1350) پسرها و دخترهاچهارمین "جلسه کتاب خوانی جمعی " را در "کتاب خانه ی امام رضا" برگزارکردیم. هشت پ…
انتشار: 2026/08/04 17:14 UTCدریافت: 2026/08/15 03:13 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:13 UTC
1350) پسرها و دخترهاچهارمین "جلسه کتاب خوانی جمعی " را در "کتاب خانه ی امام رضا" برگزارکردیم. هشت پسر آمدند. پیش از آغاز جلسه رفتم دم در کتاب خانه. دیدم چهار دختر لب حوضِ جلوی کتاب خانه نشسته اند. جلو رفتم و پرسیدم: "شما چند سال تان است؟" یکی گفت: "چرا؟" یکی گفت: "13." گفتم: "ما یک جلسه ی کتاب خوانی داریم که دور هم کتاب می خوانیم. 6 تا 16 ساله ها می توانند شرکت کنند. اگر دوست دارید بیایید." جلسه آغازشد. ده دقیقه گذشته بود که چهار دختر آمدند. توضیح دادم که از وسط اتاق کتاب بردارند و مشغول شوند. پسرها با دیدن دخترها هرهر و کرکر می کردند. دخترها پس از ده پانزده دقیقه گفتند که می آیند دنبال مان و این جلسه را آزمایشی آمده ایم. گفتند از جلسه ی بعد می آییم. این ها را گفتند و رفتند. پس از مطالعه هر کس درباره ی چیزی که خوانده بود چند دقیقه حرف زد. کسی کاریکاتورهای "برزگمهر حسین پور" را در کتاب "شهر هرت" دیده بود. درباره ی کاریکاتور حرف زدیم و چند کارکاتور دیدیم. پس از آن درباره ی حضور دخترها در جلسه حرف زدیم. برای پسرها عجیب است که کنار دخترها بنشینند. گفتم: "شما باید رفتار با دخترها را یادبگیرید همان طور که دخترها باید رفتار با پسرها را یادبگیرند." در این باره بحث خوبی کردیم. کسی این جلسه شطرنج آرده بود که پیش از جلسه با دوستش بازی کرد. قسمتی از جلسه را می توانیم بازی کنیم.#کتاب #کتابخوانی #کتابخانه
