
کانال رسمی مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم📍آدرس اینستاگرام :https://www.instagram.com/majma_qomh📍آدرس ایتا :https://eitaa.com/majmaqomh
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 16 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 16 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
تلاش برای پادرمیانی و آشتی👤 سید محمد علی ایازیمجتهد، قرآنپژوه و عضو هیات علمی دانشگاه🌱 یکی از درخشانترین آموزههای قرآن، دعوت به آشتی، پیوند دلها و خاموش کردن آتش کینهها ست. قرآن نمیخواهد جامعه مؤمنان میدان رقابتهای فرساینده، نزاعهای بیپایان و گسستن پیوندهای انسانی باشد؛ بلکه آن را جامعهای میخواهد که در آن، مهر بر کینه، گفتوگو بر خصومت و آشتی بر دشمنی غلبه داشته باشد.📖 از همین رو، در آغاز سوره انفال، پس از آنکه سخن از غنیمتهای جنگ به میان میآورد، نگاه مؤمنان را از مال و منفعت به سرمایهای والاتر معطوف میسازد و میفرماید:﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَيْنِكُمْ وَأَطِيعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ﴾«از خدا پروا کنید، روابط میان خود را اصلاح نمایید و اگر ایمان دارید، از خدا و پیامبرش فرمان ببرید.» (انفال: ۱)💞 این آیه، حقیقتی ژرف را آشکار میسازد: استواری جامعه، تنها با عبادتهای فردی تحقق نمییابد، بلکه در گرو پاسداشت پیوندهای انسانی است. قرآن تنها از مؤمنان نمیخواهد که از نزاع و دشمنی بپرهیزند، بلکه آنان را فرا میخواند که هرگاه شکافی میان دلها پدید آمد، برای ترمیم آن پیشقدم شوند و میان انسانها پل دوستی و اعتماد بسازند.🌉 تعبیر بلند «اصلاح ذاتالبین» نیز تنها به معنای پایان دادن به یک مشاجره نیست؛ بلکه دعوتی است به بازسازی اعتمادهای آسیبدیده، زدودن غبار کینه از دلها، التیام زخمهای روابط انسانی و استوار ساختن بنیان همبستگی اجتماعی. جامعهای که مردمانش در برابر اختلافها بیتفاوت نمانند و آشتی را رسالت خود بدانند، از تفرقه، نفرت، دوقطبی شدن و فرسایش سرمایه اجتماعی در امان خواهد ماند.🕌 از همین رو، در فرهنگ اسلامی، اصلاح میان مردم، عبادتی بزرگ و از والاترین جلوههای بندگی خدا به شمار آمده است. امیرمؤمنان علی(ع) در واپسین لحظات عمر، هنگامی که بر بستر شهادت آرمیده بود، فرزندان خود را به این اصل سرنوشتساز سفارش کرد و فرمود:«إِصْلَاحُ ذَاتِ الْبَيْنِ أَفْضَلُ مِنْ عَامَّةِ الصَّلَاةِ وَالصِّيَامِ.»💚 «اصلاح روابط میان مردم، از بسیاری از نمازها و روزههای مستحبی برتر است.»🌸 امام صادق(ع) نیز در بیانی زیبا و الهامبخش فرمود:«صَدَقَةٌ يُحِبُّهَا اللَّهُ: إِصْلَاحٌ بَيْنَ النَّاسِ إِذَا تَفَاسَدُوا، وَتَقَارُبٌ بَيْنَهُمْ إِذَا تَبَاعَدُوا.»«محبوبترین صدقه نزد خدا، آشتی دادن مردم هنگامی است که روابطشان تیره شده و نزدیک ساختن آنان به یکدیگر است، آنگاه که از هم دور افتادهاند.»🕊 امروز که فضای عمومی جامعه گاه زیر سایه تندخویی، برچسبزنی، نفرتپراکنی و دوقطبیسازی قرار میگیرد، پیام این آیات و روایات بیش از همیشه زنده و راهگشاست. جامعهای که در آن افراد، به جای شعلهور ساختن اختلافها، نقش مصلح، میانجی و آشتیدهنده را بر عهده گیرند، از امنیت روانی، انسجام اجتماعی و اعتماد عمومی بیشتری برخوردار خواهد بود.🌿 آیندهای روشن، نه با گسترش خصومت، بلکه با فرهنگ گفتوگو، گذشت، مدارا و اصلاح رابطهها ساخته میشود؛ چرا که هر دستی که دو دلِ دورافتاده را به هم نزدیک کند، در حقیقت، بنای صلح و آرامش جامعه را استوارتر ساخته است.#مهارتهای_زندگی_در_آیینه_قرآن (۱۹)🌴 کانال انجمن اسلامی مدرسین دانشگاههاble.ir/join/A1yRMHAZsd🌐t.me/majmaqomh
▪️پیام تسلیت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم به مناسبت درگذشت همسر مکرمه مرحوم حضرت آیتالله سید محمد موسوی بجنوردی(ره) بسمه تعالیانا لله وانا الیه راجعون حضرت آیتالله سید حسن خمینی دامت برکاته،خبر ارتحال همسر مکرمه مرحوم آیتالله سید محمد موسوی بجنوردی(ره)، والده همسر گرامی جنابعالی را محضر حضرتعالی و بیت شریف موسوی بجنوردی و دیگر بازماندگان تسلیت میگوئیم. از درگاه خداوند متعال برای آن فقیده سعیده، رحمت واسعه و غفران الهی و حشر با حضرت زهرا سلام الله علیها، و برای عموم بازماندگان، صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت مینماییم.از خداوند متعال مزید توفیقات و سربلندی را برای جنابعالی آرزومندیم.والسلام علیکم و رحمهالله و برکاتهمجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم۱۹ مردادماه ۱۴۰۵🌐t.me/majmaqomh
▪️اطلاعیه مراسم عزاداری ایام آخر ماه صفر در مجمع مدرسین و محققین حوزه🎙سخنرانان:📍سهشنبه ۲۰ مردادماه حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای محمدتقی فاضل میبدی 📍چهارشنبه ۲۱ مردادماه حجت الاسلام والمسلمین جناب آقای دکتر محمدرضا یوسفی 🕰 زمان شروع برنامه: ۲۰/۳۰🏛 مکان: قم خیابان صفائیه کوچه ۳۹ پلاک ۳۹مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم🌐t.me/majmaqomh
🔰اهتمام به صلح و آشتی در جامعه✍ سید محمدعلی ایازی📖 قرآن کریم *صلح* را اصل حاکم بر روابط انسانی میداند و با تعبیری کوتاه اما عمیق میفرماید:﴿وَالصُّلْحُ خَيْرٌ﴾*«صلح و آشتی بهتر است.»*این جمله، هرچند در میان آیات مربوط به اختلافهای خانوادگی آمده، اما یک اصل فراگیر و همیشگی را بیان میکند: *جامعه سالم، جامعهای است که اختلافها را تا حد امکان با گفتوگو، گذشت و آشتی حل کند، نه با نزاع، انتقام و خشونت.*⚠️ امروز یکی از آسیبهای جدی جوامع، *دوقطبی شدن، تندروی در گفتار و تبدیل اختلاف نظر به دشمنی* است.قرآن در برابر این وضعیت، انسانها را به استفاده از *«زبان پاک»* فرا میخواند؛ زبانی که به جای توهین، تحقیر و دشنام، بر احترام، ادب و کرامت استوار باشد.بندگان شایسته خدا کسانیاند که حتی وقتی با سخنان بیهوده یا رفتارهای ناپسند روبهرو میشوند، کرامت خود را حفظ میکنند:﴿وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِرَامًا﴾*«هرگاه با گفتار بیهوده روبهرو شوند، با بزرگواری از کنار آن میگذرند.»