📖 #داستانک◾️ماجرای نماز گزاردن حضرت مهدی (عج) بر جنازه پدر بزرگوارش:▪️این رخداد به گونه هایی چند رو…
انتشار: 2026/08/21 11:31 UTCدریافت: 2026/08/21 13:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 13:06 UTC
📖 #داستانک◾️ماجرای نماز گزاردن حضرت مهدی (عج) بر جنازه پدر بزرگوارش:▪️این رخداد به گونه هایی چند روایت شده است. که در یک روایت شیخ صدوق آنرا به صورت مفصل از زبان «ابوالادیان» یکی از خدمتکاران خانه و متصدی امور نامه های امام عسکری گزارش کرده است. ودیگران هم به این روایت را از زبان دیگران روایت کرده اند ...▪️شیخ ابوعبدالله محمدبن هبه الله طرابلسی در کتاب فرج کبیرش نقل کرده، و به سند خود از ابی الادیان که یکی از چاکران حضرت امام (ع) بود، روایت کرده که او گفت: ▪️به خدمت حضرت امام عسکری (ع) شتافتم. آن حضرت را ناتوان و بیمار یافتم.▪️ آن جناب چند نامه ای نوشته و به من داد و فرمود که این ها را به مداین برسان و به فلان و فلان از دوستان ما بسپار، و بدان که بعد از پانزده روز دیگر به این بلده خواهی رسید و آواز نوحه از خانه خواهی شنید و مرا در غسل گاه خواهی دید. ▪️ابوالادیان می گوید: گفتم ای مولای من! چون این واقعه روی دهد، حجت خدا و راهنمای ما که خواهد بود؟ ▪️فرمود: «آن کسی که جواب نامه های مرا از تو طلب کند.» گفتم: زیاده از این هم نشانی بفرمایید. فرمود: «آن شخصی که بر من نماز گزارد، او حجت خدا و امام و راهنما و قائم به امر است بعد از من.» پس نشانی زیاده بر آن از آن حضرت طلب نمودم، فرمود: «آن شخصی که خبر دهد به آنچه در همیان است.» ▪️پس هیبت آن حضرت مرا مانع شد که بپرسم که چه همیان و کدام همیان و چه چیز است در همیان...▪️پس ازسامرا بیرون آمده، نامه ها را به مداین رساندم و جواب آنها را گرفته و بازگشتم. ▪️روز پانزدهم بود که داخل سامرا شدم بر وجهی که آن حضرت به اعجاز آن خبر داده بود، آواز نوحه از خانه آن حضرت شنیدم و نعش آن امام بزرگوار را در غسل گاه دیدم. ▪️برادرش، جعفر، را بر در خانه آن حضرت دیدم که مردم دورش جمع شده بودند و او را تعزیت می نمودند و جانشینی اورا تبریک !!! می گفتند▪️باخود گفتم که اگر امام بعد از حضرت امام حسن عسکری (ع) او باشد، پس امر امامت باطل خواهد بود، زیرا می دانستم که شراب می آشامد و طنبور می زند و قمار می بازد. ▪️پس او را تعزیت نمودم. هیچ چیزی از من نپرسید و جواب نامه را نطلبید. ▪️بعدازآن عقیدخادم بیرون آمد و خطاب به جعفر گفت: ای خواجه! برادرت را کفن کردند، برخیز و بر او نماز بگزار. ▪️جعفر برخاست وداخل آن خانه شد و شیعیان گریان وارد خانه شدند. در آن حال امام (ع) را کفن کرده بودند. ▪️جعفر پیش رفت که نماز بگزارد. ▪️با خودگفتم:عجبا! اگرامام مردم بیدین بشود، معلوم میشود که همواره دین از اول سست بوده است!!! من هم دنبال جعفر به راه افتادم تا ببینم جریان به کجا منتهی میشود!▪️کنارجنازه امام عسکری(ع) رسیدیم، جعفر پیش ایستاده و همراهان پشت سرش، باخود گفتم: دیگر کار از کار گذشت.▪️جعفر چون قصد آن کرد که تکبیر بگوید،ناگهان پرده سفیدی که در حجره آویزان بود بلند شد، دیدم کودکی نورانی پیدا شد گندمگون و مجعد موی ▪️کودک ، ردای جعفررا گرفته و کشید، و فرمود: «ای عمو! دور شو که من به نماز گزاردن بر پدر خود از تو سزاوارترم.» ▪️جعفر رنگ پریده کنار رفت و نمیدانست چه بگوید وشوکه شده بود ▪️و آن برگزیده خداوند غفار بر پدر بزرگوارش نماز گزارد. و امام عسکری (ع) را در کنار مرقد پدر بزرگوارش، امام علی نقی (ع)، دفن کردند. ▪️سپس آن کودک خردسال و آن ولی ایزد متعال به من خطاب کرد که: «ای بصری! جوابهای نامه ها را بیاور.» ▪️جوابها را به او تقدیم کردم ایشان رفتند به حجره و با خود گفتم : حمد و سپاس خدا را که دو علامت از علاماتی که امام عسکری(ع) به من فرموده بودند، ظاهر شد،فقط علامت همیان مانده است !!▪️ نزدجعفر آمدم وگفتم : این طفل که بود؟ گفت: من اصلا چنین کودکی را ندیدهام ونمیشناسم!!! (1)▪️شیخ طوسی هم پس ازروایت بالا روایت دیگری را نیز نقل کرده که بیانگر آن است که حضرت مهدی (عج) خود آغاز به نماز کرد و گروهی از شیعیان (تعدادآنها 39 نفر ذکر شده است) در این مراسم حضور داشتند؛ ▪️از کسانی که در این مراسم حضور داشت، ابراهیم پسر محمّد تبریزی بود. وی در این باره میگوید:▪️«روز رحلت امام حسن عسکری (ع) در سامرا وارد خانه امام شدم، جنازه آن حضرت را آوردند، و ما 39 نفر بودیم که یک کودک به ظاهر ده ساله بیرون آمد، عبای خود را بر سر مبارکش کشیده بود، و هنگامی که در صحن خانه ظاهر شد، همه ما پیش از آن که او را بشناسیم، در مقابل شکوه، هیبت، عظمت و وقار او بی اختیار برخاستیم. در برابر جنازه ایستاد و همگی پشت سرش صف کشیدیم و به امامت او بر پدر بزرگوارش نماز خواندیم. چون از نماز فارق شد به یکی از اتاقهای منزل وارد شد که از غیر آن بیرون آمده بود».(2)📚پی نوشت :1)شیخ صدوق, کمال الدین وتمام النعمة، ج2،ص475، باب43، ح252)شیخ طوسی,کتاب الغیبة,ص257.@maarefeahlebeit