♦️کمی میدان بازی دهید!🔸این روزها، هرچه بیشتر نشستها و همایشهای مرتبط با رشتهٔ تاریخ و بهطور کلی…
انتشار: 2026/07/16 13:03 UTC
♦️کمی میدان بازی دهید!🔸این روزها، هرچه بیشتر نشستها و همایشهای مرتبط با رشتهٔ تاریخ و بهطور کلی علوم انسانی را دنبال میکنم، بیشتر احساس میکنم وضعیت این حوزهها شباهت زیادی به فوتبال ایران پیدا کرده است؛ فوتبالی که از جوانگرایی هراس دارد و همچنان با تکیه بر بازیکنان باتجربه، اما گاه کمتوانتر از گذشته راهی میدان میشود. علوم انسانی ما نیز گرفتار چرخهای مشابه شده است.🔸حدود یک یا دو ماه پیش، در یکی از نشستهای مرتبط با آسیبشناسی رشتهٔ تاریخ به این مسئله اشاره کردم و پیشنهاد دادم که دستکم یک جلسه با حضور یک یا دو نفر از فارغالتحصیلان جوان تاریخ برگزار شود؛ کسانی که مسائل امروز این رشته را نهفقط از جایگاه استاد، بلکه از منظر یک دانشآموخته و پژوهشگر جوان تجربه کردهاند و میتوانند زاویهای متفاوت به بحث اضافه کنند.🔸در همان مقطع، دربارهٔ یکی از این نشستها یادداشتی نوشتم که خوشبختانه با استقبال مناسبی روبهرو شد و تعدادی از استادان و دانشجویان دکتری نیز درباره آن اظهار نظر کردند. این واکنشها نشان داد که دغدغههای موجود دربارهٔ وضعیت رشتهٔ تاریخ دغدغهای جدی و قابلگفتوگو است. بااینحال، انتظار میرفت این گفتوگوها به ایجاد فضایی تازه برای حضور دیدگاههای مختلف منجر شود، اما متأسفانه چنین اتفاقی نیفتاد.🔸پس از آن نیز در چندین مورد تلاش کردم بر ضرورت برگزاری نشستهایی با حضور فارغالتحصیلان و پژوهشگران جوان تأکید کنم، اما باز هم فضای لازم برای این مشارکت ایجاد نشد و این پیشنهادها چندان مورد توجه قرار نگرفت. باز هم همان چهرههای آشنا، استادانی که سالها تدریس کردهاند، پژوهش کردهاند و بیتردید جایگاه علمی ارزشمندی دارند بخش اصلی فضای گفتوگو را در اختیار دارند. درمقابل، فارغالتحصیل رشتهٔ تاریخ ـ حتی اگر صاحب اندیشه، تجربه و حرف تازهای باشد ـ در بهترین حالت بهعنوان شنوندهای مؤدب و تابع دیده میشود. و اگر نقدی مطرح کند یا خواهان حضور جدیتر در گفتوگوها شود، گاه چنین برداشت میشود که به جایگاه استادان بیاحترامی کرده است.🔸البته باید پذیرفت که فضای امروز کشور، فضای حساسی است. دفاع از ایران و توجه به مسائل ملی وظیفهای است که بر دوش همه قرار دارد، بهویژه پژوهشگر تاریخ، که همواره ناظر تحولات زمانهٔ خود است و میداند رخدادهای امروز چگونه در حافظهٔ تاریخی آینده ثبت خواهند شد. اما درست در چنین شرایطی، بیشاز همیشه نیازمند پرداختن جدی به دغدغههای رشتهٔ تاریخ هستیم؛ رشتهای که یکی از مهمترین مسئولیتهایش ثبت، تحلیل و به یاد آوردن همین روزها برای نسلهای آینده است. اگر خود این رشته نتواند دربارهٔ مسائل درونی، روشها، نسلهای جدید و آیندهٔ خود گفتوگو کند، چگونه میتواند روایتگر دقیق تحولات جامعه باشد؟🔸مسئله، حذف نسل پیشین نیست. مسئله، باز کردن فضایی برای حضور نسل جدید است. هیچ رشتهٔ علمی بدون انتقال تجربه از گذشته به آینده زنده نمیماند، اما هیچ رشتهای نیز بدون پذیرش ایدههای تازه و حضور نیروهای جدید پیشرفت نخواهد کرد. شاید یکی از تفاوتهای مهم میان بسیاری از دپارتمانهای تاریخ در ایران و دانشگاههای آمریکای شمالی دقیقاً در همین موضوع باشد. در آنجا، تجربهٔ نسلهای پیشین حفظ میشود، اما همزمان به پژوهشگران جوان، دانشآموختگان تازه و ایدههای جدید نیز فرصت حضور داده میشود. نسل قدیم نقش راهنما و پشتیبان را ایفا میکند، نه سدّی در برابر ورود نسل جدید. اگر قرار است تاریخ زنده بماند، نیازمند گفتوگوی میان نسلهاست. کمی میدان بازی دادن به جوانترها نه از ارزش استادان میکاهد و نه جایگاه آنان را تهدید میکند، بلکه تضمینی است برای آنکه این رشته بتواند خود را بازتولید کند، با جهان امروز همراه شود و آیندهای پویا داشته باشد.✍امید اخوی، دانشآموختهٔ دکتری تاریخ ایران، دانشگاه شیراز، ۲۵ تیر ۱۴۰۵.t.me/mardomnameh
