#زنم_قبل_مرگ_گفت_خودت_غسلم_بده اسمم اسد هست .منو ربابه با هم ازدواج کردیمو عاشق هم بودیم همسرمو خیل…
انتشار: 2026/06/20 19:14 UTC
#زنم_قبل_مرگ_گفت_خودت_غسلم_بده اسمم اسد هست .منو ربابه با هم ازدواج کردیمو عاشق هم بودیم همسرمو خیلی دوست داشتم اما بخاطر آینده مون مجبور شدم به دبی سفر کنم و اونجا کارکنم.عصر پنجشنبه بود که خانواده م تماس،گرفتند و گفتند حال ربابه خیلی بده، همین ک فهمیدم فورا برگشتم.تو بیمارستان بستری،بود مادرم تا منو دید گفت چرا برگشتی دنیا همینه، میگذره،از حرفش شوکه شدم و جا خوردم.اما فقط دیدن ربابه برام مهم بود .ظاهرا دکترا جوابش کرده بودند منم هیچ کاری از دستمبر نمیومد.رفتم بالای سرربابه به زورتونست بگه#وقتی_مُردم_خودت_منو_غسل_بده بعد از مرگ ربابه وقتی خواستم غسلش بدم چیزی دیدم که خشکم زد تازه فهمیدم که ........ ⬅️ ادامه داستان ➡️


