سوءتفاهمی به نام سلین نویسنده و فاشیسمنادر شهریوری (صدقی) ژرژ استاینر در مقام متفکر و منتقد ادبی، ی…
انتشار: 2026/07/06 19:19 UTCدریافت: 2026/08/08 00:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:08 UTC
سوءتفاهمی به نام سلین نویسنده و فاشیسمنادر شهریوری (صدقی) ژرژ استاینر در مقام متفکر و منتقد ادبی، یکی از چشمگیرترین تفاوتهای میان فاشیسم و کمونیسم را در آثار بزرگ هنری میداند. او دراینباره میگوید که «هیچ اثر بزرگ هنری ملهم از فاشیسم نبوده است در حالی که در کمونیسم برعکس، یکی از قدرتهای محوری در بهترین آثار جدید ادبی بوده است و آشنایی شخصی با کمونیسم در وجدان و فعالیتهای ادبی بسیاری از برجستهترین نویسندگان این عصر تأثیر گذاشته است».1 گو اینکه استاینر بر این باور است که بهرغم انگیزههایی که کمونیسم در هنرمندان برای خلق اثر به وجود میآورد، راه به جایی نمیبرد، «زیرا میخواهد ایدهآل مصنوعی انکار نفس و هدفمندی تاریخ را بر چندگانگی سرشت و کردار آدمیان حاکم کند».2 اما هنگامی که به فاشیسم میرسد، آن را نه حتی از باب «تظاهر به هنردوستی» بلکه به صورتی صریح ایدئولوژیای میداند که «… زشتتر و رذلتر و هتاکتر از آن است که رحم و احسانی را که در مخیله اساس هنر ادبی است، به وجود آورد».3 به نظر استاینر سرکردگان فاشیسم مانند هیتلر، گوبلز، گورنیگ و… اگرچه در لفاظی و بازی با زبان فریبکارانی زبردست بودند، اما حیات فکری و معنوی را محترم نمیشمردند. استاینر در میان نویسندگان تنها دو استثنای بزرگ در نظر میگیرد که احتمالا تحت تأثیر فاشیسم قرار گرفتند؛ لویی فردینان سلین و هنری دو مونترلان، او حتی شاعری سرشناس به نام ازرا پاوند را که در افواه عمومی طرفدار فاشیسم قلمداد میشد، فاشیست نمیداند و بر این باور است که ازرا پاوند برای تبلیغ عقاید اقتصادی عجیبوغریب و نامتعارفی که داشت، از بعضی مناسبتها و زرقوبرق فاشیسم استفاده میکرد.در میان نویسندگان اما سلین سرشناسترین است. او نهتنها نویسندهای بزرگ که بهویژه نویسندهای صاحب سبک است و بسیاری از منتقدان ازجمله آنتونی برجس او را همپای جویس و نابغه تیرهوتار ادبیات فرانسه و نویسندهای چیرهدست میدانند که صاحب هذیانیترین سبک قرن بیستم بود. اهمیت سلین از یک نظر کار با زبان بود تا به کمک زبان روزمره، جان تازهای به ادبیات بدهد. با این همه، «کار سلین با زبان به همین جا محدود نمیشود، در آثار بعدیاش بهخصوص در دسته خیمهشببازی، بازی با زبان تازه آغاز میشود. در داستانهای پریان باز هم بیشتر میرود، واژهسازی و اصطلاحپردازی با شیوایی و شعر به هم میآمیزد».4 در اینکه سلین ازجمله بزرگترین نویسندگان است، تردیدی نیست، اما مسئله رابطه میان سلین و فاشیسم است. در اینکه سلین با شور و احساس مینوشت، تردیدی نیست، آنهم احساسهای خالصی که بهناگزیر با زبان، زبانی با سلامت و بیتکلف سروکار دارد، زیرا نمیتوان احساسهای خالص را با تکلف ادبی و شستهورفته بیان کرد؛ احساسهای گاه ممنوعی که همه در دل دارند اما هیچکس جرئت نمیکند آن را بیان کند. «برای انتقال این احساسها سلین ترکیب هوشمندانهای از ایهام، واژهسازی، کلمات رکیک و البته آرگو ابداع کرد و به سبکی دست یافت که مدام منقطعتر میشد، اما به نحوی شگفتآور ادبی و آهنگین بود. زبانی که از این ترکیب حاصل شده، وسیلهای است که توانایی انتقال هر چیزی را دارد، همانند موج سیلابی، یا به تعبیر سخرهآمیز خودش «متروی احساسی» که جهان بیرونی را به اندرون تاریک خودش فرو میبرد و آن را بعد از دستکاری دوباره بیرون میدهد».5سلین با زبانی صریح و بیتکلف و حتی به تعبیری آلوده مینویسد؛ استفاده از این زبان را در «سفر به انتهای شب» و دیگر نوشتههایش بهخصوص «مرگ قسطی» به وفور مشاهده میکنیم. «میبینی، میبینی فردینان، تنی که خوردیم روی دل تو هم مانده!… با هم زور میزنیم عق! باز هم عق! نه اشتباه کرده بود، تن نیست، نان کرپ است، فکر کنم خودم بتوانم سیبزمینی سرخکرده بدهم بیرون -باید بیشتر تقلا کنم. باید بیشتر دل و رودهام را بپیچانم و روی عرشه بالا بیاورم… سعی خودم را میکنم… و به خودم میپیچم… زور میزنم».6 در اینکه سلین با زبانی آلوده مینویسد تردیدی نیست، حتی ممکن است این آلودگی چنان آلوده باشد که منجر به نوعی تهوع و بالاآوردن شود، اما مگر بالاآوردن را نمیتوان پالایش بدن در نظر گرفت؟ حتی اگر سلین باوری به پالایش نداشته باشد، به هیچ رو از صراحت آنچه به چشمش میآید نمیکاهد. صراحت نویسندهای مانند سلین درست نقطه مقابل لفاظیهای گوبلزوار فاشیستی قرار میگیرد که واقعیت را برنمیتابد، در حالی که ادبیات از نظر سلین چیزی شبیه به پالایش است، مانند لحظه زایمان، اوج خونریزی و زندگی، وحشت و زیبایی، لحظه سخت تردید و دودلی (تردید میان درون و بیرون، من و دیگری، زندگی و مرگ) و آنگاه تولد چیزی نو، نوعی بالاآوردنی که آلودگی را پالایش میدهد و اگر هم ندهد بهتر از آن است که پنهانش کند. ادامه...