👑 | ارزشی، چپول، برانداز، وهّابی، لیسر، آخوندِ کراواتی، وطنفروش... |✅ لئو شاهوفسکیثمرهی حدودِ 15…
انتشار: 2026/07/27 13:02 UTCدریافت: 2026/08/15 03:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:13 UTC
👑 | ارزشی، چپول، برانداز، وهّابی، لیسر، آخوندِ کراواتی، وطنفروش... |✅ لئو شاهوفسکیثمرهی حدودِ 15 سال مطالعه و گفتوگو و تجربه به من نشان داده کسانی که نتوانستهاند نقدِ منطقی بگیرند از القاب بهعنوانِ چماق استفاده کردهاند.هرگاه دیدگاهشان که بدونِ دلیل پذیرفتهاند به چالش کِشیده شده گفتهاند «چپ هرگز نفهمید» یا از «چپ» و «چپول» استفاده کردهاند و برایشان فرقی ندارد آن شخص چه افکاری دارد. آنها مخالفینِ خود را «سنّتی» مینامند و فکر میکنند هرچه مربوط به گذشته باشد غلط است، حالکه ما در همین قرن هنوز هم افکارِ افلاطون و جمهورِ او را میخوانیم انگار که از زمانهی ما حرف میزند.اگر مخالفِ روابطِ جنسیِ خارج از ازدواج و خوردنِ مشروب باشیم به ما «ریتارد» و «تاکسیک» میگویند، درحالیکه خوردنِ الکل حتّی مصرفِ کمش عاملِ ده نوع سرطان است. چیزهایی در مُدرنیته وجود دارد که نیکوست و بهصرفِ آنکه در یک فرهنگِ غربی رخ میدهد آنرا بیاعتبار نمیکند، ولی درجا میگویند «غربزده».هموسکشوالیته [همجنسبازی] را با «رضایت» و «بلوغ» درست میدانند، ولی اگر بگویم زنای محارم هم طبقِ منطقِ شما با رضایت و بلوغ و کاندوم باید درست باشد میگویند «شاهوفسکی گیلتیپلژرِ من است». معتقدند اعمالِ همجنسبازانه در حیوانات هم وجود دارد، ولی اگر بگویم مگسها هم هر روز مدفوع میخورند پس باید شما هم چنین کنید، میگویند «افکارِ پوسیدهی قرونوسطایی داری».وقتی سخنی را نمیفهمند آن را به تمسخر میگیرند و فوراً برچسبِ «روشنفکرِ قلّابی» یا «فیلسوفِ تلگرامی» میزنند. اگر افرادِ مشهور که به بُت تبدیل شدهاند نقد کنیم میگویند «عقدهای و افراطی» است. هرگاه اشعارِ شاعران را آوردهام که سلاطین را چاپلوسی میکنند و از جبریگرایی و عشقِ جنسی به کودکان و افکارِ درویشیگرایانه و شخصپرستانه سرودهاند، مرا «فاندبگیر» و «پروژهبگیرِ تخریبِ ملّی» نامیدهاند.اگر دورانِ باستان و ظلم و جنایات و جبّاریّتشان نقد شود میگویند «مرتکبِ مغلطهی زمانپریشی شدی»، درحالیکه شاهانِ گذشته وقتی شکنجه میدادند دقیقاً میدانستند که این شکنجهها چه دردِ دهشتناکی به آنان وارد میکرد. یک شاه چقدر باید جبّار بوده باشد که هرکجا رفته آوای مرگ و عذاب و تحقیرِ «منم داریوش، شاهِ شاهان، دارای نژادِ آریایی، شاهِ هفتگوشهی جهان» سر داده و چند برده را میآورده و دستور به حکّاکیِ قتل و کشتار و بُریدنِ اعضای بدنِ مخالفانش -نه حتّی مجرمین!- را میداد.