📢 مدرسهی نوروزگان برگزار میکند: درسگفتار «فوکو برای مورخان و تاریخپژوهان»🔹مدرس: داریوش رحمانیان…
انتشار: 2026/08/18 13:40 UTCدریافت: 2026/08/20 07:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 07:15 UTC
📢 مدرسهی نوروزگان برگزار میکند: درسگفتار «فوکو برای مورخان و تاریخپژوهان»🔹مدرس: داریوش رحمانیان 🔸زمان: روزهای دوشنبه، از ۹ شهریور ۱۴۰۵، ساعت ۱۷ تا ۱۹ 🔸مکان: مجموعهی فرهنگی و تفریحی عباسآباد، سالن کنفرانس کوشک باغ هنر 🔸مخاطب این درسگفتارهای میانرشتهای همهی کسانیاند که در رشتههای گوناگون به تاریخ میاندیشند یا دربارهی آن پژوهش میکنند. این دوره در سه جلسه و بهصورت حضوری و برخط (آنلاین) برگزار میشود. برای کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام در این دوره به پیوند زیر مراجعه کنید: nowruzgan.com/school/#%D8%AF%D8%B1%D8%B3_… #داریوش_رحمانیان #خبر @asmaaneh
پستهای تلگرام — مردمنامه (تاریخ مردم)
♦️این زندگی ما نیست🔸در تاریخ معاصر ایران، هیچ چهرۀ سیاسی و فرهنگی مانند میرزا ملکم خان برای آشنایی ما با مفاهیم مدرن و حق و حقوق یک ملت نکوشیده است. نخستین گامها در آشنایی با دنیای جدید و تبدیل واژۀ رعیت به مردم و تدوین نخستین قانون اساسی در ایران و نشر نخستین روزنامۀ انتقادی و تحلیلی در ایران معاصر همه گویای نقش پررنگ او بهعنوان پرچمدار فرهنگ نوین سیاسی و اجتماعی در ایران است. او در مواجهه با استبداد حاکم چنان مدبرانه و اندیشمندانه قلم میزند که امروز با خواندن آن احساس میکنیم به او نزدیک و نزدیکتریم. ملکم خان با معرفی آزادی قلم و بیان بهعنوان حق پایهای فرد در حوزۀ سیاسی_اجتماعی گامی بزرگ در اندیشۀ مدرن در ایران برمیدارد و آگاهی به حق و حقوق و وظایف شهروندی را اولین گام اصول آدمیت معرفی میکند. 🔸یکی از مهمترین نوشتههای او تشویق احساس همدردی بین مردم است. او بهطرز شگفتانگیزی بنیان نظم در جهان را بر پایۀ ظلمستیزی قرار میدهد و تأکید میکند که ظلم نکردن هنر نیست، بلکه ظلمستیزی هنر است. او هنر آدمی را در مانع شدن ظلم بر مظلوم میداند و اکیداً توصیه میکند که اخلاق محور تمام برخوردهای اجتماعی باشد. او در یکی از نوشتههای خود، وظیفۀ یک شهروند یا انسان مدرن را در برابر همنوع خود این چنین تأثیرگذار شرح میدهد: «ظلمی که به تو وارد میآید مختار هستی که ظالم را عفو کنی، اما ظلمی که دیگری وارد بیاورد ابداً نمیتوانی آن را عفو بنمایی و تا شرف آدمیت در وجود تو باقی است باید در رفع آن ظلم در تلافی مظلوم با تمام قدرت اجتهاد نمایی. باید آنقدر شعور داشته باشی که بفهمی هر ظلمی که در یک ملک به یک نفر وارد بیاید ممکن نیست که آن ظلم به کل آن ملک وارد نشود و آنچه راجعبه کل یک ملک است ممکن است که بهاکمال راجعبه هریک از آن اهالی ملک بشود. چارۀ ظلم وقتی آسان است که راجعبه دیگری است. همین که ظلم به تو میرسد چه میتوانی بکنی؟ (مجموعۀ رسالهها، ص ۳۲۰).🔸ملکم بیش از ۱۴۰ سال قبل، چنین اندیشهای را برای تقویت اتحاد و ایجاد همدردی جامعۀ ایرانی ارائه میدهد و بهشدت به تفکر و فرهنگ سنتی و ضداخلاقی مصلحت و منفعت شخصی حمله می کند؛ فرهنگی که سکوت را مصلحت و بیتفاوتی را امنیت تلقی میکند، اما ملکم خان با نگاهی تیزبین این تصور نابخردانه را محکوم میکند: «شما شخصاً هرچه معقول و از استحکام مقام خود هرقدر مطمئن باشید باز ممکن است، بلکه از احتمالات یومیه است که فردا شما را بیجهت بگیرند حبس و زنجیر و گرفتار اشد عقوبت نمایند، در میان چنان گرفتاری با این حالت تنهایی چه میکنید و چه میشوید؟ شما هرقدر بخواهید خود را بی ذوق و جماد بسازید، باز قطعاً هر دقیقه در قلب خود ناله میکنید که: این زندگی ما نیست و از برای نجات این ملت مستمند باید حکماً کاری کرد.» (مجموعۀ رسالهها، ص ۳۳۰). او برقراری عدالت و حقوق یکسان مردم را امینت و قلعۀ مأمن زندگی معرفی میکند و انسان بودن را بر پایۀ همدردی و اصل دفاع از حق و حقوق یکدیگر برمیشمارد.🔸گرچه ملکم خان امروز هم با گذشت یکصد و اندی سال از درگذشتش کماکان با تنگنظری بسیاری از اهل قلم روبهرو است و صفات ناپسندی علیه او به کار میرود، اما با خواندن مطالب او و تجربیات امروز ایران میبینیم که او از هر شخص دیگری از دوران مشروطه به اکنون نزدیک و نزدیکتر است ... .✍محسن ثروتی، دانشآموختۀ کارشناسی ارشد تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشگاه تبریز، ۲۹ مرداد ۱۴۰۵.t.me/mardomnameh
♦️از موسای فرعونشکن تا موسای بتشکن🔸یکی از پرماجراترین انبیای الهی، که ذکر احوالات و شرح زندگانی او بهطور مفصل در کتب آسمانی ادیان یاد شده، موسی کلیمالله است. زندگیاش از بدو تولد تا رهاشدن در رود نیل، با نام فرعون مصر گره خوردهاست. بعدها بزرگترین مأموریت او پس از دیدن «بوتۀ سوزان» و برگزیدهشدن به رسالت، نجات قوم بنیاسرائیل از سلطۀ فراعنه بود. موسی در دیدار با فرعون تلاش کرد تا اجازۀ خروج بنیاسرائیل از مصر یا بهتعبیر دیگری از قرآن دعوت فرعون به یکتاپرستی را بهصورت مسالمتآمیز انجام دهد. با رد پیشنهاد موسی ازسوی فرعون، ده بلای مختلف بر سر مصریان فرود آمد و درنهایت فرعون با اکراه اجازۀ خروج بنیاسرائیل را از مصر صادر کرد. کمی بعد، او از این فرمان پشیمان شد و با سپاهیان خود بهتعقیب آنان پرداخت. بنیاسرائیل که در راه خود با دریای بزرگی روبهرو شده بودند و خبر تعقیب فرعون و سپاهش آنان را سخت به وحشت انداخته بود، ناگهان با معجزۀ موسی و شکافتن دریا از میان آن عبور کردند و عاقبت فرعون و سپاهش در آن دریا غرق شدند. بدینترتیب، حکمران مقتدری، که روزگاری دعوی خدایی میکرد، استخوانهایش در میان امواج سهمگین و غوطهور خرد و داستانش عبرت آیندگان شد.