*🌿 از نگاه قرآن، اگر کسی خطا کرد یا سخنی ناروا گفت، پاسخ مناسب، مقابله به مثل و شعلهور کردن آتش اختلاف نیست؛ بلکه *گذشت، خویشتنداری و تلاش برای اصلاح*، راهی است که هم جامعه را آرامتر میکند و هم دلها را به یکدیگر نزدیک میسازد.🤝 به همین دلیل، قرآن در موارد گوناگون، از اختلاف میان زن و شوهر گرفته تا نزاعهای اجتماعی، مسلمانان را به *میانجیگری و اصلاح* دعوت میکند.درباره اختلافهای خانوادگی میفرماید:﴿فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَنْ يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَيْرٌ﴾*(نساء: ۱۲۸)**«اگر آن دو با صلح و سازش اختلاف خود را برطرف کنند، مانعی نیست؛ و صلح، بهتر است.»*🌱 این آیه تنها درباره خانواده نیست؛ بلکه الگویی برای همه روابط اجتماعی ارائه میدهد.فرهنگ قرآن به ما میآموزد که *پیش از مراجعه به دادگاه، پیش از کشاندن اختلافها به عرصه تقابل و پیش از آنکه کینهها ریشه بدواند، افراد خیرخواه و دلسوز باید برای آشتی دادن و نزدیک کردن دلها پیشقدم شوند.*🏠 خانواده، که مهمترین نهاد اجتماعی است، تنها با عشق پایدار نمیماند؛ بلکه *گذشت، مدارا و چشمپوشی از خطاهای یکدیگر*، پایههای استواری آن را میسازد.همین منطق در جامعه نیز جاری است. هرجا اختلافی پدید آید، نخستین وظیفه انسانهای مسئول آن است که برای *اصلاح و آشتی* بکوشند، نه اینکه بیتفاوت بگذرند یا بر آتش اختلاف بیفزایند.🌿 جامعهای که در آن *زبان احترام جای زبان نفرت را بگیرد، گذشت جای انتقام را، و میانجیگری جای دشمنی را*، جامعهای آرامتر، منسجمتر و نزدیکتر به آرمانهای قرآنی خواهد بود.از همین رو، قرآن با جملهای کوتاه اما ماندگار، راه سعادت فرد و جامعه را چنین خلاصه میکند:﴿وَالصُّلْحُ خَيْرٌ﴾*«صلح و آشتی، همواره بهتر است.»*💭 *پرسش برای تأمل:**در اختلافهایی که پیرامون ما شکل میگیرد، آیا بیشتر به دنبال حل اختلاف و آشتی هستیم یا ناخواسته بر آتش آن میافزاییم؟*#مهارتهای_زندگی_در_آیینه_قرآن (۱۶)🌐t.me/majmaqomh
🔰 سکولاریسم کدام است؟✍مهراب صادقنیا 📍 این سالها انسانهای نیکاندیش بسیاری به اتهام واهی "سکولار" از حوزه عمومی طرد و به گوشهنشینی کشیده شدهاند. در میانِ حوزویان هر کسی کمترین سخنی بگوید که به مذاق برخی از صاحبان پُست و مقام خوش نیاید به "روشنفکر" یا "سکولار" متّهم میشود و پس از آن، حسابش با کرامالکاتبین است. از آن اتّهامهایی که با قسم حضرت عباس هم پاک نمیشود. بماند که این اتّهامزدنها بیشتر برای مراقبت از موقعیّت خود و طرد رقیبانیست که در مقایسه با اتهامزنندگان، احتمالا توان علمی بیشتری دارند. 📍یادم هست چند سالِ پیش، در یک جلسه مهم وقتی نوبت به من رسید که چند کلمه سخن بگویم، در لابلای حرفها گفتم به قول پارهتو جامعهشناس ایتالیایی .... که یک نفر از حاضران در جلسه وسط کلامام پرید و گفت: " آقای صادقنیا! اینجا دیگر نباید سکولار باشی. فقط بگو قالالصادق و قالالباقر. پارهتو مارهتو نداریم." باقی حرف در دهانم ماسید و یادم رفت چه میخواستم بگویم. ایشان البته خیلی زود پلههای ترقّی را پیمود و الان برای خودش آیتالله شده است. ولی برای من، پرسش مهم همیشه این است که بهراستی "سکولاریسم" چیست و "سکولار" کیست؟ 📍آیا کسی که برای فهم پدیدههای انسانی پیرامون خود به سراغ اندیشمندان غربی میرود سکولار است؟ اگر اینگونه باشد چرا کسی که برای درمان بیماری به سراغ پزشک، بیمارستان، و علوم روز میرود یا برای ساختن پُل، جاده، سد، و نیروگاه از علوم مهندسی کمک میگیرد سکولار خوانده نشود؟ چه کسی گفته است که سکولاریسم لزوما به معنا جدایی "امر سیاسی" از "امر دینی" است؟! چرا نباید سکولاریسم را اندیشهای بدانیم که شأن دین را از نشان دادن راههای آسمان، رسیدن به امر قدسی، اخلاق، و معنویّت به پرداختن به عوارض، مالیات، ساختمانسازی، امور سازمانی، انتخابات، و امور اینجهانی تبدیل کرده است؟! 📍یک تحلیل محتوای ساده از سخنان روحانیهایی که بیشتر در رسانه حاضر هستند نشان میدهد آنها بیش از آنکه از اخلاق و معنویّت سخن بگویند، به دنبال تبیین "یک امر سیاسی" هستند. امری که بسیاری از آنها هیچ تخصصی در آن ندارند. البته آنها معتقدند که دارند با سکولاریسم مبارزه میکنند؛ ولی مشکل اینجاست که وقتی سر خود را میچرخانند میبینند حجاب زنان و دختران (آنگونه که آنان میخواهند) شرعی نیست. بیاخلاقی بیداد میکند. رشوه، دروغ، تهمت، بیاعتقادی، از در دیوار شهر بالا میرود و معنویّتهای بدیل دارند دامنگیر میشوند. بعد آنها بدون آنکه در کار خود تجدید نظر کنند، فریاد میزنند که سکولارها جامعه را به این روز انداختهاند. 📍گرچه ممکن است کمی دیر شده باشد؛ ولی جامعه ایران هنوز هم مشتاق است از روحانیان اخلاق بشنود و رفتار اخلاقی ببیند. دوست دارد آنها از خدا بگویند و معنا، معنویت، قرآن، و حدیث تعلیم دهند. @sadeghniamehrab 🌐t.me/majmaqomh
🔰 ترجیح عفو بر کیفر✍️ سید محمدعلی ایازی📍 در هنگامههایی که جامعه از رنج، التهاب و بیاعتمادی رنج میبرد، بیش از هر زمان دیگری باید به اصولی بازگشت که عقل، شرع و تجربه تاریخی همگی بر آن تأکید دارند. یکی از استوارترین این اصول، *احتیاط در دماء* است؛ اصلی که فقهای اسلام آن را از مهمترین قواعد قضا و حکومت دانستهاند، زیرا هر خطا در ریختن خون انسان، خطایی جبرانناپذیر است. از همین رو در فقه اسلامی قاعده مشهور *«الحدود تُدرَأ بالشبهات»* جایگاهی بنیادین یافته است؛ یعنی هرگاه شبهه، ابهام یا تردیدی در تحقق شرایط جرم، اثبات آن یا کیفیت دادرسی وجود داشته باشد، باید از اجرای مجازاتهای سنگین و بازگشتناپذیر پرهیز کرد. این قاعده نه نشانه سستی در اجرای عدالت، بلکه جلوهای از دقت، رحمت و احتیاط در پاسداشت جان انسانهاست.