♦️بهبهانهٔ تاریخنگاری خُرد🔸تاریخ خرد، تکهتکه، فراگير، فرودستی، مردم، اجتماعیات (جامعه)، فرهنگ م…
انتشار: 2026/07/20 18:45 UTCدریافت: 2026/08/01 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:10 UTC
♦️بهبهانهٔ تاریخنگاری خُرد🔸تاریخ خرد، تکهتکه، فراگير، فرودستی، مردم، اجتماعیات (جامعه)، فرهنگ مادّی، ذهنیات، درازمدت، رنگارنگ، همه، نامهای یک رویکرد جدید در تاریخنگاری است که مکتب آنال آن را بنا نهاد و پیروان متأخرش اسم «تاریخ جدید» را مصطلح کردند. آنها تاریخ را تکهتکه کرده و آن را در سایر علوم درآمیختند. در این نگاه، که شاید و باید نامش را «مدرسه» و یا «مکتب» گذاشت، مقولاتی مثل آبوهوا، مرگ، رؤیا و از این دست مورد پژوهش است. نسل سوم این مدرسه، که گروه «تکوین اروپا» را تشکیل دادند، بهسرپرستی ژاک لوگوف فرانسوی بیشترین سهم را در این عرصه ایفا کردند. خلاصه، سعی آنها بیشتر در تاریخنگاری «تاریخهای نانوشته» است که به گفتهٔ منا آزوف، تاریخپژوه معاصر فرانسوی، جز حکایت ناامیدی مردم چیزی نیست؛ مورخی که به جشنهای پیروزی انقلاب کبیر فرانسه توجهی خاص داشت و مناسبت تکريم آن انقلاب را بهترین فرصت برای زیرپاگذاشتن ممنوعیتها و قوانين اجتماعی حاکم و جایگاه خوبی برای بیانات خودجوش دانست. آزوف ثابت میکند جشنهای بزرگداشت در دههٔ اول (۱۷۸۹--۱۷۹۹) نه مردمی که حکومتی و حضور مردم در آن الزامی بود، نه آنکه خود بهدلخواه و برای ابراز سعادت حاصل از انقلاب در آن شرکت کنند و تبِ برگزاری جشن انقلاب فرانسه تاریخ یأس ملت است. به گفتهٔ فرانسوا دوسِ، از نوآنالیستهای نسل سوم آن مکتب، خانم منا آزوف سخن دورکیم را بازگو میکند: «جشن، واکنش اجتماعی ملتی است که به زیر سلطهٔ حکومت درآمدهاند. در این حالت، جشن، بخش جدانشدنی رژیمی است که قصد دارد افراد را کنترل کند.»🔸آنچه تاریخِ خُرد را مهم کرد و آثار و قلمهای امثال لوگوف، آزوف و گینزبرگ، که فصلنامهٔ مردمنامه تازهترین عددش را بههمت آقایان داریوش رحمانیان و جواد مرشدلو برای او ويژه کرده و بنده هم این خطوط را در تقدیر از آن دو نوشتهام، چیزی نیست جز ورود جغرافیای «ویدال» جامعهشناسی دورکیم، روانشناسی، آمار، جمعیتشناسی، قومشناسی، انسانشناسی به حوزهٔ تاریخ. با تأسیس تاریخِ جدید که بنایش بر تاریخ خُرد است پیشبینی ولتر که ژاک لوگوف او را پدر تاریخ جدید دانسته محقق شد. ولتر در کتاب تأملات دربارهٔ تاریخ نوشته است: «بهزودی آنچه برای فیزیک رخ داد، برای تاریخپژوهی هم صورت میبندد. کشفهای نوین سبب شد تا نظامهای قدیمی کنار گذاشته شوند. امروز، میتوان از رهگذر جزئيات مهمی که فلسفهٔ طبیعی بر آن تکیه دارد جنسِ بشر را شناخت.»🔸و اما کارلو گینزبرگ، فیلسوف_مورخ ایتالیایی، که فقط چندين غروب از مرگ وی میگذرد، سهم بزرگی در تاریخنگاری خُرد دارد، به حدی که او (بهاغراق) معمارِ تاریخ خُرد نامیده شده است. آنچه وی را در این میدان شکوفا کرد، روح بزرگ ضدفاشیستش و مرگ پدر همسلک او زیر شکنجهٔ زندان فاشیسم ایتالیا و دلبستگی شدید به موضوع تفتیش عقاید کلیسایی بود. وی در مصاحبهای گفته است: «ایدهٔ تلاش برای بازسازی دیدگاه قربانیان تاریخ و مردم فرودست ریشههای مختلفی داشت. از یک سو، از اندیشهٔ گرامشی دربارهٔ فرهنگ طبقات فرودست الهام گرفتم و از سوی دیگر، کتاب میشلِه، با عنوان جادوگر مرا متأثر کرد، چراکه جادوگر را بهعنوان تجسم شورش نشان میدهد. وقتی این کار را شروع کردم، ابتدا دشواری درک معنای نگرش قربانیان را دستکم گرفتم، زیرا به معنای خواندن اسناد آزار و اذیت برخلاف جریان معمول بود. در واقع، تعهدم به این مسیر وقتی تنها بیستساله بودم مرا فراتر از پژوهش تاریخی بهسمت تحلیل روشهای تاریخی سوق داد. این بازاندیشی در روش، به نظر من، با تلاش برای خواندن بین خطوط محاکمات جادوگران مرتبط است. دشواری در این بود که مردان و زنانی که به جادوگری متهم شده بودند، تنها از طریق اسنادی قابلدسترسی بودند که در آنها انتظارات بازجویان خود را برآورده کردند. با نگاه به گذشته، متوجه شدم که خواندن محاکمات تفتیش عقاید برخلاف جریان مرسوم، امکان خواندن اسناد مربوط به سلطهٔ استعماری اروپایی را فراهم میآورد. در واقع، میتوان نگرشها و رفتارهای مستعمرهشدگان را از طریق اسنادی که توسط استعمارگران تولید شده است، درک و تحلیل کرد.»t.me/mardomnameh%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D9%85%… یادداشت👇
