🎴هشدار به خانواده هاداستان ترانه«۴۴۶»ترانه برو توی اتاقت یکم استراحت کنسرمو تکون دادم و رو به لاله…
انتشار: 2026/07/21 17:34 UTC
🎴هشدار به خانواده هاداستان ترانه«۴۴۶»ترانه برو توی اتاقت یکم استراحت کنسرمو تکون دادم و رو به لاله گفتم: مگه تو بهم نگفتی با ازدواجت با امیرعلی همه چیزو درست میکنی؟؟ پس کو چرا هیچ چیز درست نشده هر روز که میگذره و به دهم لعیا نزدیکتر میشم ترس همه وجودمو میگیره .یه نگاه به خواهرت بنداز خیلی مصممه تا هوشنگ اومد دنبالش همراهش برگرده خونهش چرا چون نمیتونه از بچهاش بگذره 🤱ولی تو گفتی که این قضیه رو درستش میکنی لاله با بغض سرشو انداخت پایین که امیرعلی از جاش بلند شد و گفت: ترانه خانم بهتره که لاله رو سرزنش نکنین همش تقصیر منه هرچی میخواین بگین به من بگین. پوزخندی زدم و گفتم: تو؟؟ من اصلاً با تو حرفی ندارم.تو هم دقیقاً یکی هستی لنگه پدرت اون زندگی لعیا رو داغون کرد. @kodaknojavan🌷🌿




