📕داستان مردی که هرشب برایش شب جمعه بود....حمالی بود که زنی داشت روبروی خانه آنها تاجر معتبرب زندگی…
انتشار: 2026/08/20 10:32 UTCدریافت: 2026/08/20 15:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 15:30 UTC
📕داستان مردی که هرشب برایش شب جمعه بود....حمالی بود که زنی داشت روبروی خانه آنها تاجر معتبرب زندگی میکرد ، زن تاجر از پشت بام خانه اش داخل خانه حمال را می دید هر روز هر روز به حمام می رود،زن تاجر یکبار به زن حمال گفت کاش به جای تو بودمزن حمال گفت بیا بهت یاد بدم چیکار کنی، امشب...ادامه داستان حتما ببینید 👉