📍در کنار این اصل، سنت اسلامی همواره *عفو* را، هرجا که حقوق عمومی و مصالح جامعه اجازه دهد، بر انتقام ترجیح داده است. قرآن کریم بارها مؤمنان را به گذشت، اصلاح و فرو نشاندن آتش کینه فراخوانده و پیامبر اکرم(ص) و امیرالمؤمنین علی(ع) نیز رحمت و مدارا را بر شتاب در کیفر مقدم داشتهاند. فلسفه این رویکرد آن است که عدالت، تنها در مجازات خلاصه نمیشود؛ بلکه هدف نهایی آن، اصلاح جامعه، جلوگیری از گسترش دشمنی و حفظ کرامت انسان است.📍امروز نیز ایران در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگر به آرامش، اعتمادسازی و همبستگی ملی نیازمند است. در چنین وضعیتی، اجرای مجازاتهایی که امکان بازگشت از آنها وجود ندارد، بهویژه در پروندههایی که درباره روند رسیدگی، کیفیت دادرسی یا ادله اثبات، پرسشها و ابهامهایی مطرح است، نه تنها با اصل احتیاط در دماء سازگار نیست، بلکه میتواند بر شکافهای اجتماعی بیفزاید و امید به گفتوگو و آشتی را کاهش دهد.📍تعلیق اعدامها به معنای نفی جرم، نادیده گرفتن حقوق قربانیان یا تعطیل شدن عدالت نیست. بلکه فرصتی است برای آنکه همه ابعاد پروندهها با دقت، شفافیت و بیطرفی بررسی شود، حق دفاع متهمان به طور کامل تضمین گردد، حقوق همه قربانیان و خانوادههای آنان به رسمیت شناخته شود و جامعه اطمینان یابد که هیچ حکم بازگشتناپذیری در سایه شتاب، ابهام یا فشار صادر و اجرا نشده است.📍 امروز، بیش از هر زمان، شایسته است که اصل *احتیاط در دماء، قاعده *«الحدود تُدرَأ بالشبهات»* و **ترجیح عفو بر کیفر، هرجا که راه آن گشوده باشد*، چراغ راه سیاست جنایی و قضایی کشور قرار گیرد. این نه تنها با روح رحمتمحور شریعت اسلامی سازگارتر است، بلکه مقتضای عقلانیت، مصلحت ملی و حفظ انسجام اجتماعی نیز هست. تعلیق اعدامها در این مقطع حساس، نشانه ضعف حکومت نیست؛ بلکه جلوهای از اعتماد به عدالت، احترام به کرامت انسان و اهتمام به آینده ایران است؛ آیندهای که بیش از هر چیز به خاموش شدن چرخه خشونت، تقویت سرمایه اجتماعی و گشودن راه گفتوگو و آشتی ملی نیاز دارد.14/5/405🌐t.me/majmaqomh
☘انقلاب مشروطه و شکلگیری دولت نوین در ایران#رضا_احمدیمقدمه🟣امروز چهارده مرداد سالروز امضای فرمان مشروطه در سال ۱۲۸۵ توسط شاه قاجار (مظفر الدین شاه) است که با مطالبات مردم خود به مقاومت بر نخاست. مشروطه نخستین جنبش فراگیر سیاسی و مدنی در تاریخ معاصر ایران بود که با هدف محدود کردن قدرت مطلقه، استقرار حکومت قانون و ایجاد نهادهای جدید سیاسی شکل گرفت. 🟢این انقلاب نقطه عطفی در گذار ایران از حکومت سنتی به دولت مدرن محسوب میشود؛ زیرا برای نخستین بار اصل حاکمیت قانون، تفکیک نسبی قوا، مسئولیت دولت در برابر مجلس و مشارکت مردم در اداره امور کشور در قالب قانون اساسی به رسمیت شناخته شد.🔴ریشههای تاریخی انقلاب مشروطه حاصل مجموعهای از تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فکری در قرن نوزدهم بود. شکستهای ایران در جنگهای ایران و روس و انعقاد عهدنامههای گلستان و ترکمانچای، ضعف ساختار حکومت قاجار را آشکار ساخت. این شکستها موجب بیداری نخبگان ایرانی شد و به ضرورت اصلاحات سیاسی، نظامی و اداری پی ببرند.🟣سفرنامههای ایرانیان به اروپا، گسترش ترجمه آثار سیاسی و حقوقی، انتشار روزنامهها و آشنایی با نهادهای مدرن مانند پارلمان، قانون اساسی، بانک، راهآهن و آموزش نوین، نقش مهمی در شکلگیری اندیشه مشروطهخواهی داشت. اصلاحطلبانی چون عباسمیرزا، قائممقام فراهانی، امیرکبیر و روشنفکرانی مانند میرزا ملکمخان، میرزا یوسفخان مستشارالدوله، حاج سیاح محلاتی و ... از مهمترین زمینهسازان فکری این تحول بودند.🟢مطالبات مشروطهخواهانمشروطه از ائتلاف روشفکران، بازاریان و علما آغاز شد، خواسته اصلی مشروطهخواهان، پایان دادن به حکومت استبدادی و برقراری حکومت قانون بود. 🟣مهمترین مطالبات آنان عبارت بود از:* تدوین قانون اساسی؛* تشکیل مجلس شورای ملی؛* محدود کردن اختیارات شاه؛* ایجاد عدالتخانه و اصلاح نظام قضایی؛* نظارت بر درآمدها و هزینههای دولت؛* تأمین آزادی مطبوعات و امنیت جان و مال شهروندان؛* مشارکت مردم در اداره کشور.مهمترین دستاوردهابزرگترین دستاورد انقلاب مشروطه، انتقال مبنای مشروعیت حکومت از اراده شخص شاه به قانون و ملت بود. اصل ۳۵ متمم قانون اساسی تصریح میکند:«سلطنت ودیعهای است که به موهبت الهی از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده است.»این اصل، برخلاف سنت دیرینه سلطنت مطلقه، مشروعیت حکومت را وابسته به اراده ملت میداند و نه حق ذاتی یا الهی شاه.همچنین، اصل ۲۷ متمم قانون اساسی حدود اختیارات قوای سهگانه را مشخص میکند و مبنای تفکیک نسبی قوا را در نظام سیاسی ایران بنیان میگذارد.بر اساس اصول ۴۴، ۴۵ و ۴۶ متمم قانون اساسی، وزیران در برابر مجلس مسئول هستند و فرمانهای شاه بدون امضای وزیر مسئول، اعتبار قانونی ندارد. این اصول، مسئولیت سیاسی دولت را جایگزین مسئولیت شخص پادشاه میکند و از مهمترین مبانی نظام مشروطه به شمار میرود.بدین ترتیب، مجلس شورای ملی به مهمترین نهاد قانونگذاری و نظارت بر عملکرد دولت تبدیل شد و برای نخستین بار قدرت سلطنت در چارچوب قانون محدود گردید.🟢عوامل ناکامی مشروطهبا وجود دستاوردهای مهم، انقلاب مشروطه نتوانست به تمامی اهداف خود دست یابد. مهمترین عوامل این ناکامی عبارت بودند از:نخست، ضعف ساختار اقتصادی و اجتماعی ایران. کشور فاقد طبقه متوسط اقتصادی نیرومند و مستقل (بورژوازی ملی) بود که بتواند از نهادهای دموکراتیک و حکومت قانون حمایت پایدار کند.دوم، مداخله قدرتهای خارجی. رقابت روسیه و بریتانیا، بهویژه پس از قرارداد ۱۹۰۷، استقلال سیاسی ایران را تضعیف کرد. به توپ بستن مجلس شورای ملی در سال ۱۲۸۷ به دستور محمدعلیشاه و با حمایت نیروهای روسی، ضربه سنگینی بر نظام نوپای مشروطه وارد کرد. سپس اشغال ایران در جنگ جهانی اول نیز فرصت تثبیت نهادهای مشروطه را از میان برد و زمینه را برای شکلگیری دولت متمرکز و اقتدارگرای رضاشاه فراهم ساخت.🟣نتیجهگیریانقلاب مشروطه سرآغاز دولت قانونمدار در ایران بود. اگرچه این انقلاب به دلیل ضعفهای داخلی و فشارهای خارجی نتوانست همه آرمانهای خود را محقق سازد، اما مفاهیمی چون قانون اساسی، مجلس، مسئولیت دولت، حقوق ملت، مشارکت سیاسی و حاکمیت قانون را وارد فرهنگ سیاسی ایران کرد. بسیاری از تحولات سیاسی و حقوقی ایران در سده بیستم، ریشه در تجربه مشروطه و اندیشههای برآمده از آن دارد.🌐t.me/majmaqomh
