💢تئوری انتخاب در عمل🔴صبح یکشنبه بود و محسن با عجله وارد شرکت شد. هنوز چند دقیقه از حضورش نگذشته بود…
انتشار: 2026/06/29 08:26 UTC
💢تئوری انتخاب در عمل🔴صبح یکشنبه بود و محسن با عجله وارد شرکت شد. هنوز چند دقیقه از حضورش نگذشته بود که مدیر واحد با لحنی انتقادی از تأخیر در اجرای یکی از پروژهها گلایه کرد. محسن نیز مانند همیشه در ذهن خود فهرستی از مقصران تهیه کرد؛ مدیرانی که تصمیمهای درستی نمیگرفتند، همکارانی که مسئولیتپذیر نبودند و شرایطی که به نظر او مانع موفقیتش میشدند.🟢در جلسه صبحگاهی، یکی از همکاران بخشی از اطلاعات مورد نیاز را آماده نکرده بود و همین موضوع باعث شد بحثی تند میان آنها شکل بگیرد. محسن با ناراحتی جلسه را ترک کرد و با خود گفت: «تا وقتی این آدمها تغییر نکنند، هیچ چیز درست نخواهد شد!»🔵چند روز بعد، شرکت کارگاهی آموزشی درباره تئوری انتخاب برگزار کرد. مدرس در ابتدای جلسه پرسید: «بیشترین تنشهای زندگی شما با چه کسانی است؟»🟤پاسخها متفاوت بود؛ مدیر، همکار، همسر، فرزند و حتی دوستان.🟠سپس مدرس سؤال دیگری مطرح کرد: «چند نفر از شما توانستهاید رفتار این افراد را مطابق خواسته خود تغییر دهید؟»🔻سکوتی معنادار کلاس را فرا گرفت.🟡او گفت تئوری انتخاب که توسط ویلیام گلسر ارائه شده است، بر یک اصل ساده استوار است: ما نمیتوانیم دیگران را کنترل کنیم؛ تنها چیزی که واقعاً در اختیار ماست، انتخاب رفتار و واکنش خودمان است.🟣این جمله ذهن محسن را درگیر کرد. او متوجه شد بخش بزرگی از انرژی روزانهاش صرف تلاش برای تغییر دیگران میشود؛ تلاشی که اغلب نتیجهای جز تنش و ناامیدی ندارد.⚫️مدرس در ادامه درباره پنج نیاز اساسی انسانها صحبت کرد: بقا، عشق و تعلق، قدرت و پیشرفت، آزادی و تفریح. توضیح داد که بیشتر رفتارهای انسانها تلاشی برای تأمین یکی از این نیازهاست. وقتی این نیازها به شیوهای مناسب برآورده نشوند، تعارض و نارضایتی شکل میگیرد.⚪️محسن به یکی از همکارانش فکر کرد که همیشه در جلسات مخالفت میکرد. او تا آن روز تصور میکرد آن همکار صرفاً فردی لجباز است. اما حالا احتمال میداد که شاید نیاز به دیده شدن و تأثیرگذاری داشته باشد.🔴چند هفته بعد فرصتی پیش آمد تا آموختههایش را در عمل آزمایش کند. در یکی از جلسات، همان همکار بار دیگر با پیشنهاد او مخالفت کرد. محسن به جای بحث و دفاع از موضع خود پرسید: «به نظر تو چه راهحل بهتری وجود دارد؟»🟢فضای جلسه تغییر کرد. گفتوگویی سازنده شکل گرفت و در نهایت راهکاری بهتر از پیشنهاد اولیه به دست آمد. محسن برای نخستین بار فهمید که گوش دادن میتواند مؤثرتر از تلاش برای کنترل کردن باشد.🔵به تدریج محسن متوجه شد که تئوری انتخاب فقط یک نظریه روانشناختی نیست، بلکه روشی عملی برای زندگی است. در محیط کار به او یاد داد به جای مقصر دانستن دیگران، بر اقداماتی تمرکز کند که در اختیار خودش هستند. در خانواده نیز آموخت که روابط سالم از کنترل و اجبار به وجود نمیآیند، بلکه بر پایه احترام، انتخاب و مسئولیتپذیری شکل میگیرند.🟤چند ماه بعد، مشکلات زندگی محسن به طور کامل از بین نرفته بود. هنوز پروژههای دشوار وجود داشتند، بازار همچنان پرنوسان بود و فرزندش نیز گاهی اشتباه میکرد. اما یک چیز تغییر کرده بود؛ او دیگر خود را قربانی شرایط نمیدانست.🟠اکنون هر زمان با مسئلهای روبهرو میشد، به جای پرسیدن «چه کسی مقصر است؟» از خود میپرسید: «در این شرایط، بهترین انتخابی که میتوانم انجام دهم چیست؟»🟡همین تغییر ساده در نوع نگاه، کیفیت روابط، تصمیمها و آرامش ذهنی او را دگرگون کرد. محسن دریافت که قدرت واقعی نه در کنترل دیگران، بلکه در توانایی مدیریت انتخابهای خود نهفته است؛ درسی که هم در محیط کار و هم در زندگی شخصی، ارزشمندترین دستاورد او شد.@life_skills2022

