
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 121 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/19 تا 2026/08/15
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 121 پست مشاهدهشده و 1 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
این قدر نگران نباشیک وقتهایی همه چیز از هم میپاشهتا سر جای درستش قرار بگیره... 💫شب خوش⚜ @Krendan ⚜
▪️یک نوستالژی بسیار زیبا و خاطره انگیز با تصاویر زیبا و صدای ماندگار بانو هایده و آهنگسازی انوشیروان روحانی که شما را غرق در خاطرات گذشته میکند ....تقدیم تک تک شما بزرگوارانببینید و لذت ببرید ...⚜ @Krendan ⚜
به رفوگران بگویید ز رفو گذشت این دلچه رفو کنم دلی را که هزار پاره دارد#راحم_تبریزی⚜ @Krendan ⚜
این روزا حسادت، شکل تازهای به خودش گرفته.دیگه فقط پول، ماشین یا خونه نیست که بعضیها رو به حسادت میندازه. گاهی چیزی که بیشتر از هر داراییای آزارشون میده، شخصیت توئه؛ آرامشت، اعتمادبهنفست، محبوبیتی که بین آدمها داری، رابطههای سالمت یا نوری که با حضورت به هر جمعی میبخشی.برای بعضی آدمها، دیدنِ کسی که با خودش در صلحه و حالِ خوبی داره، از دیدنِ ثروتِ دیگران هم سختتره. چون پول رو شاید بشه به دست آورد، اما شخصیت، عزتنفس و جایگاهی که در دل آدمها پیدا میکنی، خریدنی نیست.⚜ @Krendan ⚜
هرگز از داشتن قلب پاکپشیمان نباشيد.پاداش شما با مردم نيستبلكه باخداست.⚜ @Krendan ⚜
⚜ @Krendan ⚜حکایت گرگ و گله !گرگی به سبب هوشیاریِ چوپان نمیتوانست به گله بزند و گوسفند شکار کند.از قضا روزی پوست میشی را یافت.پس آن را به بر کرد و به میان گله رفت.برهای گرگ را در پوستین میش دید و خیال کرد که مادرش است و او را دنبال نمود.گرگ بره را به دنبال خود به گوشهای کشاند و خورد.او مدتها گوسفندان را به همین حیلت فریب میداد و دلی از عزا در میآورد.گرگ این را خوب میدانست که اگر بخواهد از چماق چوپان محفوظ باشد و بدون نگرانی از گوسفندان بخورد، باید هم رنگ آنان باشد.چون بسی ابلیس آدم روی هستپس به هر دستی نشاید داد دست⚜ @Krendan ⚜
سکوت میکنم تا خدا سخن گویدرها میکنم تا خدا هدایت کنددست بر میدارم تا خدا دست به کار شودو فقط به او میسپارم تا آرام شوم🌙شبتون در پناه پروردگار⚜ @Krendan ⚜
ویلن : #پرویز_یاحقیسنتور : #مجید_نجاهیشعر : #مشتاق_اصفهانیدستگاه:#شوربه یاد #ایرج⚜ @Krendan ⚜
آوازی از: ایرج خواجه امیریغزلی بسیار زیبا از حضرت حافظروحش شاد و یادش گرامی♥️♥️⚜ @Krendan ⚜
عنان به دست فرومایگان مده زنهارکه در مصالح خود خرج می کنند تو را…#صائب_تبریزی⚜ @Krendan ⚜
مملکت ملت دانا میخواهدامیر کبیر❤️⚜ @Krendan ⚜
