Society is always trying to control, to shape, to mould the thinking of the young. From the moment…
انتشار: 2026/08/19 16:05 UTCدریافت: 2026/08/19 18:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 18:01 UTC
Society is always trying to control, to shape, to mould the thinking of the young. From the moment you are born and begin to receive impressions, your father and mother constantly tell you what to do and what not to do, what to believe and what not to believe; you are told that there is God, or that there is no God but the state and that some dictator is its prophet. From childhood, these things are poured into you, which means that your mind is gradually being encased, conditioned, shaped so that you fit into the pattern of society and not be a revolutionary. Since the habit of patterned thinking has already been established in you, even if you do revolt, it is within the pattern. It is like prisoners revolting in order to have better food, more conveniences, but always within the prison. When you seek God or try to find out what right government is, it is always within the pattern of society. So your revolt, like the so-called revolution brought about by ambitious or clever people, is always limited by the past. That is not revolt, that is not revolution, it is merely heightened activity, a more valiant struggle within the pattern. Real revolt, true revolution is to break away from the pattern and to inquire outside of it.Jiddu Krishnamurti From "Think on These Things"جامعه همواره در تلاش است تا اندیشهٔ جوانان را کنترل کند، به آن شکل بدهد و آن را مطابق الگوی خود قالبریزی کند. از همان لحظهای که به دنیا میآیید و دریافتِ تأثیرها و برداشتها را آغاز میکنید، پدر و مادر مدام به شما میگویند چه کاری را انجام دهید و چه کاری را انجام ندهید؛ به شما میگویند به چه چیزی ایمان داشته باشید و به چه چیزی ایمان نداشته باشید. به شما گفته میشود که خدا وجود دارد، یا برعکس، گفته میشود خدایی وجود ندارد و تنها «دولت» است که جای خدا را گرفته و فلان دیکتاتور پیامبر آن است.از کودکی، این باورها و تلقینها پیوسته در ذهن شما ریخته میشوند. این یعنی ذهن شما بهتدریج در پوششی سخت و محدودکننده محصور میشود، شرطی میشود و شکل میگیرد تا با الگوی جامعه سازگار شود، نه اینکه یک انقلابی باشد.از آنجا که عادتِ اندیشیدن در چارچوبِ الگوها از پیش در شما شکل گرفته است، حتی اگر دست به شورش بزنید، باز هم آن شورش در همان چارچوب رخ میدهد. این درست مانند زندانیانی است که شورش میکنند تا غذای بهتری داشته باشند یا امکانات بیشتری به دست آورند، اما همچنان درون زندان باقی میمانند.وقتی در جستوجوی خدا هستید یا میکوشید دریابید حکومتِ درست چیست، باز هم این جستوجو در همان چارچوب جامعه انجام میشود. بنابراین، شورش شما ــ همانند انقلابهایی که بهاصطلاح به دست انسانهای جاهطلب یا زیرک پدید میآیند ــ همواره به گذشته محدود است.این شورش واقعی نیست؛ این انقلاب نیست. بلکه صرفاً فعالیتی شدیدتر و مبارزهای پرشورتر درون همان الگوست.شورشِ واقعی، انقلابِ حقیقی، آن است که از این الگو رها شوید و بیرون از آن به کاوش و پرسشگری بپردازید.جیدو کریشنامورتی@Krishnamurti