بازخوانی پیام اربعین؛ از اصلاحِ تاریخی تا مسئولیتِ امروزمحمدرضا یوسفی 🔹 اربعین، تنها یک مناسبتِ تقویمی نیست؛ آیینهای است که عاشورا را در آن میتوان بارها دید. اما اگر کربلا، عاشورا و اربعین را در حصارِ یک واقعهی تاریخی زندانی کنیم، چه ستمی بر سیدالشهداء روا داشتهایم؟🔹 هدف او «اصلاحِ امت» بود؛ امتی که از شاهراهِ فطرت به بیراهه رفته بود. ظلم و فساد، نشانههای همیشگیِ این انحرافاند و مبارزه با آنها، نه یک احساسِ زودگذر، که رسالتی عقلانی و وجدانی برای هر پیرویِ حسین است. او به ما آموخت که جامعه برای رهایی از آفتِ روزمرگی، نیازمندِ خودارزیابیِ مستمر با معیارهایی فراتاریخی است؛ معیارهایی که نه از عرفِ زمان، که از نورِ وحی و فطرت میتابد.🔹 اما کربلا در یک روز تمام نشد. ادامهاش را زینب (س) رقم زد؛ در شامِ اسارت، در بازگشت به خرابههای کربلا، در مدینه و حتی در تبعیدگاههای شام یا مصر. او درسی بزرگ داد: پاسداشتِ کرامتِ انسانی و زندهداشتنِ امید در تاریکترین ساعات. ندایِ زینب در دلِ اسارت این بود که تحت هیچ شرایطی کرامت انسانی خود را مفروشید. 🔹 و نیز رسالتِ او، رسانهبودن در برابر طوفانِ تحریف بود؛ وقتی همهچیز در ابهامِ قدرت غرق میشد، او حقیقت را از ورایِ زنجیرها فریاد زد. هر عصری اسارتهای خاص خود را دارد: اسارت در شایعهها، اخبارِ جهتدار، و فضایِ مجازیِ پرآشوب که گاه واقعیت را در نقابِ توهم میپوشاند. جامعۀ امروز ما، که به دو قطبیهای کاذب دچار شده، از انعکاسِ کاریکاتوریِ وقایع رنج میبرد؛ جاییکه توهم جای واقعیت مینشیند و صدایِ حقیقت، در میانِ هیاهوی شایعهها گم میشود. در این شرایط، آنگاه که برخی رسانهها و از جمله رسانه ملی، انعکاس تمامنمایِ مردم نیستند و خود به یکی از قطبهایِ متوهم بدل شدهاند، وظیفه پیروانِ زینب، تشخیصِ درست از نادرست، شایعهزدایی، و حفظِ صداقت در عرصه مجازی و حقیقی است. برملا کردنِ کژفهمیها و اخبارِ ناصواب، امروز یکی از مصداقهایِ روشنِ رسالتِ زینبی است.🔹 از دیگر درسهایِ پس از عاشورا، مقاومت در برابرِ یأس است. زینب در اوجِ مصیبت گفت: «مَا رَأَیْتُ إِلَّا جَمِیلًا»؛ جز زیبایی ندیدم. این سخن، نه انکارِ تلخیِ فاجعه، که انتخابِ نگاهِ امیدوارانه است؛ درسی برای انسانِ امروز که گاه در گردابِ اخبارِ سیاه، چراغِ فردا را گم میکند. او و امام سجاد نشان دادند که حتی در تنگنایِ اسارت، میتوان کنشگرِ آگاه بود و از انفعال رهایی یافت و امیدی فعال آفرید. 🔹 این پیامها، از مرزهایِ مذهب و آیین عبور میکنند. عدالت، کرامت، آزادگی و امید، زبانِ مشترکِ همهی انسانهاست. اگر اربعین را تنها در میانِ مسلمانان یا شیعیان محصور کنیم، به راستی که بر سیدالشهداء ستم کردهایم؛ چه رسد به آنکه زائرانِ شیعه اسماعیلی و یا هر گروهی که نگاهی دیگر دارد را خطابی تند کنیم. توهین به جریانهای فکریِ مختلف، جز تحقیرِ پیامِ جهانیِ حسین نیست.🔹 تعبیرِ دلنشینِ «حُبُّ الْحُسَیْنِ یَجْمَعُنَا» آنگاه معنا مییابد که از هرگونه انحصارِ فرقهای بپرهیزیم و اربعین را به میدانِ عقدهگشایی تبدیل نکنیم. اما آیا کوبیدنِ طبلِ تفرقه – با هر برچسبی – با روحِ حسین سازگار است؟ این پرسش، ما را به نقدِ خودخوانیِ همیشگی فرا میخواند؛ پرسشی که پاسخِ آن، در عملِ ماست، نه در شعار.🔹 سخن آخر آنکه، اربعین را چون پلی به سویِ جهان بگشاییم. از عدالت، کرامت و مبارزه با فقر و تبعیض سخن گوییم و در زیستِ روزمرهمان به آنها عمل کنیم. برای نمونه، حمایت از مظلومانِ بیپناه، یا پاسداشتِ کرامتِ کارگر و معلم در جامعهی خود، میتواند تجلیِ عملیِ این پیام باشد. مگر نه آنکه خطبههای سیدالشهدا، حضرت زینب و امام سجاد، همگی بر این محورها استوار است و هر راهی جز این، کژراهه؟ اربعین، یادآورِ ارزشهای جاودانی است که هم با شعائرِ دینی پیوند دارد و هم با نیازهایِ مبرمِ انسانِ امروز؛ پاسخی که هم دل را آرامش میبخشد و هم اراده را برای ساختنِ جهانی عادلانهتر، استوار میکند.@yousefimohammadreza🌐t.me/majmaqomh
🌟 *امید؛ نیرویی که آینده را میسازد*👤 *آیتالله سید محمد علی ایازی*مجتهد شیعه، قرآنپژوه و عضو هیات علمی دانشگاه🌿 انسان، تنها با نان و امنیت زندگی نمیکند؛ او با *امید* زنده است. آینده، هر اندازه دور و دشوار باشد، اگر روزنهای از امید در برابر انسان گشوده باشد، توان ایستادن، ساختن و ادامه دادن را پیدا میکند.اما آنجا که امید خاموش شود، زندگی پیش از آنکه پایان یابد، از درون فرو میریزد.🌱 *یأس*، تنها یک احساس نیست؛ آغاز شکست است. انسان ناامید، پیش از آنکه در میدان زندگی مغلوب شود، در درون خود تسلیم شده است.بسیاری از شکستهای بزرگ، نه از کمبود توانایی، بلکه از دست رفتن امید آغاز شدهاند. جامعهای که آینده را تاریک ببیند، انگیزه اصلاح را از دست میدهد؛ در برابر ستم سکوت میکند، به ناهنجاریها عادت میکند و آرامآرام احساس میکند هیچ تغییری ممکن نیست.📖 از همین رو، قرآن امید را صرفاً یک احساس روانشناختی نمیداند؛ آن را بخشی از *ایمان* و موتور حرکت تاریخ معرفی میکند.در سراسر داستان پیامبران، یک پیام مشترک دیده میشود: *هیچ تاریکی، پایان راه نیست.*شکستهای امروز، اگر با صبر، آگاهی و استقامت همراه شوند، میتوانند مقدمه پیروزیهای فردا باشند.🌸 *امید در منطق قرآن، خوشبینی سادهلوحانه نیست*؛ امیدی است که بر شناخت سنتهای الهی و قوانین زندگی استوار است.قرآن وعده نمیدهد که حق، بیهزینه پیروز میشود؛ بلکه میآموزد که آینده از آنِ کسانی است که در سختترین روزها نیز دست از حقیقت، عدالت و مسئولیت برنمیدارند.✨ جامعهای که امید را حفظ کند، از بحرانها عبور میکند؛ اما جامعهای که به یأس تن دهد، حتی در روزگار آرامش نیز احساس شکست خواهد کرد.امید، نادیده گرفتن واقعیتها نیست؛ دیدن افقی است که هنوز نیامده، اما میتوان برای رسیدن به آن تلاش کرد.🌱 شاید یکی از زیباترین درسهای قرآن همین باشد که *مؤمن، هرگز اسیر بنبست نمیشود.*او میداند که تاریخ، صحنه رویارویی حق و باطل است؛ اما پایان این داستان را قدرتها نمینویسند، بلکه اراده انسانهای امیدوار، آزاده و استوار رقم میزند.💭 *پرسش برای تأمل:**آیا در سختترین روزهای زندگی، هنوز میتوانیم روزنهای برای امید ببینیم و برای ساختن آیندهای بهتر تلاش کنیم؟*#مهارتهای_زندگی_در_آیینه_قرآن (۱۳)🌴 کانال انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها*The Islamic Association of University Lecturers of Iran*ble.ir/join/A1yRMHAZsd🌐t.me/majmaqomh
