
ارسال ويديو، عكس و گزارش به اين آي دي @MasihMedia📱دریافت عکس و ویدیو در تلگرام و واتساپ:0019176554910توییتر: https://twitter.com/AlinejadMasihاینستاگرام: https://www.instagram.com/masih.alinejad/
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 103 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/17 تا 2026/08/16
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 99 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
شهرام صادقی را بدون هیچ خبری دستگیر کردند، بدون هیچ خبری محاکمه کردند، و بدون هیچ خبری به اعدام محکوم کردند. امروز صبح فقط خبر اعدامش را رسانههای حکومتی انتشار دادنداساسا تا امروز کسی نمیدانست او کجاست و کسانی هم که میدانستند مجبور به سکوت شده بودند.اتهامش زیر گرفتن ماموران حکومتی در شب ۱۸ دیماه در چهارراه گلزار کرج بود. او هیچ فرصتی برای دفاع و هیچ شانسی برای رسانهای شدن پروندهاش نداشت. این امتداد همان آدمکشیهای ۱۸ و ۱۹ دیماه است. امتداد همان شلیکها به سر و سینه زنان و مردان و امتداد همان تیرخلاص زدن در بیمارستانها و مراکز درمانی. این امتداد تروریسم دولتی است.
اینجا چالهمیدان نیست. اینجا حرم امام هشتم شیعیان است. دو هیات از یزد و تبریز که با چوب برای مناسک عزاداری به حرم آمده بودند، در حین انجام مناسک خود با هم درگیر میشوند. در ویدیو پرواز چوبها بر روی آسمان و شدت درگیری کاملا مشخص است. تربیتشدگان مکتب آخوندحالا به جان هم افتادهاند. به نظر میرسد نحسی چال کردن خامنهای در حرم رضا، حالا آنجا را تبدیل به میدان جنگ و عرصه چماقکشی کرده است.
خاک بر سر جمهوری اسلامی که نتوانست از قاتل خامنهای و سلیمانی تکه پاره شده، انتقام بگیرد و حالا افتاده به جان بلاگر و مردم بیگناه ایران. به این میگن اقتدار پوشالی!صفحه بلاگری که ویدیوی غذارسانی به سگها و گربههای خیابانی را با مداحی «بریم نجف» منتشر کرده بود مسدود شد و قوه قضاییه خبر از تشکیل پرونده قضایی برای این خانواده داد. این ویدیو بعد از انتشار نزدیک ۳۰ میلیون ویو خورده بود.
فکر نمیکردم دیدن یک رقص بتواند من را به گریه بیندازد.پدری که بر سر مزار پسرش به مناسبت تولدش میرقصد. نه از شادی. از سوگی آمیخته به عشق و محبت فرزند.عباس قنبری، مهندس جوان اهل گویم شیراز، شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در مقابل کلانتری شهر گویم به قلبش شلیک کردند. یک گلوله جنگی، مستقیم و به قصد کشتن.برای تحویل پیکرش، از خانواده پول گرفتند.وادارشان کردند بگویند بسیجی بوده و در گمنامی دفنش کردند.او یک دختر کوچک داشت.پس از تحویل پیکر پدر عباس قنبری خودش زمین را کند و مزار پسرش را آماده کرد. عشق این پدر و عشق خانوادهاش به او انتهایی نداشت.
جاویدنام محمدرضا آهنگر روز ۱۵ مرداد ۲۱ ساله میشد. خانوادهاش تولد او را کنار مزارش جشن گرفتند. مادرش ایستاد. با لباس سفید. و از شجاعت و رشادت پسرش گفت.نیروهای امنیتی و قاتلان محمدرضا همه کار کردند که این مراسم برگزار نشود. حتی اجازه ندادند برای حاضران صندلی بیاورند مهمانها ایستاده ماندند تا یاد این جانفدای وطن را گرامی بدارند.او روز ۱۸ دیماه در فلکه صادقیه تهران جاودانه شد. پیش از کشته شدن گفته بود: «میخوام برم پیادهروی ایران رو آزاد کنم و بعدا تو پزش رو بدی»مادرت و یک ایران امروز پز تو را میدهند.
