📕 کتاب الهی نامه📖بخش دوم : ( قسمت سوم)📎 بیان حکایتی دلنشینپادشاهی پسری بسیار زیبارو داشت که هر کس ا…
انتشار: 2026/07/05 05:55 UTC
📕 کتاب الهی نامه📖بخش دوم : ( قسمت سوم)📎 بیان حکایتی دلنشینپادشاهی پسری بسیار زیبارو داشت که هر کس او را میدید، شیفتهاش میشد. زیبایی شاهزاده چنان بود که آوازهاش همه جا پیچیده بود.زنی سخت دلباختهٔ او شد. شب و روز از فراقش میگریست، خاکستر بر سر میریخت و هرگاه شاهزاده از شهر بیرون میرفت، بیاختیار پشت سر اسبش میدوید. سربازان بارها او را میزدند، اما او دست از عشق برنمیداشت و جز اشک و آه کاری نمیکرد.این ماجرا آنقدر ادامه یافت که شاهزاده از این وضع آزرده شد و از پدرش خواست او را از دست این زن رها کند. پادشاه فرمان داد موهای زن را به پای اسب ببندند و اسب را بتازانند تا زن کشته شود و دیگر کسی جرئت چنین کاری نکند.وقتی خواستند حکم را اجرا کنند، زن از شاه خواست پیش از مرگ، تنها یک خواهش او را بپذیرد. شاه گمان کرد شاید درخواست بخشش یا مهلت دارد، اما زن گفت: «نه جان میخواهم، نه امان، نه دیدار شاهزاده. تنها خواهشم این است که موهایم را به پای اسبِ خودِ شاهزاده ببندید، نه اسب دیگری؛ زیرا اگر به دست محبوبم کشته شوم، این را بزرگترین سعادت خود میدانم.»صدق و سوز این سخن چنان بر دل پادشاه اثر گذاشت که از کشتن او صرفنظر کرد، او را بخشید و با احترام به کاخ فرستاد.توضیح:عطار این حکایت را برای ستایش عشق صادق و فداکارانه آورده است. مقصود او تشویق به عشق زمینی نیست، بلکه میخواهد بگوید عاشق راستین، حتی مرگ به دست محبوب را نیز شیرین میبیند و هیچ خواستهای جز نزدیکی به او ندارد.در نگاه عرفانی، شاهزاده نماد محبوب الهی و زن نماد سالکی است که در عشق خدا از جان، آبرو و آسایش خود گذشته است. جملهٔ «اگر کشتهٔ معشوق باشم، همیشه زندهام» اشاره به این حقیقت دارد که در عرفان، فنا در محبوب، آغاز بقای حقیقی است.عطار در پایان، مخاطب را سرزنش میکند و میگوید: اگر مرد راه عشقی، از این زن عشق حقیقی را بیاموز؛ زیرا او با همهٔ ضعف ظاهری، در وفاداری و فداکاری از بسیاری از مردان پیشی گرفته است. مقصود از «مرد» نیز صاحب همت و استقامت است، نه صرفاً جنس مذکر.✍️ بازنویسی وشرح: ماموستا رسول قادرمرزی📎 ادامه دارد ...💠 کانال وادی ایمان و اسلام 👇╭◇───────────────♡╮ 🆔 @m_qadermarzi 📚╰♡───────────────◇╯