🔰 اعدام ها چه مشکلی را حل میکند؟✍ محمدتقی فاضل میبدی 📍نقل است حضرت علی(ع) در مسیر خود جوانی را در حال گناهی دید. دستور اجرای تعزیرش را داد. جوان در پاسخ گفت اگر پولی برای ازدواج داشتم، به چنین کاری دست نمیزدم. حضرت دستور داد تا با پول بیتالمال امکان ازدواجش فراهم شود.📍یعنی بسیاری از جرمها و گناهان در جامعه زمینه و علتی دارد، باید مانند حضرت علی ریشههای جرم را در جامعه بجوییم و بخشکانیم. 📍جوانی که به خاطر تخریب یا قتل، در حرکتهای اعتراضی حکم اعدام و زندان می گیرد و پدر، مادر و بستگانش یک عمر داغدار میشوند، قاضی باید از وجدان خود بپرسد چرا این جوان دست به چنین کاری زده؟ تا چه میزان فقر و ناداری و بیکاری بر او فشار آورده است؟ این جوانها غالبا از چه خانوادههایی و در چه شرایطی از زندگی بودهاند؟ تنگنای معیشت چقدر عرصه را بر اینها تنگ کرده؟ چرا حاکمیت به جای این که آمار اعدامها را بالا ببرد، مشکلات فقر و تورم و بیکاری و بیهویتی جوانها را حل نمیکند؟ 📍پرسش اساسی این است: کسانی که طالب جنگند و با مذاکره مخالفت میکنند، از کدام طبقه جامعه میباشند؟ چقدر طعم فقر را چشیدهاند؟ چرا نمیگذارند مشکلات این کشور از اساس حل شود؟ آقای معمم و نماینده کم درصدی مجلس که به مذاکره کننده و خاتمی و ظریف و زمین و زمان فحش میدهد، یا جوان کمتجربهای که با درصد کمی از رأی وارد مجلس شده و در برابر دولت و مذاکره کنندگان میایستد، درآمد ماهیانه او چقدر است؟ از تسهیلات حکومت چقدر بهرهمند است؟📍چه زیبا گفت سعدی: آن که در راحت و تنعم زیستاو چه داند که حال گرسنه چیستحال درماندگان کسی داندکه به احوال خویش در ماند📍خواسته حقیر از قوه قضائیه و کل حاکمیت این است، آمار اعدامها را بالا نبرید، احوال این مردم را دریابید. قیمت نان که به ۵۰ هزار تومان برسد، هر مصیبتی در پی دارد. (جایی که سفره خالیست ایمان نخواهد آمد). چرا کسانی که بر مرکب قدرت و ریاست نشستهاند، از حال در ماندگان بیخبرند؟ ای که بر مرکب تازنده سواری هش دارکه خر خارکش مسکین در آب و گل استآتش از خانهٔ همسایهٔ درویش مخواهکآنچه بر روزن او میگذرد دود دل است📍از نخست برایمان گفتهاند که اسلام دین رحمت و محبت است و «الیوم یوم المرحمة» شعار اسلام در پیروزیها بوده است. حال چرا باید آمار قتل و کشتار و اعدام در نظام اسلامی از خیلی کشورهای غیر اسلامی بالاتر باشد؟ 📍مراجع و متولیان اسلام، کمی از مباحث فقهی کم کنند، و راه حلی برای مشکلات و مصائب جامعه بجویند. خدا رحمت کند شهریار را که فرمود:ورای مدرسهای شیخ درس حال آموزبر آن نباش که تنها به اجتهاد رسی🌐t.me/majmaqomh
🔰 «سلاخیِ شخصیتها به جای نقدِ علمي» ✍محمدرضا يوسفي 🔹 چندی است آقای غنینژاد در گفتوگوهای خود، شخصیتها و دورههای تاریخی ایران را از منظر لیبرالیسم بررسی میکند. اما بهنظر میرسد در این مسیر، از چارچوب نقد علمی فراتر رفته، به برخوردی غیرمنصفانه روی آورده است. 🔹او با گرایش عمیق به مکتب اتریش، هر گونه جریان چپ ( سیاسی و اقتصادی) را نه بهمثابه موضوعی برای تحلیل، بلکه هدفی برای دشمنی تلقی میکند. برای نمونه، مصدق را بهعنوان یک سوسیالدمکرات به نقد کشیده، حتی امضای « دکتر محمد مصدق» را به سخره گرفته و از آن بهانهای برای حمله به شخصیت وی میسازد. او میکوشد رژیم پهلوی را از اتهام کودتای ۲۸ مرداد مبرا کرده و رفتار مصدق را غیرقانونی جلوه دهد. 🔹 او به دلیل گستره گرایش چپ در دوران پیش از انقلاب، تقریباً همه روشنفکران آن عصر را با برچسبهایی مورد حمله قرار میدهد. اخیراً نیز شریعتی را مورد نوازش قرار داده است. بهنظر میرسد رویارویی او با جریانهای غیرلیبرال بیش از آنکه علمی باشد، رنگ و بوی کینهورزی دارد. 🔹 با این حال، اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، نمیتوان از تأثیرات عمیق فضای جهانی بر شکلگیری اندیشههای چپ در ایران و جهان چشم پوشید. دهههای پس از جنگ جهانی دوم، با رویدادهایی چون جنگ ویتنام، جنگ كره، جنایات استعماری فرانسه در الجزایر، کودتاهای نظامی متمايل به غرب در یونان، شیلی و ایران، و سلطه نظم ناعادلانه بینالمللی بر منابع کشورهای عقبمانده، بستری طبیعی برای رشد گرایشهای چپ فراهم آورد. نظریههای توسعهای همچون «وابستگی» و « راهبرد جایگزینی واردات» پاسخی به همین ساختار نابرابر بودند. درک این زمینه تاریخی، به معنای تأیید تمامی گزارههای اقتصادی یا سیاسی چپ (مانند انکار مالکیت خصوصی یا اقتصاد دستوری) نیست، اما نادیده گرفتن آن، تحلیل تاریخی را به سطحیترین شکل ممکن تقلیل میدهد. 🔹 با وجود این، تفکر چپ درسهای ارزشمندی برای ما داشته است: نادیدهنگرفتن انگیزههای پیشرفت، تأکید بر آزادیهای مشروع و نیز نقد درست نظم استعماری پس از جنگ جهانی دوم از جمله این درسهاست. همچنین این حقیقت که کشورهای توسعهیافته، چه در دوران استعمار کهنه و چه در استعمار نو، منابع ملتهای عقبمانده را به غارت بردهاند، نکتهای است که نمیتوان از آن غافل شد. 