🔵 این چند جمله تاریخی که عباس میرزا (ولیعهد ایران) نوشته است، بخوانید :*سیزده سال و یک ماه از پایان…
انتشار: 2026/07/12 06:08 UTC
🔵 این چند جمله تاریخی که عباس میرزا (ولیعهد ایران) نوشته است، بخوانید :*سیزده سال و یک ماه از پایان جنگ اول ایران و روس گذشته بود که جنگ دوم ما با روس ها شروع شد.من هم دیگر آن جوان خام و ناآزموده نبودم که به راحتی وارد کشمکش شوم ...در این سیزده سال اختلافات مرزی که بین طرفین پدید میآمد، با رفت و آمد آدم و کاغذ حل میشد و سفرای دو کشور با احترام در کشور دیگر پذیرفته میشدند ...عامل جدیدی که بهانهای برای آغاز نبردی دیگر باشد، رخ نداده بود و تنها بهانه، زخمهای باقیمانده از جنگ اول و نیز توطئههای اشراف قاجار بود که برای از چشم شاه انداختن و سرنگونی من با یاری گرفتن از روحانیون و علما بود ....بدین ترتیب غوغای جهاد با روسیانِ کافر بالا گرفت و مراجع و علما، در رأس آنان آیتالله سید محمد مجتهد، برای واداشتن دولت برای آغاز جنگ، از کربلا و نجف به دارالخلافه تهران مهاجرت کردند ...من به اتفاق قائم مقام فراهانی و میرزا معتمد الدوله نشاط، به ملاقات آقایان رفتیم و سعی کردیم مشکلات ورود در جنگی تازه را برایشان توضیح دهیم ...آیتالله سید محمد مجتهد (مجاهد)، آیت الله ملا احمد نراقی وآیت الله جعفر کاشف الغطاء ، در صدر اتاق نشسته بودند، با جمعی از نزدیکان و منصوبان شان.بی آنکه نگاهی به ما کنند، در سکوت به سخنان من گوش میدادند و گاهی آیت الله سید محمد مجتهد (مجاهد) نفسی از قلیان میگرفت، عرض کردم:آقایان البته میتوانند با چرخش قلم، فتوای جهاد صادر کنند، ولی اجرای آن مشکل است. از یک مشت روستانشین یا شهرنشین که برای جهاد راه افتاده اند در برابر یک لشکر عظیم و آموزش دیده و مسلح کاری از ما ساخته نیست....جنگ، جنگاور و سلاح کامل میخواهد!!! جنگ، جیره و مواجب میخواهد!!!جنگ پول میخواهد!!!. سربازها پوشاک گرم و اسلحه و آذوقه میخواهند !!کل مالیاتی که در سال اخذ میکنیم، حدود پنج کرور تومان است و روسیه پانصد کرور تومان از مردمش در سال مالیات اخذ میکند ...یکی از آقایان گفت : چرا دولت پول ندارد ؟! چه بر سر جواهرات نادری آوردهاید ؟!گفتم : آن جواهرات در خزانه است، ولی جواهرات را به راحتی نمیتوان به پول تبدیل کرد...اگر بخواهیم آن را یک مرتبه بفروشیم از ما نمیخرند و اگر یکایک بفروشیم، عایدات آن در برابر مخارج سنگین جنگ هیچ است ...تصور شما آقایان از جنگ، مانند غزواتِ صدر اسلام و بَدر و اُحُد است . ولی زمانه خیلی عوض شده!!!در جنگ قبلی به قدر کافی مردانمان به خاک افتادند ...چرا باز بخواهیم خلق الله را به کشتن دهیم ؟ !!در اینجا آیت الله سید محمد مجتهد که گویی از توضیح من حوصله اش سر رفته بود سرش را بلند کرد و با صدای لرزان وچهره ی عبوس گفت: حضرت والا بدانند که ما به اینجا نیامدیم که با این حرفها دوباره به عتبات بازگردیم ...این سخنان شاهزاده ، ظنی را که از قبل در اسلامخواهی ولیعهد بود،مع الاسف تقویت میکند !!به چه مناسبت از طرف ولیعهد در جراید لندن و پاریس از فرنگیان برای زندگی در ایران دعوت میکنند ؟ !پای فرنگی به ایران باز شود، که چه شود؟ این تنبانهای تنگ و چسبان چیست که به بهانه چابک کردن و اصلاح امر نظام بر تن قشون مسلمین میکنند ؟به چه دلیل در دارالسلطنه تبریز چاپخانه زدید و کتاب تاریخ اروپا چاپ میکنید که مردم به جای قَصَصُ الانبیاء با اطوار معاش فرنگیان آشنا شوند؟؟ و.....سرانجام اِصرار علما و روحانیون مجتهد، و صدور فتاوای جهاد کار را بر من تنگ کرد ... و چون اجماع خواص و عوام را در این باب مشاهده کردیم به جنگی دیگر ناخواسته وارد شدیم ..این جنگ هم چند ماه طول کشید، به رغم پیروزیهایی که در ابتدا به خاطر غافل گیری و درگیری لشکر روس با عثمانی کسب کردیم ولی در نهایت ایران شکست خورد .. در ناحیهای میان زنجان و میانه که روسها تا آنجا پیش آمده بودند عهدنامه ترکمانچای منعقد گردید ...مطابق این عهدنامه نخجوان و ایروان هم از دست رفت و چون روسیه طرف ایرانی را آغازگر جنگ معرفی می نمود درخواست غرامت سنگینی از ایران کرد و تخلیه خاک ایران رامشروط به پرداخت اقساط آن غرامت دانستند، حق کاپیتولاسیون را روس ها برای خود گرفتند و ...من و سربازانم صادقانه تا آخر جنگیدیم ...لیک همان آیت الله سیدمحمد مجتهد هنگام محاصره تبریز ، گُل و قربانی سوی روسها فرستاد و خودش به فرمانده روسها که تبریز را محاصره کرده بودند گفت :*ما جانمان از قاجاریه به لب رسیده و میخواهیم رعیت دولت روس باشیم !*📕تاریخ معاصرایران🖊️بازنشر: حسین شاه اویسی#تحلیل_زمانه


