🌎 تبدیل شدن بیمارستان به یک پادگانِ نظامی ! 🌑 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار 🌐 مدیران پرس…
انتشار: 2026/08/13 18:47 UTCدریافت: 2026/08/15 03:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:12 UTC
🌎 تبدیل شدن بیمارستان به یک پادگانِ نظامی ! 🌑 جعفر بخشی بی نیاز نویسنده و روزنامه نگار 🌐 مدیران پرستاری توسط رئیس بیمارستان انتخاب میشوند و با ابزارهایی مانند تغییر بخش ؛ توبیخ ؛ حراست و حتی هیئت تخلفات ؛ هر گونه نقد را سرکوب میکنند. در دورهٔ پزشکیان داربم می بینیم که دایرهٔ تحمل حتی تنگ تر شده و از سیستمهای قضایی نیز برای جلوگیری از انتقاد استفاده میشود. نهادهای پرستاری نیز با روشهای مختلف همراه شدهاند و فضای نظام سلامت به جایی رسیده که هیچ کس توانایی نقد و نفس کشیدن در این ساختار را ندارد. این سیستم ؛ پرسنل را تحت فشار کامل قرار داده و امکان هر گونه اصلاح را از بین برده است.🌐 بار دیگر صحبت های محمد شریفی مقدم ؛ دبیر کل خانه پرستار ایران از یک صراحت کلامی در افشاگری پرده بر می دارد تا مدیریت را با ارعاب راهبری کند و جای بیمارستان را با زندان تغییر دهد. در نظامهای ناکارآمد و فاسد نقد اولین قربانی ست و ترس اولین قانون. آنچه امروز در کالبد نظام سلامت کشور ؛ به ویژه در بخش پرستاری جریان دارد ؛ دیگر مدیریت بحران یا مدیریت منابع نیست بلکه مدیریتی ست با ارعاب و تهدید از طریق سرکوب. اظهارات صریح و تکان دهنده شریفی مقدم ؛ پرده از حقیقتی برداشته که سالهاست در سکوت ؛ زیر پوست بیمارستانها در حال عفونت است. وقتی مدیران پرستاری نه بر اساس صلاحیت علمی و اخلاق حرفهای بلکه به انتخاب و دستور مستقیم رئیس بیمارستان منصوب میشوند ؛ یعنی ما با یک سیستم اقماری از پیش تعیین شده ی منسوخ روبرو هستیم که هدفش خدمت به بیمار نیست ؛ بلکه وفاداری به قدرت است. در این ساختار ابزارهای مدیریتی ابزارِ جنگی شدهاند. تغییر بخش ؛ توبیخ های بی مورد ؛ مداخلات حراست و حتی سوء استفاده از هیئت های تخلفات ؛ دیگر ابزاری برای اصلاح نظم نیستند که شلاقهای اداری اند برای ساکت کردن کسانی که جرأت کنند و بگویند کارتان اشتباه است. 🌐 این یعنی تبدیل شدن بیمارستان از یک مرکز درمان به یک پادگانِ نظامی. جایی که دستورات باید اجرا شوند و سوال پرسیدن را خیانت بدانند. بحران امروز البته فراتر از یک مشکل اداری ست. در دوره ریاست جمهوری پزشکیان که وعده ها بر مدار وفاق و همدلی بود ؛ گویی دایره ی تحملِ صاحبان قدرت نه تنها گسترده نشده که متاسفانه به یک حفرهٔ سیاه و تنگتر هم تبدیل شده است. وقتی از سیستم های قضایی به عنوان سایهای برای سرکوب انتقادهای نظام سلامت استفاده میشود ؛ یعنی مرز میان قانون و حاشیه امنیتِ مدیران به کل از بین رفته است. در چنین شرایطی ؛ نهادهای پرستاری که باید سنگر حمایت از حقوق پرسنل باشند ؛ در میان حصارِ تهدید و ارعاب یا خود هم رنگ جماعت می شوند یا در برابر طوفانِ قدرت همچنان فلج و بی طرف باقی می مانند. 🌐 در اینجا باید یک پرسش بنیادین و تکان دهنده پرسید که با چنین شرائطی ؛ چه معجزهای از جامعه پرستاری در ایران انتظار داریم؟ از پرسنلی که در محیطی تحت فشار ؛ در میان تهدیدهای شغلی و روانی نفس کشیدن برایشان دشوار شده چه توقعی می رود ؟ چگونه میتوان از نیرویی که حق اعتراض ندارد ؛ انتظارِ ایثارگری یا تحول کرد؟ وقتی صدا با زور خفه میشود و نقد جای خود را با ارعاب عوض می کند ؛ آنچه باقی میماند یک کالبد بیروح است که تنها به تکرار دستورات میپردازد. در نهایت در این ساختار معیوب و بیمار که نیازمندِ درمانِ جدی ست ؛ انتظار هر گونه نوآوری ؛ بهبود یا حتی حفظ سطح فعلی خدمات انتظاری عبث و به دور از واقعیت است. تا زمانی که سقف تحمل در برابر نقد بازسازی نشود و سازوکارهای ارعاب و سرکوب حذف نگردند ؛ جامعهٔ پرستاری همچون مریضی در کما ؛ تنها قادر به نالهٔ خاموش و زجر آور خواهد بود.t.me/hichjbb