🔹 از سوی دیگر، تحولات جهانی از دهه ۱۹۸۰ به بعد، با ظهور ریگانیسم، تاچریسم و «اجماع واشنگتن»، نئو لیبرالیسم را به اوج خود رساند. فروپاشی بلوک شرق و نظریه «پایان تاریخ» فوکویاما، این گمان را تقویت کرد که لیبرالیسم تنها مسیر پیشرفت بشر است. اما امروز، با تضعیف نهادهایی مانند سازمان تجارت جهانی، رویآوری به تعرفههای حمایتی توسط آمریکا، و شکلگیری پیمانهای منطقهای، نشانههایی از افول نئولیبرالیسم نیز به چشم میخورد. حتی اقتصاددانان نئولیبرال ایرانی که زمانی بر سازوکار قیمتی برای اصلاحات اقتصادی اصرار داشتند، امروز کمتر بر آن تأکید میکنند. این دگرگونیها، نه اثبات درستی چپِ قدیم است و نه شکست نهایی لیبرالیسم، بلکه گواهی بر این واقعیت است که هر پارادایمی، در تعامل با شرایط زمانه، بهمرور دچار چالش و بازنگری میشود. 🔹 پس از انقلاب اسلامی، با توجه به عملکرد جمهوری اسلامی و نیز سلطه روزافزون نئولیبرالیسم در جهان از دهه ۱۹۸۰ به بعد، برخی بر سیاستهایی مانند آزادسازی اقتصادی، کوچکسازی دولت، حذف تعرفهها و مانند آن اصرار میورزيدند. اما امروز جهان در حال گذار از این مرحله است. از دوران نخست ترامپ، سازمان تجارت جهانی (WTO) تضعیف شده و پیمانهای منطقهای قوت گرفتهاند. دولت آمریکا به وضع تعرفههای گمرکی روی آورده و در نمونهای آشکار، رئیسجمهور لیبرالترین کشور جهان رئيس جمهور كشوري ديگر را مي ربايد و صراحتاً اعلام میکند که نفت کشوری دیگر را در اختیار گرفته است، دقیقاً بهروش استعمار کهنه. 🔹 این تحولات نشان میدهد که اگرچه چپِ قدیم منسوخ شده، اما نئولیبرالیسم و دستورالعملهای نهادهای وابسته به آن نیز در حال افول هستند. امروز از «اجماع لندن» در برابر «اجماع واشنگتن» سخن به میان آمده و «دهکده جهانی» مکلوهان، با رهبری آمریکا، به گروهبندیهای جدیدی تبدیل میشود. اگر امثال غنینژاد دقیقتر بنگرند، درخواهند یافت که رویکرد ایشان نیز بهمرور از اعتبار علمی و روزآمدی میافتد. حتی اقتصاددانان نئولیبرال ایرانی که همواره بر سازوکار قیمتی برای اصلاحات اقتصادی تأکید داشتند، امروز دیگر چندان بر آن اصرار نمیورزند. 🔹 کاش جناب غنینژاد، جایگاه اندیشه خود را در جهانی که به سرعت در حال تغییر است، بازنگری کنند، پیش از آنکه آیندگان درباره ایشان همان قضاوتی را کند که او درباره روشنفکران پیشین دارد @yousefimohammadreza🌐t.me/majmaqomh
🔰 دنیای متوهمانه عالمنمایان✍محمدتقی فاضل میبدی 📍گویندهای متوهم در کسوت روحانی بیانات بدیعی را بر زبان آورد که در توهم زدگی تازگی داشت. او اینچنین گفته است که اگر مردم بیبرقی و بیآبی را تحمل کنند، جهان را از دست آمریکا و اسراییل آزاد می کنیم. حال، چگونه آزاد و اداره میکنند، بماند شاید در سخرانیهای بعدی نسخه خود را ارائه دهد.📍سعدی چه دلسوزانه به این افراد اندرز میدهد:اول اندیشه و انگهی گفتارپای بست آمده است وپس دیوارو نیز چه نیکو سرود سعدی:سخن در صلاح است و تدبیر و رای📍پر واضح است که اینها سعدی را نمیشناسند، تا به اندرز او توجه کنند.اسفناکتر این که این سخنان سخیف و فاقد اندیشه از تریبونهای عمومی بازپخش میشود و دنیا این حرفها را به حساب اسلام و ایران میگذارد.شوربختانه در همین تریبونها به امثال خاتمی، ظریف و کسانی که از صلح و صلاح و نجات کشور سخن میگویند، ناسزا گفته میشود .📍توهمگرایانخیز برداشتهاند تا دنیا را آزاد کنند.حتما در دنیای آزاد شده این عالیجنابان! کسانی که صاحب فکر و اندیشهاند و از دایره تفکر اینها خارجاند جایی ندارند. چه دنیای تنگ و ننگ و بیسرنوشتی! حتما بعد از این که جهان را از دست استکبار آزاد کردند، مدیریت جهان آزاد شده را خود بر عهده دارند و دانشگاههای مهم و معتبر دنیا را با چنین افکاری تغذیه علمی میکنند! عجب دنیایی خواهد شد!دنیایی که رهبران فکری آن چنین عالم نمایانی باشند! 📍در آن مدینه فاضله آزاد شده! شعر مرحوم مشیری را باید به یاد آورد:در شهر زشت ماآنجا که فکر کوته و دیواره بلند افکنده سایه بر سر و بر سرنوشت ما📍شاید زمانی که حضرت علی(ع) عصر جاهلیت را توصیف میفرمود:«فی زمن عالمها ملجم و جاهلها مکرم» و مولانا کلام حضرت را منظوم ساخت:جاهلان سرور شدستند و ز بیمعالمان سرها کشیده در گلیماشاره به این روزها باشد. 📍چه زمانی رسانه ملی تا این اندازه از فکر و فرهنگ فاصله داشته و مصالح ملی را زیر پای جهالت لگدمال کرده است؟ چرا فریادی بلند نیست؟ با این گفتهها و برنامهها دین و کشور را به کجا میبرند؟ صاحبان فکر و خرد و درد و دیانت در کدام گوشه عزلت جای گرفتهاند که یک طلبهای میخواهد با تحمل بیآبی و بیبرقی جهان را آزاد کند؟ آیا خردمندان عالم به این گفتهها نمیخندند؟ حتی مارکسیستهای مدعی عدالت چنین ادعاهای نابخردانهای را نداشتند. خنده دارتر این که معممی دیگر به نام قاسمیان هوای اشغال کاخ سفید را دارد. شگفتا! به کجا رسیدیم! فقر و تورم و گرانی کشور را فرا گرفته، زورگویان عالم همواره ما را تحریم میکنند و آقایان در فکر نجات جهانند. حدیث مدعیان و خیال همکارانهمان حکایت زردوز و بوریاباف است🌐t.me/majmaqomh
🔰از ابرتورم تا انسجام؛ ضرورت اصلاحات ساختاري✍️محمدرضا يوسفي 🔹 در شرایط تحریمهای همهجانبه و رویارویی با ابرقدرتی همچون امريكا و دو قدرت هستهای (آمریکا و اسرائیل)، ایران با جنگی چندلایه مواجه است که هدف نهایی آن، تغییر نظام سیاسی و تجزیه کشور طراحی شده است. باوجود مقاومت چشمگیر حاکمیت و ملت در مقابله با این تهدیدات، دشمن استراتژی خود را به سمت ایجاد «انفجار درونی» از مسیر ابرتورم هدایت کرده است؛ ابرتورمی که با مدیریت خارجی و دامنزدن به نارضایتیهای اقتصادی، در کنار تحریم و جنگ نظامی دنبال میشود.🔹 بررسی روند تورم در ایران نشان میدهد که میانگین نرخ تورم از سال ۱۳۱۶ تا ۱۴۰۴ معادل ۱۶٫۳ درصد و پس از انقلاب (۱۳۵۸ تا ۱۴۰۴) به ۱۹٫۸ درصد رسیده است. اما در هشتسال اخیر (۱۳۹۷ تا ۱۴۰۴) این نرخ به طور میانگین ۴۳٫۲ درصد بوده و در سال ۱۴۰۴ به ۴۸٫۳ درصد افزایش یافته است. آنچه هشداردهندهتر است، کاهش دورههای تورمی از چندین سال به حدود ۱۵ ماه، سپس ۴ ماه و اکنون به ۲ ماه است؛ بهطوری که تورمهای شدید با فاصلههای کوتاهتر تکرار میشوند. این الگو مي تواند حاکی از گذار به سمت ابرتورم باشد.