🟩فصل پنجم از زندگیم لعیا سرشو تکون داد و گفت :میدونی مامان توی این ۹ ماهی که حامله بودم تنها چیزی…
انتشار: 2026/07/15 18:50 UTC
🟩فصل پنجم از زندگیم لعیا سرشو تکون داد و گفت :میدونی مامان توی این ۹ ماهی که حامله بودم تنها چیزی که زیاد داشتم وقت برای فکر کردن بود به همه چیز.. به گذشته تو به مرگ بابا مسعود به اینکه هوشنگ به خاطر انتقام از تو اومد سراغ من و منم انقدر احمق و ساده بودم که گولش رو خوردم به اینکه به عقدش دربیامو و ازش حامله بشم و خانوادمون رو توی همچین دردسری انداختم با تمام اتفاقاتی که افتاد تونستم کنار بیام اما هر وقت به جدا شدن از بچهام فکر میکردم حالم بد میشد ... الانم نمیتونم به جدا شدن از سلین حتی فکر کنم ادامه داره... @kodaknojavan🌿🌷