زمانی که شهریار برای خواندن درس پزشکی به تهران آمد، عاشق دختر صاحبخانه می شود.صحبتی بین مادران آنها مطرح می شود و یک حالت نامزدی بوجود می آید. قرار بر این می شود دکترای پزشکی را گرفت با دختر عروسی کند.بعد از دوره پزشکی متوجه میشود پدر دختر او را به یک سرهنگ داده و با هم ازدواج کرده اند. شهریار دچار ناراحتی روحی شدیدی می شود و حتی مدتی هم بستری می شود و در این دوران غزل های خوب شهریار سروده می شوند. بهجت آباد سابق بر این تفرجگاه تهران بود و مثل امروز آپارتمان سازی نشده بود. این محل، جایی بود که بیشتر اوقات شهریار با دختر برای گردش به آنجا می رفت. بعد از اینکه دختر ازدواج می کند، شهریار یک روز سیزده بدر برای زنده کردن خاطرات آنجا می رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می آیند. شهریار با دختر روبرو می شود و این غزل را آنجا می سراید: یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم⚜ @Krendan ⚜
اگر خدا بخواهد خیری به تو برساند هیچ کس نمیتواند فضل و لطف او را از تو برگرداند💫شبتون بخیر⚜ @Krendan ⚜
از تو با مصلحت خویش نمیپردازمهمچو پروانه که میسوزم و در پروازمگر توانی که بجویی دلم امروز بجویور نه بسیار بجویی و نیابی بازم!#سعدی#استاد_شجریان⚜ @Krendan ⚜
دلت را به همیشگی بودنِ هیچچیز خوش نکن.آدمها شبیه موادِ شیمیایی هستند؛ در یک شرایطِ خاص، واکنش خاص نشان میدهند و در شرایطی دیگر، خاصیتشان را از دست میدهند. آن کسی که امروز برایت “جان” میدهد، شاید فردا حتی “جواب” هم ندهد. و این لزوماً به خاطر بدیِ او نیست، فقط تاریخِ انقضایِ آن “نسخهاش” در زندگیِ تو تمام شده است.یاد بگیر که از آدمها در همان لحظهای که “خوب” هستند لذت ببری، بیآنکه به فکرِ مالکیتِ ابدیشان باشی. دنیا، ایستگاهِ قطار است، نه اقامتگاهِ دائمی.⚜ @Krendan ⚜
دلت رو به ڪسے بده ڪه👇مشتاق باشه ... نه محتاج دلبسته باشه ... نه وابسته شخصیتت رشد ڪنهنه اینڪه تخریبت ڪنه خوشحالت ڪنهنه اینڪه باعث ناراحتیت بشه بهت آرامش بدهنه اینڪه آرامشتو بگیره عشق ورزیدن یه هنرهتنها راه اثباتش عملهنه شعار و دروغ⚜ @Krendan ⚜
زمان عجیب ترین قاضی دنیاست ⚜ @Krendan ⚜
چه نقش باختی ای روزگار رنگ آمیزکه این سپید سیه گشت و آن سیاه سپید#هوشنگ_ابتهاج⚜ @Krendan ⚜
از رنجی خستهام که از آنِ من نیست بر خاکی نشستهام که از آنِ من نیست#احمد_شاملو ⚜ @Krendan ⚜
#حکایتدست و پا بریدهای هزار پایی بکشت. صاحب دلی بر او گذر کرد و گفت سبحان الله با هزار پای که داشت، چون اجلش فرا رسید از بی دست و پایی گریختن نتوانست.در آندم که دشمن پیاپی رسید کمان کیانی نشاید کشید#گلستان_سعدی ⚜ @Krendan ⚜
در من زندانیِ ستمگری بودکه به آوازِ زنجیرش خو نمیکرد..!#احمد_شاملو⚜ @Krendan ⚜
تموم بهونه ها دروغ اند؛هرکسی بخوادت یه راهی پیدا میکنه... ♥️⚜ @Krendan ⚜
خطرناکترین افراد زندگی شما…دشمنانتان نیستنددوستانی هستند که در دل، از شما بیزارندبا شما میخندند، همراهی میکنند،اما در سکوت، آرزوی سقوط شما را دارند⚜ @Krendan ⚜
اين تيكه ازكتاب کیمیاگر رو بايد ١٠٠ بار خوند :آنچه قسمت تونيست،هزاران بار نا اميدت ميكندتا بلاخره بفهمى كه بايد رهايش كنی.⚜ @Krendan ⚜
#حکایتمولانا شرف الدین دامغانی از کنار مسجدی می گذشت. خادم مسجد سگی را کتک می زد و در را بسته بود که سگ فرار نکند. مولانا در مسجد را باز کرد و سگ گریخت. خادم مسجد با مولانا دعوا کرد. مولانا گفت: ای یار! سگ را ببخش چون عقل ندارد. از بی عقلی است که به مسجد در آمده وگرنه ما که عقل داریم ، آیا هرگز ما را در مسجد دیده ای؟!#عبید_زاکانی⚜ @Krendan ⚜