🔹 براساس گزارش مرکز آمار ایران، تورم نقطهبهنقطه در خرداد ۱۴۰۵ به ۸۸٫۶ درصد رسیده و برای گروه خوراکیها و آشامیدنیها به ۱۳۳٫۹ درصد جهش یافته است. همچنین شکاف تورمی میان دهکهای درآمدی به ۸٫۴ واحد درصد افزایش یافته که فشار مضاعفی بر اقشار کمدرآمد وارد میکند و نابرابری را تشدید میسازد. در چنین شرایطی، جمعیت زیر خط فقر از مرز ۴۰ میلیون نفر گذشته است.🔹 اهمیت گذار تورمی در این است که ابرتورم، فقر گسترده، ریزش طبقه متوسط و دلاریزهشدن اقتصاد را به دنبال دارد؛ نتیجهای که معترضان را به مخالفان و حتی حامیان پیشین را به منتقدان تبدیل میکند و حاکمیت را بهتدریج از پایگاه اجتماعی خود تهی میسازد. مناطق محروم که بیشترین فشار را تحمل میکنند، پیوندشان با دولت مرکزی سست شده و بستر ناآرامیهای اجتماعی فراهم میآید. تجربه کشورهایی مانند زیمبابوه و ونزوئلا نشان میدهد که ابرتورم یا به تغییر رهبری یا فروپاشی کارکردی دولت انجامیده است؛ چنانکه ونزوئلا با تورمهای چندصدهزار درصدی، درنهایت به حذف سیاسی مادورا انجامید، بیآنکه واکنش اجتماعی مؤثری برانگیزد. هر چند ميان اين كشورها و ايران تفاوت در ساختار و موقعيت بين المللي وجود دارد اما مي توانند الگويي هشداردهنده باشند. 🔹 در چنین وضعیتی، ابزارهای متداول اقتصادی مانند کنترل رشد نقدینگی کارایی خود را از دست میدهند و انتظارات تورمی و شوکهای ارزی نقش تعیینکنندهای مییابند. اقدام به شوک ارزی در دیماه ۱۴۰۴، یکی از عوامل ناآرامیهای تلخ آن ماه بود و تکرار آن، میتواند به بحرانی بزرگتر دامن بزند. از سوی دیگر، افزایش حقوق و دستمزدها در پاسخ به تورم، خود بر تورم میافزاید و کسری بودجه دولت را تشدید میکند. دولت ناچار به استقراض از بانک مرکزی يا افزایش قیمت حاملهای انرژی میشود که هر دو، سرعت و شدت تورم را افزایش میدهند. بحران انجماد داراییهاي بانكي ناشي از وسعت مطالبات معوقه نیز در این شرایط قابلپیشبینی است.🔹 بنابراین، سیاستهای مرسوم مؤثر نیستند و حتي میتوانند وضعیت را وخیمتر کنند.راهکار اساسی، اجتناب از سیاستهای اشتباه یادشده و مدیریت انتظارات از طریق اقدامات فرااقتصادی همراه با اتخاذ سياست هايي مانند انضباط مالي دولت و شفافيت هاي مالي است. این مهم تنها در سایه بازیابی مقبولیت عمومی و ایجاد همدلی میان مردم و حاکمیت ممکن میشود. انسجام ملی، نه به معنای تقلیل تنوعهای فکری یا وحدت صرف بر محور حاکمیت، بلکه به معنای بهرسمیتشناختن تکثر آرا، پایبندی به حقوق متقابل و وحدت حول منافع ملی است. تنها در چنین بستری میتوان با تدبیر نهادی، از بحران عبور کرد و نقشه دشمن را خنثی ساخت.🔹 تجمعات خیابانی اگرچه در تقابل با اهداف دشمن مؤثر بودهاند، اما نباید به ابزاری برای فشار بر سیاستهای خارجی یا حاشیهرانی متخصصان تبدیل شوند. چنین رویکردی، تجمعات را در خدمت جناحهای خاص قرار میدهد و شکافهای اجتماعی را عمیقتر میسازد. همچنین این تجمعات نباید به تخريب و مشروعیتزدایی از نهادهای قانونی کشور ( ریاستجمهوری، مجلس، قوهقضائیه و شعام) بینجامد؛ زیرا این امر، انسجام اجتماعی را از بین برده و زمینه را برای تحقق ابرتورم و مداخله خارجی فراهم میکند. تجمعات بايد در خدمت انسجام ملي با محوريت ايران باشد.🔹 در شرایط کنونی، حفظ وحدت ملی و پرهیز از دوقطبیسازی، مهمترین راهبرد برای خنثیسازی توطئه دشمن و جلوگیری از فروپاشی اقتصادی و اجتماعی است. و االبته اين همه بايد در كنار اصلاحات ساختاري قرار گيرد. @yousefimohammadreza🌐t.me/majmaqomh
🔰 بازخوانی انتقادی نظریه انتقام در پرتو قرآن، سنت و اخلاق اسلامی✍️ سید محمد علی ایازی📍 در سالهای اخیر، همزمان با برخی رخدادهای سیاسی و اجتماعی، مقالات و یادداشتهایی در دفاع از «انتقام» و «خونخواهی» منتشر شده است که با استناد به آیاتی از قرآن و شماری از روایات، در پی اثبات جایگاه مثبت این مفهوم در معارف اسلامیاند. هرچند انگیزه اصلی این نوشتهها دفاع از عدالت، حمایت از مظلوم و مقابله با ستم است، اما به نظر میرسد در تحلیل مفهوم «انتقام» و نسبت آن با منظومه تعالیم قرآن، میان مفاهیمی چون انتقام، قصاص، مجازات، اجرای عدالت و روحیه انتقامجویی تفکیک روشنی صورت نگرفته است. همین خلط مفهومی، زمینه نتیجهگیریهایی را فراهم کرده که با جهتگیری کلی اخلاق اسلامی و سیره پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع) هماهنگ نیست.📍 بیتردید، قرآن کریم در مواردی از «انتقام» الهی سخن گفته و خداوند را با وصف «ذو انتقام» معرفی کرده است. همچنین اصل قصاص و مجازات را بهعنوان نهادی حقوقی برای حفظ عدالت و امنیت اجتماعی تشریع نموده است. اما پرسش بنیادین این است که آیا از این آیات میتوان مطلوبیت اخلاقی «انتقام» برای انسان را نتیجه گرفت؟ آیا انتقام الهی همان مفهومی را دارد که در روابط انسانی از آن اراده میشود؟ و آیا مشروعیت حقوقی مجازات، به معنای تأیید اخلاقی روحیه انتقامجویی نیز هست؟📍مقاله حاضر بر آن است که پاسخ به این پرسشها تنها با استناد به چند آیه یا روایت امکانپذیر نیست، بلکه باید مجموعه آیات مرتبط، سیره پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع)، مبانی اخلاق اسلامی و مقاصد شریعت به صورت منظومهای مورد مطالعه قرار گیرد. فرضیه این نوشتار آن است که اشتباه بنیادین نظریه مورد نقد، خلط میان «حق کیفری»، «فضیلت اخلاقی» و «روحیه انتقامجویی» است. از اینرو، هرچند اسلام اصل مجازات و قصاص را برای برقراری عدالت و حفظ نظم اجتماعی به رسمیت میشناسد، جهتگیری نهایی آن بر پایه عفو، احسان، اصلاح، رحمت و جلوگیری از بازتولید چرخه خشونت استوار است. در ادامه، این مدعا از منظر تفسیر قرآن، کلام، فقه، اخلاق و سیره معصومان(ع) بررسی و ارزیابی خواهد شد.⬅️ادامه مقاله در سایت مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم🌐t.me/majmaqomh
