من که در کندوی چشمان تو میگیرم عسلنیش زنبورت چه شد این بی نوا را ماحصلشهد با بوسیدن از لب های تو آی…
انتشار: 2026/07/26 19:32 UTCدریافت: 2026/08/01 00:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:05 UTC
من که در کندوی چشمان تو میگیرم عسلنیش زنبورت چه شد این بی نوا را ماحصلشهد با بوسیدن از لب های تو آید به بَرگونه ی سوسن به سرخی گُر بگیرد در بغلتا بچینم نافه ای از چین گل های تنتبند نافم را بریدی سر به روزی از ازلچشمْ آهو از چه رو ناز و خرامان میروی باختم از قافیه در قله ی قاف غزللرزِ اندامت بلرزاند دلم را هر دمیآتشی از قلب من آید برون از این گسلطور سینا نیستم در طاقت دیدار تولنْ ترانی ام نگو تا سر برآرم از جبلآه اگر دستم رسد ماه بلند آوازه امتا ثریا در بَرَت حلقه زنم همچون زحلعطر یوسف را بیاور ای نسیم خوش نوازکلبه ی احزان شود روزی گلستان فی المثل#بهرنگ_یوسفی