برای جابجاییِ سنگهای معروفِ استونهنج، دهها کیلومتر سنگ به دستورِ اربابِ جهل و ستم آوردهاند و در کنارِ این بناها تپّههایی از جمجمهی بردگان دفن شده است. در مصر، اهرامی ساخته شده که به دستورِ سگپدری به نامِ خوفو و خفرع و منکورع و دیگر فراعنه ساخته شده، تا آنها را در گورهای باشکوه بیندازند و انسانی از جنسِ خودشان، از کسری و انوشیروان، از قیاصره و جبابره را فرمان بُرده باشند، و اینهمه ستم را زمانپریشی مینامند!امروزه حتّی اگر مخالفِ سرسختِ حکومتِ ایران باشیم، کافیست رسومِ سلطنت و رعیّتگرایی و خوی بردگی و شکنجهگاههای ساواک را نقد کنیم، بیدرنگ القابِ «آخوندِ اتوکرده» و «عرزشی» بکار میبرند، حالکه هر شاهی که مردم برایش دولاراست شوند و تمثالش را بر درودیوار آویزان کنند یک شاهِ دجّال است.بههمینشکل، فِمینیسم نقد شود میگویند «مردسالار» و اگر دستاوردِ فکری و اخلاقیِ زنان ستایش گردد میگویند «لیسر». علومِ مُدرن را ستایش کنیم میگویند «خودتحقیر» یا «غربگدا»، علمپرستی را بکوبیم میگویند «متحجّر»، یا اگر فرگشتِ کلان را بهخاطرِ خاصیّتِ ایمانیای که دارد غیرِعلمی بدانیم میگویند «تو از فلان دانشمند بهتر میفهمی؟!». کمونیسم را حکومتِ کارگرانِ مستبد بنامیم میگویند «ارتجاعی»، سرمایهداری را بهخاطرِ استبدادِ انحصارِ شرکتهای اسلحهسازی و باندهای خریدِ آرای انتخاباتی نقد کنیم میشویم «دشمنِ آزادی».وقتی میگویم قبرپرستی ریشه در جاهلیّتِ عربِ قبل از اسلام داشته میگویند «وهّابی» هستی، یا اگر جعلیات و خرافاتی را که به زبانِ ائمّه بستهاند نقد کنیم و امامان را از مقامهای خدایی به زمین بیاوریم و آنها را انسانهای نیکوکاری بدانیم که مانندِ ما انسان بودهاند و از فردای خود خبر نداشتند میگویند تو «ناصبی هستی، مگر نمیدانی شیخ کلینی گفته "ذرّهای از کائنات از ائمّه پنهان نیست؟"»!حکومت را نقد کنیم به ما «وطنفروش» و «تجزیهطلب» میگویند، امّا اگر در برخی مواضع مثلاً علیهِ جنایات و استعمارطلبیِ آمریکا و اسرائیل حرف بزنیم و نظرِ مشترکی با حکومت داشته باشیم میگویند «مزدور» یا «سایبری». نسلهای قدیم را یا یکسره «خرفت» میدانند، نسلهای جدید را هم یکسره «بیبندوبار». اگر مردم علیهِ ظلم قیام کنند میگویند «برعنداز!» یا «اغتشاشگر» یا «مهرهی اسرائیل»، و اگر جاسوسِ اسرائیل رضا پهلوی با افکارِ مهدِکودکانهاش را نقد کنیم میشویم «مجاهدینِ خلق» و «ساندیسی» و «نانبهنرخِروزخور».مدحِ حکّام، شرکت در انتخابات و پارلمانها، سربازان و سیاهیِ لشکرشان را مشارکت در جرمِ حکومتها میدانم، ولی آنها میگویند «تو تکفیری و داعشی هستی»، ولی وقتی حکومتها مردم را با قوانینِ پارلمانی میکُشند آنها را «نیروهای سرکوبگر» مینامند!در آخر، چیزهایی که گفتم به این معنا نیست که این القاب نمیتواند در موردِ کسی صادق باشد، مشکل در این است که مخالفان بدونِ اینکه مشخّص کنند کدام بخش از سخنان چنینچیزی را ثابت میکند، این القاب را بدونِ هیچ دلیلی فقط برای بیاعتبارسازی و تحقیرِ شخصِ مقابل بکار میبرند.⚡️ @Leo_Shaahovsky