زندگی رقص نجیبی ستکه بر چشمه ی بودن جاریسترقص ِ یک شاپرک بازیگوشلای یک دسته گل ِ یاس ِ معطر در باغرقص ِ یک نغمه ی آرام ِ اذانکه شبی باد میان من و این قبله پراکنده کندرقص کِرمی شب تاب،که شبیه ِ تپش ِ خورشید استزندگی شعر ِ نجیبی ستکه در دفتر ِ اندیشه ی این گنبد ِ دَوارپر از قافیه استچه کسی گفت خدا شاعر نیست⚜ @Krendan ⚜
آرزو میکنم آن لحظهای که فکر میکنی همه چیز تمام شده است خدا قلبت را نوازش کند⭐️شبتون زیبا🍃⚜ @Krendan ⚜
نظری کن، که به جان آمدم از دلتنگی...نظری من، که خیالی شدم از تنهایی....#فخرالدین_عراقی شاهکاری از #استاد_شجریان⚜ @Krendan ⚜
#حکایتمال از بهر آسایش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی را پرسیدند: «نیکبخت کیست و بدبختی چیست؟» گفت: «نیکبخت آن که خورد و کشت و بدبخت آن که مُرد و هِشت.»#گلستان_سعدی⚜ @Krendan ⚜
خوانش بسیار زیبای اشعار مولانا...همراه تصاویری زیباتر⚜ @Krendan ⚜
⚜ @Krendan ⚜مورچه به خدا گفت: «من اما سر آغاز هيچم و ريزم و نديدني. من به هيچ چشمي نخواهم آمد.» خدا گفت: «چشمي که سزاوار ديدن است مي بيند. چشم هاي من هميشه بيناست.» مورچه اين را مي دانست اما شوق گفت و گو داشت. پس دوباره گفت: «زمينت بزرگ است و من ناچيز ترينم. نبودنم را غمي نيست.» خدا گفت: «اما اگر تو نباشي پس چه کسي دانه کوچک گندم را بر دوش بکشد و راه رقصيدن نسيم را در سينه خاک باز کند؟ تو هستي و سهمي از بودن براي توست، در نبودنت کار اين کارخانه ناتمام است.» مورچه خنديد و دانه گندم دوباره از روي دوشش افتاد. خدا دانه را به سمتش هل داد. هيچ کس اما نمي دانست که در اين گوشه اي از خاک، مورچه اي با خدا گرم گفت و گوست.📚بال هايت را کجا جا گذاشتى⚜ @Krendan ⚜
آنچه مقدر است، خواهد آمد؛ آرام بمان.که اضطراب، هیچ سرنوشتی را دگرگون نمیکند.⭐️شبتون زیبا⚜ @Krendan ⚜
آزادي چيزیست شبيه به سلامتی،زیرا تا زمانی كه اين دو را از دست نداده باشیم قدرشان را نمیدانيم !!#فرانسوا_والتر⚜ @Krendan ⚜
چند ثانیه آرامش ... 💚🌱⚜ @Krendan ⚜
براي اينکه انسان کمال يابد،صدسال کم است.. ولی برای بدنامی اويک روز کافی استپس، مراقب باشیم . .اگر انسانها را وزن میکنیمواظب باش تنها بر اساسمدرکشان وزن نکنی بعضیها با مدرک خالی از درکند و برخی بی مدرک سرشارنداز درک و شعور .همـهی آدمها وقتی آرام باشندزشتی هایشان تهنشین میشودو زلال به نظر میآیند ، برای اینکه آدمی را بشناسید قبل از مصرف خوب تکان دهید !!#الهی_قمشه_ایی⚜ @Krendan ⚜
داستان زیبایی بود⚜ @Krendan ⚜
دستگاه بیپر و بالی بهشت دیگر استناز مفروش ای قفس در چنگ صیادیم ما#بیدل_دهلوی⚜ @Krendan ⚜
در شرایط سخت آگاهی با حرف زدن عمل نمیکنه⚜ @Krendan ⚜
زندگى مثل يک كامواستاز دستت كه در برود، مى شودكلاف سر در گم،گره مى خورد، میپيچد به هم، گره گره مى شودبعد بايد صبورى كنى، گره را به وقتش با حوصله وا كنىزياد كه كلنجار بروى، گره بزرگتر مى شود، کورتر مى شوديک جايى ديگر كارى نمى شود كرد، بايد سر و ته كلاف را بريديک گره ى ظريف و كوچک زد، بعد آن گره را توى بافتنى جورى قايم كرد، محوكرد، جورى كه معلوم نشود." يادمان باشد "گره هاى توى كلافهمان دلخورى هاى كوچک و بزرگندهمان كينه هاى چند ساله بايد يک جايى تمامش كرد سر و تهش را بريد.زندگى به بندى بند استْ به نام "حرمت" كه اگر پاره شودتمام است....⚜ @Krendan ⚜
