اگر همهچیز در حال فروپاشی است، تاریخ چه چیزی برای ما دارد؟ آزاده مدنی در شرایط بحرانی، یکی از خطرن…
انتشار: 2026/08/16 19:01 UTCدریافت: 2026/08/21 04:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 04:25 UTC
اگر همهچیز در حال فروپاشی است، تاریخ چه چیزی برای ما دارد؟ آزاده مدنی در شرایط بحرانی، یکی از خطرناکترین اشتباهها این است که تصور کنیم آینده فقط از دل خبرهای امروز ساخته میشود. وقتی بحران طولانی میشود، جامعه بهتدریج میان دو قطب گرفتار میشود: خوشبینی…این مطلب در نقد متن من با عنوان «اگر همهچیز در حال فروپاشی است، تاریخ چه چیزی برای ما دارد؟» نوشته شده است که در کانال ما آن راه سوم هستیم بازنشر شده بود. با این توضیح که متاسفانه من دیگر جوان نیستم اما وقتی کسی جوان خطابم کند خوشحال میشوم.درود بر پژوهشگر جوان🌸من با ایده اصلی نوشته تان همدلام، اما فکر میکنم در ستایش «امید» کمی بیش از اندازه سریع از دشواریهای تاریخی عبور میکنید. اینکه تاریخ نشان میدهد نظمهای ظاهراً تغییرناپذیر تغییر کردهاند، بهخودیخود ثابت نمیکند که در هر بحران معاصر نیز امکان مشابهی در دسترس ماست. تاریخ انبار نمونههای امیدبخش نیست که بتوان از میان آنها مورد مناسب را بیرون کشید و به زمان حال منتقل کرد. خود کرزناریک نیز کتابش را نسخهای آماده برای آینده نمیداند؛ او از مجموعهای از تجربههای تاریخی برای گسترش تصور ما از امکانهای آینده استفاده میکند.به نظرم مسئله اصلی نوشته، نوع استفادهای است که از تاریخ میکند. انتخاب نمونههای تاریخی همیشه گزینشی است و وقتی فقط تجربههایی را برجسته کنیم که به تغییر، مقاومت و همکاری انجامیدهاند، خطر آن وجود دارد که بخش دیگری از تاریخ را نبینیم: شکست جنبشها، سرکوب، عقبگردهای سیاسی و حتی فروپاشیهایی که هیچ «بدیل» امیدوارکنندهای از دل آنها بیرون نیامده است. نقدهایی که بر کتاب کرزناریک نوشته شده نیز دقیقاً به همین مسئله اشاره دارند؛ برخی نمونههای تاریخی او بیش از آنکه امکان تعمیم یک الگوی سیاسی را فراهم کنند، صرفاً الهامبخشاند و فاصله میان شرایط تاریخی آنها و مسائل امروز بسیار زیاد است.از این منظر، من با تبدیل «تاریخ» به منبع امید مشکلی ندارم، اما با تبدیل آن به شاهدی برای امکانپذیری تغییر محتاطترم. برای مثال، اینکه مبارزات ضد بردهداری یا جنبشهای مدنی توانستهاند ساختارهای قدرتمند را به چالش بکشند، مهم است؛ اما باید پرسید چه ائتلافهایی شکل گرفت، چه هزینههایی پرداخت شد، چه شرایط اقتصادی و سیاسی وجود داشت و چه چیزهایی در آن تجربهها قابل انتقال به ایران امروز نیست. بدون این پرسشها، تاریخ ممکن است به مجموعهای از داستانهای الهامبخش تبدیل شود که بیشتر احساس امکان را تقویت میکنند تا اینکه واقعاً به فهم سازوکار تغییر کمک کنند.در مورد ایران، این احتیاط حتی ضروریتر است. بحران اقتصادی، بحران آب، فرسایش اعتماد، شکاف سیاسی و تحول فناورانه صرفاً مسائل جداگانهای نیستند که بتوان برای هرکدام یک نمونه تاریخی پیدا کرد. آنها درون یک ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مشخص به یکدیگر متصل شدهاند. بنابراین پرسش جدیتر برای من این نیست که «در تاریخ چه جامعهای توانسته از بحران عبور کند؟» بلکه این است که «چه سازوکارهایی باعث شده یک جامعه در شرایطی مشخص بتواند از بحران عبور کند، و آیا آن سازوکارها امروز وجود دارند یا میتوان آنها را ایجاد کرد؟»به همین دلیل، با دوگانه «خوشبینی یا ناامیدی» هم کمی فاصله دارم. ممکن است راه سومی وجود داشته باشد، اما آن راه صرفاً «امید رادیکال» نیست. چیزی که به آن نیاز داریم، به گمان من، ترکیبی از امید، واقعگرایی و ظرفیت سازماندهی است. امید بدون شناخت قدرت و محدودیتهای واقعی میتواند به خودفریبی تبدیل شود؛ همانطور که بدبینی مطلق نیز میتواند به انفعال منجر شود. آنچه اهمیت دارد توانایی حفظ امکان تغییر، بدون انکار احتمال شکست است.از این زاویه، ارزش واقعی نگاه کرزناریک برای من نه در وعده دادن آیندهای بهتر، بلکه در شکستن این تصور است که وضع موجود طبیعی، ابدی و تغییرناپذیر است. تاریخ میتواند نشان دهد که نهادها و مناسبات اجتماعی محصول انتخابها، منازعات و شرایط تاریخیاند و بنابراین میتوانند دگرگون شوند. اما همین تاریخ همزمان باید ما را متواضع کند: بسیاری از تلاشهای انسانی شکست خوردهاند و بسیاری از تغییرات مطلوب، نتایجی بسیار متفاوت از خواست اولیه کنشگران به بار آوردهاند. من جمله پایانی نوشته را در ذهنم کمی تغییر میدهم. امید فقط «ساختن امکان آینده» نیست؛ توانایی ساختن امکان آینده در حالی است که میدانیم هیچ تضمینی برای تحقق آن وجود ندارد. شاید این برداشت، از امیدی که صرفاً برای مقابله با ناامیدی ساخته شده، جدیتر باشد. تاریخ نه به ما قول میدهد که از بحران عبور خواهیم کرد و نه آینده مطلوبی را تضمین میکند. فقط یک چیز مهمتر به ما یادآوری میکند: آنچه امروز بدیهی و تغییرناپذیر به نظر میرسد، در بسیاری از مقاطع تاریخ زمانی خود نتیجه انتخابها و مبارزه انسانهایی بوده که خودشان نیز نمیدانستند پیروز خواهند شد یا نه. ارزش تاریخ دقیقاً در همین عدم قطعیت است؛ اینکه به من اجازه میدهد امکان تغییر را ببینم، بدون آنکه مجبور باشم درباره نتیجه آن خوشبین باشم.سعید ...🌀| @MarpichChannel

