داستان مردم کنم برای تان زمان که من رفتم محل مردم دیده که من یکم غیرت جرت دارم مره میخواستن که از م…
انتشار: 2026/06/25 16:47 UTC
داستان مردم کنم برای تان زمان که من رفتم محل مردم دیده که من یکم غیرت جرت دارم مره میخواستن که از محل بیرون کنن اول بچها ۱۲سال ۱۵سال جلو من پیش کردن که هرجا به من بگون ترک کن محل اینجا را هر چی از دهن شان در میامد به من گفت میرفتن این بچها بعد من رفتم جلو مسجده مردم خبر کردم گفتم اگر بچها تان شقلا کاری که کردم باز نگوید که چرا زدی بچها ماور بعد مردم خیلی کل شخ بودن بچها خود گفت بودن دیگه هم براش هر چی گفت برید بعد من دیدم که انها از را دور هر چی گفت میرن پدر مادر هاشان نگاه دارن گفتم اگر زنده بودم من ادب تان میکنم ده هرجا محل هر بچه خورد سال که دهنش میکرد جلو خانه شان فقط میگرفتم با شقلا بزن که کجات میخوره به شقلا با لغت زد زد وارد خانه شان میکردم بعد دیگه مردم دیده که این ترس نداره😃حتی دختر ها خودشان هم جلو من پیش کردن یک نفر شان داخل یک دره گیر اوردم از گردنش گرفتم خوب یک شقلا درست حسابی زدمش گوش خود گرفت گفتم هرجا که مره دیدی فرار کن دهنت دیگه باز نکنالبته این که با شقلا زدمش یک دختر جوان بود روز شده که من وارد مسجده میشدم همه این بچها میگفتن السلام علیکم بعد هر کدوم دیگه پدر هاشان برادر شان هرچی جلو من خود پیش کردن که مره بزنن فکر میکردی که انها برق گرفته زمان جلو من میرسیدن ساکت میشدن از گپ زدن می ماندنبعدش مردم با من با لب خند گپ زدن گرفت که من کار شان نداشت باشم😃بعد من گفتم با هیچ کسی دشمنی ندارم من از شما مردم استم اما خودتان بی احترامی کردید که من بچها تان شقلا کاری کردم😃مردم به من میگفتن تو داعش استی من گفتم داعش نمیشناسم کی است گفتم داعش سر مردم میزنه اما من نان دهن خود ده دهن مردم میکنم به من تو میگی داعش نمک نشناس😃لااله الا الله🇦🇫🗡🗡🇦🇫🇦🇫🗡🗡🇦🇫🗡🗡🗡🏃♂