#تلنگر یک روز پادشاهی همراه با درباريانش برای شكار به جنگل رفتند.هوا خيلی گرم بود و تشنگی داشت پادش…
انتشار: 2026/06/22 20:03 UTC
#تلنگر یک روز پادشاهی همراه با درباريانش برای شكار به جنگل رفتند.هوا خيلی گرم بود و تشنگی داشت پادشاه و يارانش را از پا در می آورد. بعد از ساعتها جستجو جويبار كوچكی ديدند. پادشاه شاهين شكاريش را به زمين گذاشت، و جام طلایی را در جويبار زد و خواست آب بنوشد، اما شاهين به جام زد و آب بر روی زمين ريخت.برای بار دوم هم همين اتفاق افتاد، پادشاه خيلی عصبانی شد و فكر كرد ، اگر جلوی شاهين را نگيرم ، درباريان خواهند گفت: پادشاه جهانگشا نمی تواند از پس یک شاهين برآيد؛ پس اين بار با شمشير به شاهين ضربه ای زد. پس از مرگ شاهين پادشاه مسير آب را دنبال كرد و ديد كه ماری بسيار سمی در آب مرده و آب مسموم است.او از كشتن شاهين بسيار متاثر گشت.مجسمه ای طلایی از شاهين ساخت.بر یکی از بالهايش نوشتند:«یک دوست هميشه دوست شماست حتی اگر كارهايش شما را برنجاند.»روی بال ديگرش نوشتند:«هر عملی كه از روی خشم باشد محكوم به شكست است.»⚜ @Krendan ⚜

