💥موضوعی بنام مردم و سلامتی مردم!✍️علی مرادی مراغه ای✅تا زمان ناصرالدین شاه در ایران چیزی بنام سلامت…
انتشار: 2026/06/23 16:09 UTC
💥موضوعی بنام مردم و سلامتی مردم!✍️علی مرادی مراغه ای✅تا زمان ناصرالدین شاه در ایران چیزی بنام سلامتی مردم یا «سلامت نفوس» نه تنها مهم نبوده بلکه کمتر وجود داشته است.تنها در دوره ناصری به اسنادی در این زمینه برمی خوریم که کتابچه هایی شاهانه به حکام ابلاغ می گردد و اهمیت «نفوس» و سلامت و بهداشت عمومی، مورد توجه قرار می گیرد. در یکی از آن کتابچه ها چنین آمده:«...و باز از تکالیف صاحبان اداره است و به فقرات سابقه الحاق میشود که در ولایات، اطبای حاذق به حفظ صحت و معالجه اشخاص و اهالی گماشته در هر بلوک که مرکز یک حکمرانی است، مجلس حفظ صحه مقرر دارند و روزنامه جات این مجالس و اطبا مرتبا به طهران، رسیده ملاحظات لازمه در نگاهداری و سلامت نفوس محترمه مملکت بشود و در هر جا دواخانه و ملزومات علاج امراض فراهم گردد. تمام آبادیها و به تخصیص شهرها باید از هر جهت پاک و تمیز شود به طوری که وجها من الوجوه كثافات و ناپاکی موجب حدوث امراض و علت امزجه و اتلاف نفوس نشود. هر بلد، قانون آبله کوبی را به اطفال خردسال مجری دارند چنانکه در هیچ آبادی حتی طوایف، صحرانشین از این معنی غفلت نشده بلکه مسامحه و اهمال در این کار تحت تنبیه و مجازات معدود شود».(بنگرید به: برگ های تاریخ دوران قاجاریه، ابراهیم صفایی...سند سوم. ص۲۰. دانلود کتاب اینجا) این حکم از بالا به شهرها و ولایات صادر شده که عوامل حکومتی در خصوص«سلامت نفوس» و جلوگیری از «اتلاف نفوس» و مرگ و میر بکوشند که نشانگر تغییری جدی در رویکرد حکمرانی ایران عهد ناصری به سلامتی مردم می باشد. ♦️در حالیکه قبل از این در ابتدای قرن نوزده، جیمز موریه در کتابش مطلبی در مورد نوع مواجهه دولتیان با موضوع سلامت نفوس و مردم آورده که باور کردنی نیست و آن اینکه:سفیر انگلیس همراه خودش پزشکی آورده بود که به آبله کوبی رایگان کودکان می پرداخت و زنان با بچه های خود به نزد پزشک انگلیسی می رفتند اما دولتیان ایرانی مانع کار پزشک می شدند چون نفعی از این کار عاید خود آنها نمی شد!این دیالگوگ بسیار تلخ و گزنده را ببینید که بهانه واهی می تراشیدند مانند اینکه «چرا باید زن مسلمان بخانه نصرانی پای بگذارد از برای هر چه باشد عیب است و قباحت دارد»! و برای اینکه مانع کار شوند حتی قراولی بر در خانه پزشک گذاشته میشود تا نگذارد کسی وارد گردد! دولتیان ایرانی براینکه پزشک را از درمان کودکان منصرف کنند خطاب به او می گوید:« از این زحمت چیزی به تو نمی رسد وانگهی مردم هم قدر زحمت ترا نمی شناسند».اما پزشک انگلیسی دست از درمان برنداشته پاسخ می دهد:«حاجی نمی دانی چه میگویی. این زحمت نه، رحمتی است که باید شامل حال همه جهانیان شود. اگر دولت ایران رواج این کار را اینجا منع کند گناه اینهمه نفوس که هلاک می شود و حال آنکه او می تواند نگذارد به گردن اوست. چه قدر بی گناه که بهیچ و پوچ می میرند».ایرانی: به ما چه؟ هر چه میخواهند بمیرند. از زندگی شان، به کیسه ما چه می رود که غصه مرگشان را بخوریم؟»پزشک انگلیسی: به کیسه شما این می رود که هر چه می خواهی بتو می دهم برای اینکه مداوات مرا نگذاری ضایع شود»!می بینید که مقام ایرانی مانع درمان مردم ایران و نجات کودکان ایرانی از مرگ می گردد چون برایش سودی ندارد اما پزشک انگلیسی به او رشوه می دهد تا مانع درمان نگردد و البته پس از این قرار، ایرانی راضی میگردد مانع درمان نشود:«پس بقرارداد نشستیم...و قراول برداشته شد. حالا بیا و ببین که در خانه حکیم چه محشری از زنان گردید ...»(بنگرید به: سرگذشت حاجی بابای اصفهانی، بکوشش یوسف رحیم لو...صص۷۴۶_۷۴۷ دانلود کتاب از اینجا) در مورد کتاب حاجی بابا سخن زیاد است اما کسی نمی تواند واقعیت تاریخی آنرا انکار کند چرا که روح مطلب را عین السلطنه بشکلی دیگر بیان می کند که چگونه ایرانیان در مقابل آبله کوبی کودکان موانع ایجاد می کردند و می نویسد قبلا زمانی که هنوز از آبله کوبی خبری نبود و کودکان به آسانی می مردند:«عجب اختراعی کرده اند، در قدیم از هر صد نفر طفل، نود نفر تلف می شدند، حال از صد نفر، نود نفر سالم می ماند. و ده نفر تلف می شوند. این حکیم انگلیسی حق ها به گردن مردم دارد. در ایران هنوز آنطور شایع نشده. در دهات هیچ نیست و اغلبی وحشت دارند که طفل های آن ها را آبله کنند. در ایام نایب السلطنه مبرور، خیلی نزاعها بر سر این فقره شد تا در آذربایجان شایع شد».(روزنامه خاطرات عین السلطنه ...ج اول. ص۷۳۲)♦️قبلا به تلاشها و مبارزات امیرکبیر با موانع بی شماری که در مقابل واکسن زدن ایجاد کرده بودند پرداخته ام حتما بخوانید پست زیر را: آبله کوبی، خلافِ مشیت الهی ❇️لینک کانال تلگرام ما


