میشویَمَت که آب شوم در عزایِ تویا خویش را بخاک سپارم بجایِ توقسمت نبود نیتِ گهواره ساختنتابوت شد ت…
انتشار: 2019/01/20 10:21 UTCدریافت: 2026/08/18 17:11 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 17:11 UTC
میشویَمَت که آب شوم در عزایِ تویا خویش را بخاک سپارم بجایِ توقسمت نبود نیتِ گهواره ساختنتابوت شد تمامیِ چوبش برایِ توگر وا نمیشدند گرههای این کفندق مرگ می شدند زِ غم بچههای توخون جایِ آب میچکد از سنگِ غسلِ توخون میچکد که زنده کُنَد ماجرایِ تودر بود و شعله بود و در اُفتاد رویِ توگُم شد میانِ خندهیِ مَردُم صدایِ تودر بود و شعله بود و از آن در عبور کردهرکس که بود نیمه شبی در دعایِ توحالا زمانِ غسلِ تو فهمیده ام چرارویِ تو را ندید کسی تا شفایِ توتنها نه جایِ دست نه جایِ کبودی استآتش اثر گذاشته بر چشمهای تو