🔸اکنون، سدههای زیادی با عصر انبیا و مردمان بتپرست آن دوران فاصله داریم، اما امروزه بتهای سنگی جای خود را به انسانهایی سپرده است که کیش شخصیت آنان تبدیل به بتهای دوران حاضر شده است و هرکدام خادمان و پرستندگان زیادی دارند که در تبلیغ کیش شخصیتهای موردعلاقۀ خود به جد و جهد میکوشند. یکی از کسانی که بهواسطۀ نحوۀ کنار رفتنش از قدرت، از دیدگاه هواداران خود تبدیل به یک بت بزرگ و خدشهناپذیر در تاریخ معاصر ایران شد کسی نبود جز محمد مصدق.🔸هواداران مصدق او را «پیشوای بزرگ ملت ایران» خواندند. نقشآفرینی آمریکا و بریتانیا را «توطئۀ خارجی» و سقوط مصدق را «کودتا» نامیدند. همچنین، با نوشتن کتاب، جزوه، مقاله، مصاحبه و... تمامی ۲۵ سال آینده را با همۀ پیشرفتها و موفقیتهایی که برای ایران به دست آمد تحتعنوان «۲۵ سال دیکتاتوری» زیر سؤال و انکار بردند. پس از پیروزی انقلاب بهمنماه، در سالگرد درگذشت او، (۱۴ اسفند)، برایش مراسم یادبود بزرگی در قلعۀ احمدآباد برپا کردند. داریوش فروهر و حزبش نیز به گورستان ابنبابویه در شهرری رفته و قطعۀ کوچک «شهدای قیام ۳۰ تیر» را بازسازی کرده و مهیای عمل به وصیت مصدق مبنیبر دفن در کنار مزار آنان شدند. گذر روزگار اما تقدیر دیگری را رقم زد.🔸بیش از هفت دهه، حامیان و هواداران مصدق او را بهعنوان «قهرمان مبارزه با استعمار» تقدیس کردند تا اینکه اندکاندک با فروکش کردن تعصبها و کنار رفتن پردهها و نیز انتشار اسناد مختلف، حجابهای تقدسگرایی پیرامون شخصیت مصدق فروافتاد و اهل علم توانستند با فراغ بال بیشتری وقایع آن دوران را بررسی کنند و در رشد و آگاهی مردم بکوشند. یکی از این افراد، موسی غنینژاد، بود که سخنانش پیرامون وقایع ۲۸ مرداد سیل انتقادات را ازسوی طرفداران مصدق بهسوی او روانه کرد. نقطۀ اوج این تقابل فکری مناظرهای بود که در مردادماه ۱۴۰۲ با حضور او، داریوش رحمانیان و محمود کاشانی بهمیزبانی مؤسسۀ اکوایران برگزار شد. غنینژاد در سخنانش به نقش مخرب مصدق در روند تاریخی ایران اشاره کرد و بههیچوجه معتقد نبود که ۲۸ مرداد کودتا بوده است. طی بیش از دو ساعت مناظره، به مباحث مختلفی ازجمله انحلال مجلس هفدهم، برگزاری رفراندوم، سابقۀ تاریخی عزل نخستوزیر توسط پادشاه مشروطه در غیاب مجلس و ... پرداخته شد.🔸آنچه پس از این مناظره مشخص شد، ترکخوردن این بت هفتادساله بود. پروپاگاندای طولانیمدت هواداران مصدق با اشکالات و انتقادات زیادی روبهرو شد و آنان از پاسخ به این سؤال ساده عاجز ماندند: کودتا یعنی تصاحب ناگهانی قدرت بهوسیلۀ نیروی نظامی که توسط یک مقام پایین علیه مقام بالاتر از خود صورت بگیرد. در کجای دنیا برکناری نخستوزیر یک کشور توسط پادشاه همان کشور کودتا نامیده میشود؟