💢 اراضی کشاورزی در فلات داخلی ایران، بمب ساعتی تولید گردوخاک / برای آینده این سرزمین باید کاری کرد ❗️🔻 درحالیکه اکنون مناطق وسیعی از فلات داخلی ایران به کانونهای بحرانی غبار تبدیل شده و پیامدهای محیطزیستی، بهداشتی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی چشمگیر پدید آورده اما واقعیت این است که وضعیت کنونی تنها نوک کوه یخ از واقعیتی است که با بیعملی آشکار نسبت به بحرانهای کنونی و بیتفاوتی محض تصمیمگیران نسبت به آینده و سرنوشت کشور، زندگی انسانی، گیاهی و حیوانی در سراسر نواحی داخلی را به شدت تهدید میکند.🔻 با تداوم بارگذاریهای متنوع در نواحی داخلی، تشدید مهاجرت، نیاز فزاینده به آب، تخلیه دهها میلیارد مترمکعب از منابع زیرزمینی و حياتی کشور تا امروز برای پاسخگویی به نیازها و بهویژه در بخش کشاورزی، به تدریج کیفیت و کمیت منابع آبی زیرزمینی که در بسیاری از نقاط، محرک و ستون اصلی فعالیت کشاورزی هستند، پایین آمده و این پدیده در کنار انباشت خشکسالی در دهههای گذشته، بهمرور در سالیان نهچندان دورِ آینده، ادامه فعالیت کشاورزی در این مناطق را غیرممکن و یا بسیار محدودتر از امروز خواهد نمود.🔻 با رخداد این وضعیت، اراضی کشاورزی که پیوسته اکنون زیرِ شخمهای مکرر هستند، با آسیبهای وارده فعلی به ساختمان خاک و از میان رفتن پوسته فیزیکی زیستی خاک و پوشش گیاهی و ریشه در آینده که از شدت فرسایش بادی میکاهد، به کانونهای عظیم و بسیار فعال غبار تبدیل خواهند شد که نسبت به اراضی مرتعی و دستنخورده فعلی، بهمراتب بحرانآفرینی بیشتری خواهند داشت و میتوانند مناطق وسیعی را خالی از سکنه کنند.🔰 این یعنی آنکه مثلث بحران آب، بحران کشاورزی و بحران آلودگی هوا هر یک دو به دو تقویتکننده هم هستند و پیامد اجتماع همه آنها، تهدید زندگی دهها میلیون ایرانی و آینده کشور است. 🔰 همین پدیده یعنی تبدیل اراضی متروکه کشاورزی به کانونهای غبار همین حالا در بخشهایی از نواحی داخلی ایجاد شده اما همانطور که ذکر شد، در حال حاضر تنها به نظاره نوک کوه یخ نشستهایم. این مسئله جدا از مسائلی مثل عدم تخصیص حقابه تالابها، رودخانهها و دریاچهها و در نتیجه تبدیل همانها به کانونهای ریزگرد است که البته بیربط به موضوع مورد بحث نیست.🔸 مواجهه با این مسئله وقتی دردناکتر میشود که این نه یک بحران محدود و جزئی بلکه ریشه عمیق در سیاستهای کلان کشور دارد و از قضا چنین چالشی برخلاف دعواهای بیحاصل خوب و بد نماهای سیاسی که اتفاقا بعضی منتقد محیطزیستی هم دارند تا در پوشش و یا در کنار فعالیت محیطزیستی در بزنگاه، نه به محیطزیست بلکه به بحرانآفرینان سیاسی خدمت کنند، در همه دولتها و دورهها ادامهدار بوده و در واقع همه آنها مقصر اساسی این چالشها محسوب میشوند، نمیتوانند خودشان را بیتقصیر بدانند و این چالشها را نمیتوان با کمپینهای محیطزیستی در یک گوشهای و منفصل از دیگر نقاط و سیاستهای کلان حل کرد.🔸 این مثلث بحران وقتی هولناکتر هم میشود که اگر حتی همین لحظه نقطه ایست بر سیاستهای مسببش بگذاریم، به جهت آنکه با زندگی دهها میلیون نفر سر و کار دارد و میلیونها خانوار شغلشان مرتبط با حوزه کشاورزی است، سالها طول میکشد تا به نقطه کاهش و حرکت در مسیر جبران برسد و جراحی ناگهانی در آن ممکن نیست چون مثل یک بمب ساعتی در کمین آینده این سرزمین نشسته و همین کافیست تا بدانیم که هر لحظه از دست دادن زمان، چقدر در این ارتباط آسیبزاست. اگر واقعا نگران کیان ایرانی، آینده ایران، عزت ایران، ملت ایران، تعدی نکردن بدخواهان ایران به خاک ایران و تمامیت ارضی ایران هستیم، شجاعت این است که به واقعیتهای مملکت بنگریم نه اینکه از یک طرف یا شعار دهیم، تصور کنیم هیچ بحرانی نداریم و یا بحرانها را به دشمن نسبت دهیم و همه مسائل را با توجیه سوءاستفاده دشمن نادیده بگیریم و یا در مقابل و طرف دیگر بگوییم نمیشود و نمیتوانیم و بعد هم هر روز از نهجالبلاغه بخوانیم و یا مسائل را گردن نگیریم. کل دین و ایمان یعنی ملت ایران، ایران و ایران!✏️ علی ناهیدینژاد ◻️ آب و هوای مرکزی 🆔 @markazemeteo