داستانی زیبا از پیامهای سوره مبارکه مُلکپادشاهی که قدرت واقعی را شناختدر روزگاران قدیم، پادشاهی ثر…
انتشار: 2026/07/20 19:02 UTC
داستانی زیبا از پیامهای سوره مبارکه مُلکپادشاهی که قدرت واقعی را شناختدر روزگاران قدیم، پادشاهی ثروتمند و قدرتمند زندگی میکرد. او کاخهای باشکوه، باغهای سرسبز و سپاهی بزرگ داشت. هر روز با غرور بر تخت مینشست و میگفت:«چه کسی از من نیرومندتر است؟ این سرزمین، همه از آنِ من است.»روزی پیرمردی صالح وارد قصر شد و گفت:«ای پادشاه! آیا میتوانم یک سؤال از تو بپرسم؟»پادشاه با تکبر گفت:«بپرس.»پیرمرد گفت:«اگر امشب خوابت نبرد، چه کسی خواب را به تو میبخشد؟ اگر قلبت از تپیدن بازایستد، چه کسی دوباره آن را به حرکت درمیآورد؟ اگر خورشید طلوع نکند، چه کسی آن را بالا میآورد؟»پادشاه سکوت کرد، اما غرورش اجازه نداد حقیقت را بپذیرد.چند روز بعد، هنگام شکار، ناگهان طوفانی سهمگین برخاست. آسمان تاریک شد، بادهای شدید وزید و پادشاه راه خود را گم کرد. اسبش رم کرد و او در دل بیابان تنها ماند.شب فرا رسید. برای نخستین بار، آسمان پرستاره را بدون سقف کاخ دید. به ستارگان نگاه کرد و با خود گفت:«چه کسی این همه ستاره را بدون ستون در آسمان نگه داشته است؟»صدای پرندگان شب را شنید و به یاد سخن پیرمرد افتاد.صبح که شد، از شدت تشنگی به دنبال آب گشت، اما هیچ آبی نیافت. ناگهان به یاد این سخن افتاد که:«اگر آب شما در زمین فرو رود، چه کسی آب روان برای شما خواهد آورد؟»همان لحظه فهمید که حتی جرعهای آب نیز در اختیار او نیست؛ همه نعمتها از جانب پروردگار است.چند ساعت بعد، چوپانی او را پیدا کرد. چوپان ظرف کوچکی از آب و تکهای نان به او داد. پادشاه که روزی سفرههای رنگین داشت، آن آب و نان را از هر گنجی ارزشمندتر دید.وقتی به قصر بازگشت، دیگر آن انسان مغرور سابق نبود. دستور داد درهای کاخ را به روی نیازمندان باز کنند و هر روز زمانی را به یاد خدا اختصاص داد.روزی همان پیرمرد دوباره نزد او آمد و پرسید:«چه شد که اینقدر تغییر کردی؟»پادشاه با چشمانی اشکآلود گفت:«در بیابان فهمیدم که من مالک هیچ چیز نیستم. مالک حقیقی خداوند است؛ همان کسی که زندگی و مرگ را آفرید تا ما را بیازماید، آسمانها را بیستون برافراشت، پرندگان را در آسمان نگه میدارد و روزی بندگانش را میرساند. من تنها امانتدار نعمتهای او هستم.»پیرمرد لبخند زد و گفت:«اکنون معنای سوره مُلک را دریافتهای؛ پادشاهی واقعی فقط از آنِ خداوند است و خوشا به حال کسی که پیش از آنکه دیر شود، این حقیقت را بشناسد.»از آن پس، پادشاه هر شب پیش از خواب، سوره مبارکه مُلک را تلاوت میکرد و به مردم میگفت:«قدرت، ثروت و حکومت همگی روزی پایان مییابند؛ اما آنچه باقی میماند، ایمان، عمل صالح و رحمت پروردگار است.💠 کانال وادی ایمان و اسلام 👇╭◇───────────────♡╮ 🆔 @m_qadermarzi 📚╰♡───────────────◇╯
