#یادبود ✅شادروان سیده راضیه قاضی میرسعید👈هنوز بوی نان تازه ، صدای گاو و گوسفندانت ما را به یاد تو…
انتشار: 2026/07/16 05:39 UTC
#یادبود ✅شادروان سیده راضیه قاضی میرسعید👈هنوز بوی نان تازه ، صدای گاو و گوسفندانت ما را به یاد تو میاندازد...۲۵ تیرماه، سالروز خاموشیات؛ این چند واژه عاشقانه، نثار روح بلندت.تو تنها مادر ما نبودی؛ ننه و به قولی عمه همه محله و جان روستا بودی.سپیده که سر میزد، عطر شیر تازه، کره، پنیر و ماست از دستانت بر سفرهها مینشست و غروب که از راه میرسید، خستگی شیرین کار، تنها نشان یک روز پربرکتت بود.آن روزها که پدر در صحرا علف میچید و گاه شب به خانه نمیرسید، تو بیهیچ گلایهای، نان و غذایش را بر پشت الاغ میگذاشتی و تا دل دشت و مزرعه صحرا میبردی؛ گویی عشق، راههای خاکی را کوتاهتر میکرد.پاکدستی، صداقت و حسابگریات زبانزد بود، اما خندههایت آرام و زیرپوستی، همان خندههایی که هنوز گرمایش از دل خاطرهها بیرون نرفته است.شبهای **اهرککشی* و چرخیدن سنگ آسیاب دستی، مگر از یاد کسی میرود؟ دخترها و پسرهای روستا تا نیمهشب گندم آرد میکردند و تو، با لبخندی پنهان، گاهی دو دل عاشق را کنار یک آسیاب مینشاندی تا میان صدای سنگ و بوی گندم، قسمتشان را خودشان بنویسند.انگار آسیاب دستی، تنها گندم را آرد نمیکرد؛ دلها را هم به هم نزدیک میساخت.بعد از پر کشیدن پدر، ده سال دیگر، استوار و صبور، چراغ خانه را روشن نگه داشتی. اما وقتی تو هم رفتی، انگار برکت، آرامآرام از خانه و کوچههای روستا کوچ کرد.روحت شاد، ننه...هنوز بوی نان تازه، بانگ گاو و گوسفند، صدای سنگ آسیاب و عطر کاه و یونجه، ما را به کوچههای کودکی و آغوش مهربانت میبرد.دلتنگت هستیم؛ همیشه و تا همیشه.@koshkorot
