""سرشار از قصه "روزی روزگاری، قصههای شبهای بلندِ زمستان، امانتی بود در سینه بزرگان، قصههایی که ا…
انتشار: 2026/08/16 15:12 UTCدریافت: 2026/08/20 20:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 20:46 UTC
""سرشار از قصه "روزی روزگاری، قصههای شبهای بلندِ زمستان، امانتی بود در سینه بزرگان، قصههایی که از گرمایِ کلماتشان، جهانی تازه جان میگرفت.در آن روایتهای ساده، درختان راز میگفتند، رودها راه نشان میدادند و هر پایان، دریچهای بود به سوی روشنایی.امروز نیز هر یک از ما، نویسندهی قصهای هستیم که با هر گام بر صفحهی زندگی نوشته میشود؛ قصهای نه با مرکب، که با تجربهها، انتخابها و ردِقدمهایمان.کوهستان، همانند کتابیست با بویِ سالهای دور؛ کتابی که طبیعت پیشِ روی انسان گشوده است؛ هر یالِ آن فصلی تازه دارد و هر پاکوب، واژهای از جنسِ شناخت و معنا.در این کتاب، آدمی درمییابد که کوهستان فقط او را به ارتفاع نمیبرد؛ که او را به ژرفای دیدن دعوت میکند.برای دیدنِ شکوهِ قلهها قدم برمیداریم، اما در میانه راه، چیزی فراتر از قله پیدا میکنیم؛ نگاهی عمیقتر به جهان و شناختی روشنتر از جایگاه خود در این پهنه بزرگ.یالها مرزِ میانِ زمین و آسمان نیستند؛ پلی هستند میانِ آنچه بودهایم و آنچه میتوانیم باشیم.هر سنگ، هر درخت و هر پیچِ مسیر، روایتی دارد از ماندن ، رفتن و دوباره برخاستن.کوهستان به ما میآموزد که عظمت، همیشه در بلندترین نقطه نیست؛ گاهی در یک قدمِ آرام، یک نگاه مهربان و دستی است که در مسیر همراه میشود.ما وارثِ قصههای بسیاری هستیم؛ قصهی راههایی که پیموده شدهاند، پاکوبهایی که به یادگار ماندهاند و انسانهایی که با احترام از کنارِ طبیعت گذشتهاند.شاید زیباترین روایتِ ما همین باشد؛ قصه گامهایی که زمین را میشناسند، چشمهایی که افق را میجویند و دلهایی که در آغوشِ کوهستان، فصل تازهای از خویش را مییابند.و این قصه، همچنان بر بلندای راه ادامه دارد ...برداشت از کانال👇👇👇✍ناهید امیری t.me/fara_yal
