🟩فصل پنجم از زندگیم هر روز اذیتم میکنه و کلی کتکم میزنه! لاله با عصبانیت از جاش بلند شد و توی خون…
انتشار: 2026/08/10 18:34 UTCدریافت: 2026/08/12 11:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 11:05 UTC
🟩فصل پنجم از زندگیم هر روز اذیتم میکنه و کلی کتکم میزنه! لاله با عصبانیت از جاش بلند شد و توی خونه شروع کرد به قدم زدن مامان در حالی که سلین بغلش بود وارد اتاق شدلعیا:بیدار شد؟ مامان: آره عزیزم خودت خوبی لعیا با غصه سرشو تکون داد و گفت: آره خوبم کنار لعیا نشستم و به فکر فرو رفتم هرچی بیشتر فکر میکردم کمتر به نتیجهای میرسیدم نگاهی به لعیا کردم و گفتم: پاشو وسیلههاتو جمع کن تا بریم خونه ما . ادامه داره... @kodaknojavan🌿🌷