کودکی وارد آرایشگاه شد، مرد آرایشگر در گوش مشتری خود گفت :این احمق ترین کودک جهان استالان برایت ثابت می کنمسپس مرد ارایشگر اسکناس یک دلاری در یک دست و در دست دیگر یک سکه ۲۵ سنتی گذاشت، و به کودک گفت کدام را میخواهیکودک سکه ۲۵ سنتی را برداشت و خارج شد ، مشتری پس از خروج از آرایشگاه پسر را دید و از او پرسید :چرا هر بار سکه ۲۵ سنتی را برمیداری؟!پسر پاسخ داد : چون اگر یک دلاری را بردارم بازی تمام میشود⚜ @Krendan ⚜
امید داشته باش به فردایی که بعد از یک شب تاریک میآید: امید دواست💚⚜ @Krendan ⚜
خداوندا...شاید ندانم آینده چه در خود دارد،اما می دانم همه چیز در کنترل توست و نقشه ای که برای من داری خیر و نیکی است.نگرانی ها،ترس ها و تردید هایم را به تو میسپارم.می دانم هرگز باری بیش از توانمبر دوشم نمیگذاری،زیرا آنجا که توان من به پایان میرسد،قدرت تو آغاز میشود.شکرگزار تو هستم و امیدمبه توست#شبتون_بخیر⚜ @Krendan ⚜
دستگیری کن یکی زین ژرف غرقابش بر آرتا به کِی طفلِ نگاهم غوطه در حسرت خورد#طالب_آملی⚜ @Krendan ⚜
خدایا حافظ کسانی باش که صدایشان صدای ما ولی شجاعتشان از شجاعت ما بیشتر بود ...⚜ @Krendan ⚜
برای کفشیکه همیشه پایت را می زندفرقی نمی کندتو راهت را درست رفته باشی یا اشتباه.هر مسیری را با او هم قدم شویباز هم دست آخربه تاول های پایت می رسیآدم ها هم به کفش ها بی شباهت نیستندآدمی که همیشه آزارت می دهدهیچ وقت نخواهد فهمیدتو چه دردی را تحمل کردیتا با او همقدم باشی⚜ @Krendan ⚜
ساده ترین درس زندگی اینه که ..⚜ @Krendan ⚜
بزرگترین دشمن سعادتو آزادی انسان ها،دفاع کورکورانه از عقایدو باورهای غلط است! #ویکتور_هوگو ⚜ @Krendan ⚜
⚜ @Krendan ⚜نقل میکنند که روزی سفره ای گسترانیده و کله پاچه ای بیاوردند.سلطان فرمود: در این کله پاچه اندرزها نهفته است.سپس لقمه نانی برداشت و یک راست، مغز کله را تناول نمود، سپس گفت:اگر می خواهید حکومتی جاودان داشته باشید، سعی کنید جامعه را از مغز تهی کنید.سپس زبان کله پاچه را نوش جان و فرمود:اگر می خواهید بر مردم حکمرانی کنید، زبان جامعه را کوتاه و ساکت کنید.سپس چشم ها و بناگوش کله پاچه را همچون قبل برکشید و فرمود:برای این که ملتی را کنترل کنید، بر چشم ها و گوش ها مسلط شوید و اجازه ندهید مردم زیاد ببینند و زیاد بشنوند.وزير اعظم عرض کرد:پادشاها! قربانت بروم حکمت ها بسیار حکیمانه بودند، اما جواب شکم ما را چه میدهید؟ذات ملوكانه، در حالی که دست خود را بر سبيل های چرب خویش می کشیدند، با ابروان خود اشاره ای به پاچه انداختند و فرمودند:شما پاچه را بخورید و پاچه خواری را در جامعه رواج دهید تا حکومت مان مستدام بماند ...⚜ @Krendan ⚜
انگار که خوابیم ، کابوس می بینیم 🖤⚜ @Krendan ⚜