🔰 فوتبال: از "لگد زدن زیر توپ" تا "تابو" ✍مهراب صادقنیا 📍 حمید رسایی مدتی پیش فوتبال را "لگد زدن زیر توپ" توصیف کرد؛ حالا اما گویا او و برخی همکارانش در کمیسیون فرهنگی مجلس به این نتیجه رسیدهاند که فوتبال همیشه هم لگد زدن زیر توپ نیست و گاهی چیزی بیشتر از آن است. یعنی بسته به شرایط میتوان به بهانه حمایت از تیم ملی و به عنوان تماشاگر به قطر رفت و بازیهای جام جهانی را تماشا کرد و یا اگر سرمربی امیر قلعهنویی باشد و دروازهبان علیرضا بیراوند میتوان از کاه کوه ساخت و مجسمه بازیکنان تیمی را ساخت که در بین ۴۸ تیم، ۳۳ شدهاند و نیز به سرمربیاش ۱۴۰ میلیارد پاداش داد. حالا میشود از امیر حاجرضایی و علی دایی فوتبالیتر شد و به تمجید بیمنطق از تیم فوتبال پرداخت. این وسط اگر کسی نظر مخالفی داشته باشد هم نباید دم بزند؛ حتّی اگر بخواهد در یک برنامهی شخصی و در پلتفورمهای عمومی سخن بگوید. 📍در روزهایی که همه از ضرورت انسجام ملّی سخن میگویند خیلی بیهنری است که گروهی این ورزش جذّاب را دستمایه اختلاف و دو قطبیسازی جامعه ایران کردهاند. آنهم دوتاییهایی چون "فردوسیپور_ میثاقی" یا "360 درجه _فوتبال برتر" و یا "دایی_ بیرانوند"؛ که البته خداوکیلی این آخری خیلی بیانصافی است و هرکسی که آن نوشته کذایی را به این بچه سادهدل داد تا آن را به اسم خود علیه دایی منتشر کند، کار نادرستی کرد؛ هم او را به مهلکه انداخت و هم دو دستگی را بیمعناتر کرد. 📍آقایان، حالا که درست فهمیدهاید فوتبال چیزی بیشتر از لگد زدن به توپ است، کاش این را هم میفهمیدید که نباید با آن شوخی کنید و بازیکنان فوتبال را به مهرههای شطرنج سیاست تبدیل کنید. نباید علاقهمندان و بازیکنان فوتبال را به جان هم بیاندازید. نباید انتقاد از تیم ملی را به چیزی بیشتر از انتقاد از فوتبال تبدیل کنید. بسیاری از این فوتبالیستها اساسا چیزی به جز فوتبال نمیدانند. آنها به لطف چندین سال بازی و تمرین و دهها مربی میتوانند در زمین فوتبال همینی باشند که همه دیدیم؛ "نه فاجعه و نه شاهکار". کشاندن آنها به زمین سیاست و حرف، دهان آنها گذاشتن نه به صلاح خودشان است و نه به مصلحت فوتبال و جامعه. آنها در این زمین نه تجربه دارند و نه مربی داشتهاند و نه بازیکنان قابل اعتمادی هستند. 📍وقتی شما از این کارها میکنید، آن وقت انتقاد از فوتبال هم معنای دیگری پیدا میکند. فوتبال را عین سیاست نکنید. زیبایی کاری که "یامال"(گفته میشود) کرد در این بود که کسی از او نخواسته بود تا دست رئیسجمهور دیوانه آمریکا را پس بزند و او را سکّه یک پول کند. شما هم از ابن بازیکنان جز فوتبال نخواهید و بیشتر از آن را به هوش خودشان بگذارید. اجازه بدهید آنها پاسخگوی فوتبال و غیرفوتبال خود باشند. @sadeghniamehrab 🌐t.me/majmaqomh
✅ صلح شرافتمندانه؛ راهی در امتداد عقلانیت دینی و منافع ملی🖊 آیتالله سید محمدعلی ایازی🔸سخنان اخیر حجتالاسلام والمسلمین سیدمحمد خاتمی درباره ضرورت حمایت از صلح، مذاکره و تقدم مصالح ایران و ملت بر هر ملاحظه دیگری، سخنانی سنجیده، مسئولانه و برخاسته از آموزههای اصیل اسلام و تجربه تاریخی انقلاب اسلامی است. 🔸به گمان من، در شرایط حساس کنونی، تأکید بر عقلانیت، گفتوگو و پرهیز از جنگ، نه یک موضع سیاسی، بلکه یک ضرورت دینی، ملی و اخلاقی است.🔸یکی از نکات مهم در سخنان ایشان، رد این اندیشه است که صلحخواهی را خیانت و مذاکره را خلاف راه و مرام امام حسین(ع) معرفی میکند. این برداشت، نه با قرآن کریم سازگار است و نه با سیره پیامبر اکرم(ص) و اهلبیت(ع). خداوند در قرآن میفرماید: «وَإِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهَا وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ» (انفال: ۶۱)؛ اگر طرف مقابل به صلح گرایش یافت، تو نیز بدان گرایش پیدا کن و بر خدا توکل نما. همچنین در آیهای دیگر تصریح میکند: «وَالصُّلْحُ خَيْرٌ» (نساء: ۱۲۸)؛ صلح و آشتی، بهتر است.👈اگر به تاریخ اسلام نیز بنگریم، صلح حدیبیه از بزرگترین پیروزیهای سیاسی پیامبر اکرم(ص) بود و صلح امام حسن مجتبی(ع) نیز برای حفظ اسلام، جان مسلمانان و آینده امت اسلامی صورت گرفت. این دو تجربه بزرگ تاریخی نشان میدهد که مذاکره و صلح، در جای خود، نه نشانه ضعف، بلکه جلوهای از تدبیر، شجاعت و دوراندیشی است.🚨از همین منظر، تأسفآور است که هنوز کسانی میکوشند هر سخن از مذاکره، تفاهم و کاهش تنش را با برچسبهایی چون «خیانت» و «سازش» بیاعتبار کنند و حتی برای این ادعا رنگ و بوی دینی بتراشند.🚨 چنین رویکردی نه با مبانی اسلام سازگار است، نه با سیره اهلبیت(ع) و نه با مصالح امروز ایران. دفاع از عزت و استقلال کشور، هیچ تعارضی با بهرهگیری از دیپلماسی و گفتوگو برای دفع خطر جنگ و تأمین منافع ملی ندارد.🔻امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به آرامش، همبستگی و عقلانیت نیازمند است. مردم از فشارهای اقتصادی، نگرانیهای معیشتی و نااطمینانی نسبت به آینده رنج میبرند و هیچ انسان دلسوزی نمیتواند خواهان گسترش جنگ و تشدید بحران باشد. 🔻در چنین شرایطی، هر اقدامی که بتواند از سایه جنگ بکاهد، امنیت کشور را تقویت کند و راه را برای توسعه و رفاه مردم هموار سازد، شایسته حمایت است.✔از این رو، از تأکید آقای خاتمی بر حمایت از مذاکرات، پشتیبانی از مذاکرهکنندگان و ضرورت حفظ فرصتهای بهوجودآمده برای رسیدن به توافقی پایدار استقبال میکنم.✔ باور دارم که امروز حمایت از دیپلماسی، در حقیقت حمایت از امنیت ملی، آرامش جامعه و آینده ایران است.✔همچنین امیدوارم همه شخصیتهای سیاسی، علما، اندیشمندان، رسانهها و نهادهای فرهنگی، به جای دامن زدن به دوگانگیها و افراطگرایی، در ترویج فرهنگ گفتوگو، مدارا و صلحطلبی بکوشند.✔ تجربههای تلخ گذشته به ما آموخته است که جنگ، هرچند آغازش آسان باشد، پایانش در اختیار آغازکنندگان آن نیست و بیشترین هزینه آن را مردم میپردازند.✔امروز پاسداری از ایران، حفظ جان و کرامت مردم و گشودن افقی روشنتر برای آینده کشور، اقتضا میکند که صلح شرافتمندانه، مبتنی بر عزت، حکمت و مصلحت، به عنوان یک راهبرد ملی مورد حمایت قرار گیرد. چنین صلحی عقبنشینی نیست؛ بلکه نشانه بلوغ سیاسی، مسئولیتپذیری و وفاداری به اسلام، ایران و منافع ملت است./ جمارانjamaran.news/fa/tiny/news-1718553%F0%9F%8…