🔸اکنون که بیش از ۷۳ سال از وقایع ۲۸ مرداد میگذرد، میراث مصدق بیشاز همیشه برای مردم ایران ملموس است. تحریم، تورم سنگین، چاپ پول بدون پشتوانه و از همه مهمتر غربستیزی و دشمنی با غرب بزرگترین میراثی است که مصدق و رهروان فکری او برای ملت ایران به ارمغان آوردند. برای شخص مصدق بیشاز آنکه منافع ایران اهمیت داشته باشد، «حفظ چهرۀ سازشناپذیر و ضداستعماریاش علیه غرب» اهمیت بیشتری داشت. ازاینروست که برای نسل جدید ایران افرادی نظیر محمدعلی فروغی، احمد قوام، علی رزمآرا و فضلالله زاهدی، که در راه حفظ منافع ملی ایران از نام و آبروی خود مایه گذاشتند، اهمیت بیشتری دارند تا امثال مصدقها.✍امیرحسین حاجیعلی، دانشآموختۀ کارشناسی تاریخ دانشگاه تهران، ۲۹ مرداد ۱۴۰۵.t.me/mardomnameh
چند نکته دربارهی جنبش ملی و مصدق آماج و آرمان جنبش ملی را نمیتوان و نباید تنها در ملیکردن صنعت نفت خلاصه کرد و به آن فرو کاست. آرمان و آماج آن جنبش ملیکردن دولت بود. این آرمان ریشه در انقلاب مشروطه داشت. انقلاب مشروطه بنا به علل و عوامل و دلایل گوناگون در تحقق این آرمان با موانع درونی و برونی برخورد کرد. مسألهی نفت و پیدایش شرکت نفت انگلیس یکی، و تنها یکی از آن موانع بود. در دههی بیست فرصتی دوباره پیش آمد تا ایرانیان در آن راه گام بردارند. تجربهی نزدیک به پنجاه سال نشان داده بود که ملی-مردمیکردن دولت در ایران تا هنگامی که آن موانع بیرونی در کار و در میان هستند شدنی نیست. شرکت نفت، بدرجات به دولتی درون دولت ایران تبدیل شده و توسعهی سیاسی ایران و تحقق آرمانهای انقلاب مشروطه را خلاف منافع خود میدانست. مصدق با تکیه بر منش و مرام و اندیشه و پیشینهاش به عنوان رهبر حرکت ملی ایرانیان برآمد و مردم او را در چنین جایگاهی پذیرفتند.از همان اوان تاکنون منش و روش و راهی که مصدق آن را نمایندگی میکرد با انتقادها و مخالفتهایی روبرو بود و هست. بودند و هستند کسانی که به دلایل گوناگون در برابر او و نهضت ملی جبهه آراستند و به مخالفت و حتی دشمنی برخاستند. همهی آنان را نمیتوان یککاسه کرد و به یک چوب راند. از همان زمان تاکنون بودند کسانی از منتقدان و مخالفان و حتی دشمنان مصدق که دلسوز مردم و کشور بودند و هستند و سربلندی و بالندگی و شکوفایی ایران را میخواستند و میخواهند. آماج و آرمانشان با مصدق و یاران او یکی بود و هست؛ اما در راه و روش با او تفاوت و مخالفت داشتند و دارند. آنان شرایط و اوضاع ایران و جهان را بگونهای دیگر میدیدند و میبینند و میفهمیدند و میفهمند. بنابراین نمیتوان و نباید هرکس که با مصدق متفاوت میاندیشید و میاندیشد و مخالف و منتقد او بود و هست را به خیانت و نادانی و بیوطنی و چیزهایی از این قبیل متهم کرد. مخالفت و دشمنی با هر چیز و هر کسی درجات و اندازه و کیفیت و انگیزههای گوناگون دارد. اختلاف در آراء و دیدگاهها و روشها نه تنها طبیعی که خوب و مطلوب و سازنده و حرکتآفرین است.