⚜ @Krendan ⚜روزی «اندوه» به روستای ما آمد.گفتیم رهگذر است؛اما ماند.گفتیم مسافر است،خستگی در میکند و میرود؛ باز هم ماند و نشست و شروع کرد به بلعیدن ذخیرهی امیدمان؛گفتیم مهمان بد قدمیست،دو سه روز دیگر میرود؛و باز هم ماند و ماند و ماند و تبدیل شد به یکی از اعضای دهمان!اکنون اندوه، کدخدا شدهو تمام کوچهها بوی «آه» میدهد.تمام امیدها را بلعید و به جایش «حسرت» در دلها انبار کرد. پیران ده هنوز به یاد دارند: روزی که اندوه آمد،«جهل» نگهبانِ دروازهی روستا بود...⚜ @Krendan ⚜
بیچاره وطن..!گرفتار قومى شده ايم كه :اگر نِزاع كنند ، مزرعه را به آتش مىكشند …و اگر صُلح كنند ،محصول را به تاراج مىبرند !!⚜ @Krendan ⚜
کمال هم نشین :⚜ @Krendan ⚜
دنیا آینه استبه کسی درد نده ..دنیا ، آدرس همه را بلد است !⚜ @Krendan ⚜
همهچیزشان آمیخته با کثافت و پستی و سودپرستی و بیذوقی و مرگ و بدبختی است. #صادق_هدایت ⚜ @Krendan ⚜
ابراز علاقه کنید امااسراف دوست داشتن نه!!اگر میبینید مالِ دنیای شما نیستفاصله را تنظیم کنید..به مغز، روح و روان آدم ها تجاوز نکنیدتا جسم هایتان توان زندگی کردن داشته باشد این است ذات انسانی⚜ @Krendan ⚜
آن پاسخهای بیرحمانه را بیاد بیاورتا دلتنگ نشوی⚜ @Krendan ⚜
به باغهای دزد زده میمانیمقبول کنیداندوه میوهای که بر شاخه میمانداز اندوه میوهای که در زیر چکمه له میشودهیچ کمتر نیست.#کمال_رفعت_صفایی⚜ @Krendan ⚜
شیطان، تولستوی: آدمیزاد گاهی از ندانستن نابود میشه اما گاهی اوضاع پیچیدهتره: ممکنه بدونه درست و غلط چیه، خطا چیه و بدی و خوبی چیه و حتی بدونه که چی براش مفیده و چی مضره، چه کار باید بکنه و چه نباید بکنه، با این حال به سمت تاریکیای که کاملا ازش آگاهه کشیده بشه و نتونه جلوی خودش رو بگیره! چطور چنین وضعی ممکن میشه؟ میگه «نجاتم بده، دارم سقوط میکنم.» اما کی از چی نجاتت بده دقیقا؟! چه بهت بگن که خودت نمیدونی؟رمان کوتاهی (۹۰ صفحه) که تولستوی در زمان حیات منتشر نکرد، با اینکه بیست سال وقت داشت. شاید چون فکر میکرد ناقصه. دو پایان براش نوشته و هر دو در کتاب هست! که در موردشون چیزی نمیگم. داستانی درباره تنش بین "میل" و "اخلاق"ه. میل به "زنی ممنوع" و اخلاقیات که مانع شدن!⚜ @Krendan ⚜
همه طوفان ها نمیان که زندگیتو سخت کننبعضی هاشون میان تا راه زندگیتو تمیز کنن🌜#شبتون_بخیر⚜ @Krendan ⚜
در این حریمِ شبانهی ستم گرفته،در این شبِ خوف و خاکستر که غم گرفته،رفیقِ روزانِ روشنِ رهاییِ من!ستاره ها را صدا بزن، دلم گرفته ...⚜ @Krendan ⚜
اندوه این روزها نشانه ناامیدی نیست؛نشانه ی این است که هنوز انسان ماندهایم.تا وقتی درد دیگری برایمان مهم است،زندگی کاملاً شکست نخورده.⚜ @Krendan ⚜
⚜ @Krendan ⚜چرا میگوییم «بزنم به تخته»؟عبارت «بزنیم به تخته» فقط یک تکیهکلام نیست؛ ریشه آن به هزاران سال پیش و باورهای باستانی برمیگردد. مردم قدیم اعتقاد داشتند ارواح درختان میتوانند از انسان در برابر بدشانسی، چشمزخم و نیروهای منفی محافظت کنند. به همین دلیل پس از صحبت درباره خوششانسی یا موفقیت، به چوب ضربه میزدند تا از این ارواح کمک بگیرند.