ببار از دیده، دامن دامن ای اشککه غم زد آتشم در خرمن ای اشککه بر این آتشم آبی فشانمچو خشکیدی تو در چ…
انتشار: 2026/07/04 19:56 UTC
ببار از دیده، دامن دامن ای اشککه غم زد آتشم در خرمن ای اشککه بر این آتشم آبی فشانمچو خشکیدی تو در چشم من ای اشکدریغا ای دریغا ای دریغاخدایی سایه ای رفت از سَرِ مابه چه عشق تو را سودا کند دلکه همتای تو را پیدا کند دلگلی با رنگ و بوی تو نبینداگر صد چشم خود را وا کند دلدریغا ای دریغا ای دریغاخدایی سایه ای رفت از سر مامگو روح خدا رفت از بَرِ ماکه جان دامن کشید از پیکر ماخروش از خیل مشتاقان برآمدکه حرف عشق رفت از دفتر مادریغا ای دریغا ای دریغاخدایی سایه ای رفت از سر ما@konarsandal