اندیشه و فرهنگ سیاسی ما یک مشکل و بیماری مزمن و ریشهدار دارد و آن شخصپرستی است. فهم و روایت ما از تاریخ نیز بدرجات بر اثر این آفت شخصیتزده شده است. این آفت کار ما را سخت به گره انداخته است. ایران تا هنگامی که این آفت را علاج نکند روی توسعهی سیاسی و حکومت و سیاست مردمپایه را نخواهد دید. تا هنگامی که فهم و روایت ما از گذشته در بند شخصیتزدگی و شخصپرستی است سیاست و حکومتمان نیز چنین خواهد بود. تا هنگامی که روایت تاریخ ما مردمی - مردمبنیاد - نشود سیاست و حکومتمان مردمی و مردمبنیاد نخواهد شد.تا هنگامی که تاریخ ما در بند دیو و فرشتهسازی و چاهنشین و ماهنشینکردن است همین آش و همین کاسه خواهد بود و راهی به سوی مردمسالاری و قانونمداری راستین گشوده و پیموده نخواهد شد.مصدق دولتمردی مردمگرا و ایراندوست بود. آرمان او شکوفایی و نیرومندی و بالندگی ایران بود. اما از خطا و کاستی بری نبود. او را دوست میدارم چون دل در گرو مردم و ایران داشت. مصدقدوستی چیزیست و مصدقپرستی چیزی دیگر. از مصدق بت نسازیم. مقدس و غیرقابل نقدش نکنیم. بر دوستداران اوست که او را نقد کنند. پیش و بیش از هر کس دیگر این دوستداران او هستند که وظیفهی نقد او را بر دوش دارند. کسانی که با روش و رویکرد علمی و با انگیزههای ایراندوستانه مصدق را نقد میکنند باید گرامی داشته شوند. دست اینان را باید بوسید. بلا و مصیبت بنیانکنی است شخصیتپرستی.شخصپرستی از بتپرستی بدتر و زیانبارترست. باید کوشید که ایران از این بند بلا رهایی یابد.در خوب و بد و زشت و زیبا و تلخ و شیرین تاریخ و رویدادهای آن مردم شریکاند و نقش اصلی و بنیادی دارند، آنها را تنها به نام شخصیتها ننویسیم. چه مصدق باشد و چه رضاشاه و محمدرضاشاه و چه هر کس دیگر.و...داریوش رحمانیان بیست و هشتم امرداد هزار و چهارصد و پنج t.me/dariush_rahmanian
🔵ششمین مدرسهٔ تابستانی انعکاس (حضوری-مجازی) | شهریور ۱۴۰۵🔗توضیح دربارهٔ دو بخش مدرسۀ تابستانیℹ️ششمین مدرسۀ تابستانی انعکاس به دنبال چیست؟تاریخنگاری فلسفۀ اسلامی تنها بازخوانی منفعلانه متون گذشته نیست، بلکه مواجههای انتقادی، روششناختی و سنجشگرانه با سیر تحول اندیشهها در بستر تاریخی و اجتماعی آنهاست. در نگاهی رایج، تاریخ فلسفۀ اسلامی غالباً به مثابۀ روایتی خطی و ضروری انگاشته میشود؛ روایتی که گویی ناگزیر از کندی آغاز میگردد، با فارابی و ابنسینا قوام مییابد، در اندیشههای ابنرشد و سهروردی ابعاد تازهای پیدا میکند، در حکمت متعالیۀ ملاصدرا به کمال میرسد و پس از آن، تنها به عصر شارحان محدود میشود.اما آیا این روایتِ تکخطی، یگانه تصویر ممکن از سنت عقلانی ماست؟ ششمین مدرسۀ تابستانی «انعکاس» بر آن است تا با عبور از این نگاه کلیشهای، خودِ «تاریخنگاری فلسفه اسلامی» را به عنوان یک مسئله و موضوع پژوهش مستقل در کانون توجه قرار دهد. ما در این مدرسه در پی آنیم که ببینیم پرسش از این کلانروایتها و بازاندیشی در شیوههای تاریخنگاری، چه بصیرتهای تازهای برای فهم انتقادی و پویای فلسفه اسلامی به همراه خواهد داشت.