به یکی ده محل سوره یاسین فرستادم البته گوشی من فقط قرآن پر بود بعد یکی گفت بده گوشیت نگاه کنم گفت ت…
انتشار: 2026/06/25 16:16 UTC
به یکی ده محل سوره یاسین فرستادم البته گوشی من فقط قرآن پر بود بعد یکی گفت بده گوشیت نگاه کنم گفت تو همیشه چی گوش میدی همیشه گوش گی به گوش هات میزنی من گفتم من همیشه قرآن تلاوت میکنم بعد گوشی مه نگاه کرد گفت بعد گفت همه تلاوت ها قرآن بفرست به من وقت فرستادم بگوی غافل بود گوش داد گفت اگر من سوره یاسین گوش کنم توور پیش میکنم ده سنگ پیشکان زدن من گفتم نمیتونی بعد بچهاش ۱۹سال بود آدم بزرگ بود ولی خیلی با هرکی زور میگفت گفتم حالا بیا با من مسابقه بزنیم رفتیم سنگ پیشکان زدن مره پیش کرد نتونیست بعد گفت بس است دیگه بعد چند روز بعد دیدم که همین شخص مثل غریب ها یک جا نشته گفتم چیکار میکنی پشت کو رفتی نشتی گفت قرآن تلاوت دارم با هرکی که زور گفت بود پیشمان بود بعد هر زمان که مره میدید سر خودت پایین میگرفت گفتم تو چرا یک رقم شدی گفت من خجالت میکشم که توور میبنم که قرآن تلاوت میکنی آفرین تو گفت که با هیچ کسی کار نداری من گفتم تا زمان که کسی با من کار نداشت باشه درگیر نشویه من با کسی کار ندارم اما گفتم اگر کسی با من درگیر شویه اگر مثل کوها هم گفتم باشه طرف زمین میزنمشبعد رفتیم پیش قبرستان ها با همان شخص گفت این قبر پدر مادر من است اینم قبر برادر بزرگ تو است گفت ما یک روزه میریم از دنیا نباید باهم درگیر باشیم من گفتم تازه این چیز ها را فامیدی گفتم زمان که من نبودم افغانستان محل نبودم با همین برادر بزرگ هم در گیر شدید لباس هاش پار پار کردید گفتم حالا که من اومدیم این گپ ها را به من میزنید گفتم من شماها را می بخشم درحال که هیچ کار با خانواد من نداشت باشید بعد روز دیگه گاو ش مرده بود سر خانه خود بالا شده مردم فحش داد میرفت من رفتم گفتم چی گپ است سر تو که مردم فحش میدی گفت گاو مه چیز دادن گفتم نفر دیدی که گاو ت چیز داد باشه گفت نه گفتم که ندیدی دهنت طرف خانه ها مردم باز نکن فحش نده وگرنه من به حسابت میرسم بعد پایین شده رفت داخل خانه خود اما وقت که من گپ میزدمش گوش میکرد گرچه که آدم بزرگ هم بودبعد یک روز دیگه میرفتم طرف سالنگ یک پیر مرد داخل ماشین بود بعد یکی کدوم چیز .گفت براش بعد این پیر مرد همه ماور فحش داد ناموس گفته من دور خوردم سرش گفتم ساکت کن خودت البنه پیر هم که زیاد نبود جوان بود اما عقل نداشت گفتم دیگه نیبنم فحش بدی وگرنه از ماشین بیرونت میکنم بعد یک نفر دیگه بود مردم به ان شخص دیونه میگفتن بچه جوان بود یک داست پاش کج بود از سو خداوند یک شخص دیگه هم بود مردم دیونه براش میگفت دو نفر بودن آدم جور بودن مردم مسخره شان میکرد بعد من هر زمان که محل می بودم کسی جرت نمیکرد که انها را مسخره کنه انها را میارودم خانه چای نان میدادم پول هم داد بودم براش شان بعد مردم مره خند میکرد تو با کی هر طرف را میری سر این دو نفر من با خیلی مردم درگیر شدم بعد که سیاست من بالا مسخر گران نشت وقت که مره میدیدن با همان دو نفر از ترس جلو نمیامدنبعد طالبان به این دو نفر به هر نفرش سال ۳۰هزار افغانی میدادن بعد پول شان برادر شان میگرفت خرج میکرد یک جا داشتیم عکس میگرفتم با انها مردم خند کردن گرفتن😃من گفتم خند هاتان به دل من نمی چسپ اما گفتم اگر گیرتان کنم همه تان فقط شقلا کاری میکنم لااله الا الله🇦🇫🇦🇫🇦🇫🗡🗡🇦🇫🗡🗡🗡🏃♂