدیل به هنجار شده و مردم از خوندن میترسن. مردم حتی از کسی که بایسته و به گلها و آسمون توجه کنه هم میترسن. چرا اصلا کسی باید نیاز داشته باشه از چارچوب خونه خارج بشه؟«شرط میبندم یه چیز دیگه رو هم میدونم که تو نمیدونی. صبحها روی علفها شبنم میشینه.»مانتگ ناگهان احساس کرد که یادش نمیآید این را میدانسته یا نه، و خلقش حسابی تنگ شد.📘 فارنهایت 451، ری بردبری، مژده دقیقی، نشر ماهی،رقعی شومیز 184 صفحهwww.klidar.irt.me/klidarnewsinstagram.com/instaklidar
#کتاب_امروز📕خانهای بر فراز رویا✍️#ریحانه: فرض کن یک روز همه چیز رو از دست بدی؛ خونهات، آدمهایی که دوستشون داری یا حتا اون حس امنی که همیشه همراهت بوده... کاش اون لحظه جایی برای آدمهای گمشده وجود داشت، نه؟"خانهای برفراز رویا" قصهی دختری است که از گذشتهاش فرار میکنه. کودکی که بعد از سونامی و غم از دست دادن خانوادهش، سکوت رو انتخاب کرده. او همراه زنی که از شوهرش فراری است و پیرزنی مرموز و عجیب، راهی خانهای به نام "مایویگا" میشه. جایی از دل افسانههای ژاپنی که فقط خودش رو به کسانی نشون میده که راهشون رو گم کردهاند؛ اما جنگلهای اطراف این خانه خالی نیستند. موجودات افسانهای ژاپنی در سکوت رفتوآمد میکنند و در جایی از تاریکی، چیزی بیدار میشود که از غم و ترس آدمها جان میگیرد...از اینجا به بعد، داستان بیشتر از پیدا کردن یک خونهی امن، درباره آدمهاییه که باید یاد بگیرن دوباره بههم اعتماد کنند. هر کدومشون با گذشته، ترسها و دلتنگیهای خودشون روبهرو بشن تا کمکم بفهمن که خانواده همیشه به معنی همخون بودن نیست و گاهی چند آدم غریبه کنار هم، چیزی میسازند که واقعیتر از هر خانوادهایست.اگه شما هم گاهی احساس گم شدن میکنین، این کتاب شاید همون خونهای باشه که یک بار ارزش در زدن رو داره!#چند_سطر_کتابخیلیها بعد از زلزله هنوز خودشون رو سرزنش میکنن: کاش فلان کار رو کرده بودم، کاش اون یکی رو نکرده بودم... دل خیلیها پر از حسرت شده. بعضیها احساس تنهایی میکنن چون عزیزانشون رفتن و اونها موندن. بعضیها با عذابوجدان زندگی میکنن چون خودشون زنده موندن و دیگران از دست رفتن. بعضیها هنوز توی غم و داغ عزیزهاشون غرقن. همهی این حسها و فکرها درنهایت به یه پرسش میرسه، پرسشی که جوابی براش نیست: چرا این اتفاق باید برای من میافتاد؟ این سوالیه که بالاخره یه روزی، یه جایی برای هرکسی پیش میآد. اگه کسی باشه که بتونی تقصیر رو بندازی گردنش، شاید یهجورهایی تموم بشه. ولی اینجا توی کیتسونهزاکی، ما با زلزله و سونامی روبهرو شدیم. اینها بلایای طبیعی بودن و نمیشه کسی رو بابتشون مقصر دونست.🏡 #خانهای_بر_فراز_رویا، #ساچیکو_کاشیوابا، #سارا_فرازی، #نشر_پرتقالرقعی، زرکوب، 200صفحهwww.klidar.irt.me/klidarnewsinstagram.com/instaklidar