این رویداد با هدف گشودن همین افقهای نو در مواجهه با تراث فلسفی، امسال با همراهی برجستهترین اساتید و پژوهشگران داخلی و بینالمللی برگزار میشود.بخش فارسی (حضوری-مجازی)💠«بازاندیشی در تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی»👥 با همکاری پژوهشکدهٔ فلسفهٔ تحلیلی پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM)🔻 ۲۵ ساعت ارائۀ آموزشیچهارشنبه، پنجشنبه، جمعه، ۴، ۵ و ۶ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۸:۳۰ تا ۱۹ (به وقت تهران) در محل پژوهشگاه دانشهای بنیادی (IPM) در تهران🔻 با ارائۀ ۱۱ استاد و پژوهشگر🗂 محورهای اصلی:◀️میان فلسفه و تاریخ: روشها و رویکردها در تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی◀️تاریخِ تاریخنگاری فلسفهٔ اسلامی◀️فراروی از تاریخنگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی🔗کسب اطلاعات بیشتربخش انگلیسی (مجازی)💠«فلسفه، فراسوی الفلسفة»👥 با همکاری مرکز دینپژوهی حنیف، موسسۀ مطالعات عربی و اسلامی دانشگاه اکستر و دانشگاه حبیب🔻 ۲۲.۵ ساعت ارائۀ آموزشی «به زبان انگلیسی | با ترجمۀ همزمان»پنجشنبه، جمعه، شنبه، ۱۲، ۱۳ و ۱۴ شهریور ۱۴۰۵ از ساعت ۱۳ تا ۲۱ به وقت تهران🔻 با ارائۀ ۱۵ استاد و پژوهشگر🗂 محورهای اصلی:◀️فراروی از تاریخنگاری رسمی فلسفهٔ اسلامی◀️چیستی فلسفهٔ اسلامی در نسبت با دیگر علوم اسلامی◀️بینشهای فلسفی در کلام، فقه و اصول، ادب، عرفان🔗کسب اطلاعات بیشتر🎓 اعطای گواهی🌐 برگزاری جلسات مجازی در Zoom👥 شبکهسازی و تعامل علمی📍 امکان اسکان برای شرکتکنندگان غیر تهرانی و امکان نگهداری از کودکان در بخش حضوری⏲ مهلت ثبت درخواست: تا ۲۵ مرداد ۱۴۰۵ تمدید شد: تا ۳۰ مرداد ۱۴۰۵🌐 کسب اطلاعات بیشتر:◀️بخش فارسی◀️بخش انگلیسی🔗 برای ثبت درخواست شرکت در یک یا هر دو بخش به اینجا مراجعه کنید و در صورت نیاز به راهنمایی، به @Inekas_admin پیام بدهید.#رویداد_انعکاس🔵@Inekas
✅ آیا مصدق غربستیز بود؟گفتاری از داریوش رحمانیان تهیهکننده: علیرضا پورحسین، دانشجوی دکتری تاریخ ایران اسلامی دانشگاه تربیت مدرس📌همراه ما در یوتیوب و آپارات باشید و با بازنشر و پسندیدنِ ویدئوها، از ما حمایت کنید.🔗youtu.be/UhB_7IYb79Y?si=l_t7Wh7Scu9atBpO%…
عنوان: نشست علمی ویژه سالگرد کودتای ۲۸ مرداد🔻 انجمن ایرانشناسی و تاریخ دانشگاه میبد برگزار میکند:🎙 سخنران: دکتر داریوش رحمانیان📅 زمان: جمعه ۳۰ مرداد، ساعت ۱۸ تا۱۹:۳۰📍 مکان: سامانه مجازی (Google Meet)📌 حضور برای تمامی علاقهمندان به تاریخ معاصر ایران آزاد و رایگان است.از شما دعوت میکنیم در این نشست علمی که به واکاوی ابعاد یکی از وقایع تعیینکننده تاریخ ایران میپردازد، همراه ما باشید.لینک حضور در نشست علمی:meet.google.com/rxr-kkpd-snu%F0%9F%93%A9 انجمن علمی ایرانشناسی و تاریخ دانشگاه میبد 📩@Iranology_History_Meyboduni