با گسترش مسیحیت، این رسم از بین نرفت؛ بلکه معنای مذهبی پیدا کرد و به لمس چوب صلیب مقدس نسبت داده شد. در فرهنگهای مختلف هم شکلهای متفاوتی دارد؛ مثلاً در کشورهای انگلیسیزبان «به چوب زدن» یا «لمس کردن چوب» رایج است و در ایتالیا به جای چوب، آهن را لمس میکنند. در ایران نیز این باور با مفاهیمی مثل چشمزخم، «ماشاءالله» و «گوش شیطان کر» آمیخته شده است.از نگاه روانشناسی، این رفتار نوعی تفکر جادویی است؛ یعنی انجام یک حرکت ساده که به انسان احساس کنترل و آرامش میدهد، حتی اگر تأثیر واقعی بر اتفاقات نداشته باشد. همین حس کاهش اضطراب باعث شده این عادت تا امروز باقی بماند.در نهایت، ماندگاری این باور به این دلیل است که انسان همیشه با آیندهای نامطمئن روبهرو بوده و برای کاهش ترس و اضطراب، به نمادها و آیینهای آرامشبخش پناه برده است. بنابراین «بزنیم به تخته» بیش از آنکه یک خرافه باشد، بازتاب نیاز همیشگی انسان به احساس امنیت در برابر ناشناختههاست.⚜ @Krendan ⚜
آنهای که گندم صداقت را در اسیاب دروغ آرد میکنند نان انسانیت را در هیچ تنوری نخواهند پخت.⚜ @Krendan ⚜
اگر انسانها را وزن میکنیمواظب باش تنها بر اساسمدرکشان وزن نکنیبعضیها با مدرک ، خالی از درکندو برخی بی مدرک سرشارنداز درک و شعور...⚜ @Krendan ⚜
ز آن روز حذر کن که ورق برگردد#ابوسیعد_ابوالخیر⚜ @Krendan ⚜
#حکایت_گوسفند_مفت_خورکره خری از مادرش پرسید:این کجای انصاف است که ما با کلی سختی و مشقت ، یونجه را از مزرعه به خانه حمل می کنیم، در حالی که گل های یونجه را گوسفند میخورد و ته مانده آن را به ما می دهند...؟!گوسفند آنچنان به حرص و ولع گلهای یونجه را می خورد که صدای خرت خرت آن و حسرت یکبار خوردن گل یونجه، ما را می کشد...خر به فرزندش گفت: صبر داشته باش و عاقبت این کار را ببین...بعد از مدتی سر گوسفند را بریدند...گوسفند در حالیکه جان می داد، صدای غرغرش همه حا پیچیده بود...خر به فرزندش گفت:کسی که یونجه های مفت را با صدای خرت خرت می خورد، عاقبت همینطور هم غر غر می کند!هرکسی حاصل دسترنج دیگران را مفت میخورد باید نگران عواقبش هم باشد...⚜ @Krendan ⚜
روحت شاد صحنه معروف فیلم مادر از زبان مرحوم اکبر عبدی...⚜ @Krendan ⚜
🔹 قصه ماندگارترین صحنه فیلم «مادر» از زبان زنده یاد اکبر عبدی⚜ @Krendan ⚜
در اگر برتو ببندد مرو صبر کن آن جازپس صبر تورااو به سر صدر نشاندواگر بر تو ببنددهمه ره ها وگذرها ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند⚜ @Krendan ⚜
با بدگُهر میامیز، تا بدگُهر نگردیحکمِ شراب دارد، آبی که در شراب است#صائب_تبریزی⚜ @Krendan ⚜
ستم زمانی پایان می یابدکه ستم دیده تصمیم بگیرد دیگر تحمل نکند !⚜ @Krendan ⚜
#حکایت یکی تعریف میکرد وقتی از نماز جماعت صبح بر میگشتم جماعتی را دیدم که بزور قصد سوار کردن گاو نری را در ماشین داشتند.گاو مقاومت میکرد و حاضر نبود سوار ماشین بشود، من رفتم دستی به پیشانی گاو کشیدم؛گاو مطیع شد و سوار شد.من مغرور شدم و پیش خودم گفتم؛«این از برکت نماز صبح است.»وقتی رسیدم خانه دیدم مادرم گریه و زاری میکند، علت را که جویا شدم گفت «گاومان را دزدیدند!»گاو مرا شناخته بود ولی من او را نشناختم!⚜ @Krendan ⚜