ادامه👆در همان زمان که او این تصمیم را «بهترین» مینامید، گروگانها در انفرادی بودند، چشمبند داشتند، گرسنه بودند و اعدامهای نمایشی را تجربه میکردند. وزارت امنیت ملی آمریکا رسماً اعلام کرد که او مصاحبههای تبلیغاتی با گروگانها ترتیب میداد و آنها را وادار به دروغ گفتن درباره شرایط بازداشتشان میکرد.در جریان اعتراضات ۱۳۹۸ ایران، همین معصومه ابتکار از فرماندار قلعه حسنخان (منطقهای نزدیک تهران) که دستور تیراندازی به معترضان را داده بود دفاع کرد و معترضان را «تروریست» خواند. او تا سال ۲۰۲۱ معاون رئیسجمهور ایران بود.مادرشوهر شما فقط یک مترجم نبود. او چهره و صدای یک گروگانگیری تاریخی و در بازههای زمانی مختلف بخشی از بازوی سرکوب و کشتار مردم بود. روایت شما درباره او، نه اشتباه بلکه دروغ و تحریف آگاهانه است.
مریم طهماسبی عروس معصومه ابتکار و همسر عیسی هاشمی، از بازداشتگاه اداره مهاجرت آمریکا یادداشتی گمراه کننده و به قصد مظلومنمایی در نشریه "نیشن" برای مخاطبان آمریکایی منتشر کرده است. او برای آنکه از آمریکا اخراج نشوند به مخاطبان آمریکایی گفت مادرشوهرش در گروگانگیری سفارت آمریکا فقط «مترجم» بوده است.عجب مترجمی که به صراحت گفته بود میتواند به سر گروگانهای آمریکایی شلیک کند. این هم لابد بخشی از وظایف یک مترجم در جمهوری اسلامیست.معصومه ابتکار، معروف به «Screaming Mary»، (مری جیغ کش) سخنگوی رسمی و چهره رسانهای دانشجویانی بود که ۵۲ شهروند آمریکایی را ۴۴۴ روز در بند نگه داشتند. او با لهجه آمریکایی بینقص، پیامهای گروگانگیران را به تمام دنیا منتقل میکرد.وقتی خبرنگار ABC News از او پرسید: آیا میتوانی گروگانها را بکشی؟ پاسخش این بود: «بله. میتوانم با اسلحه به سرشان شلیک کنم.»همین زن بعداً گفت گروگانگیری سفارت آمریکا «بهترین تصمیمی بود که میتوانست گرفته شود.»ادامه👇
مردم در ایران این روزها زیر شدیدترین فشارهای اقتصادی هستند. یک پر کالباس، ۷۹ هزار تومان!بسیاری از مردم حالا در تامین نیازهای اولیه زندگی خود نیز ناتوان شدهاند. گوشت و لبنیات و میوه از سبد بسیاری از خانوادهها حذف شده است و بسیاری از سوء تغذیه رنج میبرند.در همین حال جمهوری اسلامی ادعای ابرقدرتی دارد و هر روز به یک ماجراجویی جدید اقدام میکند و تنها چیزی که برایشان اهمیتی ندارد شرایط اقتصادی مردم و گسترش فقر در جامعه است.#فقر #گرانی
هما تیموری، فارغالتحصیل ارشد اندیشه سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس، در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب توسط قاضی صلواتی به ۵ سال حبس؛ ۲ سال ممنوعالخروجی؛ ۲ سال ممنوعیت از شبکههای اجتماعی و ضبط تلفن همراه، محکوم شد.همسرش یاسر آزاده، فارغالتحصیل ارشد فلسفه از دانشگاه بهشتی، نیز در همین پرونده به ۵ سال حبس محکوم شده است.اتهامشان «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی» ست. طنز تلخ روزگار اینکه همانها که در ۱۸ و ۱۹ دی دهها هزار ایرانی را به قتل رساندند حالا مدعی پاسبانی از امنیت ملی هستند!صدایشان باشیم.
«چجوری مردم دست خالی رو زدید و کشتید؟» این ویدیو که در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار گرفته است، صحبتهای یک جوان است که از تجربه خود در بازی پلیاستیشن با دوستانش میگوید. میگوید در هنگام بازی وقتی فهمیدیم حریف اسلحه ندارد، همه گفتیم که او را نزنیم. این جوان با تاثر زیاد از قاتلان مردم میپرسد ما توی بازی دلمون نیومد بزنیم. شما چطوری زدید؟ البته که پاسخ این سوال را همه میدانیم. سپاهی و بسیجی و جیرهخوران خامنهای حد و مرزی برای شقاوت و جنایت ندارند. تروریستهایی که بر روی منابع و ثروتهای این سرزمین خیمه زدهاند برای ماندن در قدرت و برقرار ماندن سفره خود دست به هر کاری میزنند. حتی اگر آن کار قتلعام شهروندان بیدفاع و زنان و کودکان باشد.
روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در محله خلیج فارس تهران، نیروهای جمهوری اسلامی به گردن یک جوان ۲۰ ساله شلیک کردند. نامش امیرحسین حضرتی بود.چند روز پیش، خانوادهاش کنار مزارش جمع شدند تا تولد ۲۱ سالگی او را جشن بگیرند.امیرحسین حضرتی باید بیست و یک ساله میشد. اما برای همیشه بیست ساله ماند.هفتهها بعد از این کشتار، خامنهای درباره کشتهشدگان گفت: «به درک واصل شدند.»درباره امیرحسین گفت.درباره بیست سالگی گفت.درباره کسی که خانوادهاش بالای مزارش شمع روشن کردند گفت.او جاویدنام است و آنکه به درک واصل شد خامنهایست. نامش امیرحسین حضرتی بود. فرزند ایران و جانفدای میهن.فراموش نمیکنیم.
ادامه👆ارغوان فلاحی _ ۲۴ ساله. در اوین زندانی است. قاضی صلواتی یعنی همان قاضی که دهههاست پروانه مرگ امضا میکند، حکم اعدامش را صادر کرده است.مهناز چاردولی در تهران زندانی است و او نیز محکوم به اعدام شده است.شمسی خسروی_ ۴۴ ساله، کُرد، اهل سقز. در قرچک زندانی است. اتهام: «فساد فیالارض» و «جاسوسی برای اسرائیل». قاضی صلواتی در جلسه دادگاه به صراحت گفت: «هیچ حکمی جز اعدام در انتظارت نیست.» او از اسفند ۱۴۰۴ بازداشت است و دو ماه در بازداشت انفرادی بود.زینب موسوی معروف به «آبان»، باریستا از مشهد. به خاطر اعتراضات دی ۱۴۰۴ بازداشت شد. اتهام «محاربه» دارد _ اتهامی که مجازاتش اعدام است. وضع جسمیاش در زندان وکیلآباد بحرانی است؛ چند شب است در خواب تشنج میکند. حکم رسمی هنوز صادر نشده اما نگرانی از صدور آن جدی است.وریشه مرادی _ زندانی سیاسی کُرد از سنندج، عضو جامعه زنان آزاد کردستان. دیوان عالی حکم اعدامش را به دلیل نقص تحقیقات نقض کرد. اما پرونده به همان شعبه ۱۵، نزد همان قاضی صلواتی برگشته است. به دلیل امتناع از حضور در دادگاه، ملاقات و تماس تلفنی با خانوادهاش بهطور نامحدود قطع شده است.بیتا همتی_ زندانی از تهران، بازداشتشده در اعتراضات دی ۱۴۰۴. به اتهام «همکاری عملیاتی با دولت متخاصم آمریکا» محکوم به اعدام شد. دیوان عالی حکم را نقض کرد اما پرونده در جریان است و خطر صدور مجدد حکم اعدام باقی است.از ابتدای امسال، جمهوری اسلامی حداقل ۲۰ زن را اعدام کرده است.صدای زنان زندانی و زندانیان در خطر اعدام باشیم.
.امروز صبح که بیدار شدید، این زنها در زندانهای ایران هستند و یا حکم اعدام دارند و یا در آستانه صدور چنین حکمی هستند:پخشان عزیزی _ ۴۲ ساله، فعال حقوق زنان، کُرد، اهل مهاباد. سالها به زنان و دختران فراری از داعش در اردوگاههای سوریه و عراق کمک کرد. در ایران بازداشت شد. قاضی ایمان افشاری او را به جرم «بغی» محکوم به اعدام کرد. دیوان عالی حکم را تأیید کرد و درخواست تجدیدنظر دوبار رد شده است.زهرا شهباز طبری _ ۶۸ ساله، فعال مدنی از رشت. یکبار دیوان عالی حکم اعدامش را نقض کرد. همان دادگاه و همان قاضی دوباره حکم اعدام صادر کرد.نسیمه اسلامزهی _ ۴۱ ساله، بلوچ، مادر دو فرزند، اهل سراوان. قاضی صلواتی او را به جرم «محاربه» از طریق عضویت در گروهی که به داعش منتسب است محکوم به مرگ کرد. همسرش هم همین حکم را دارد.مریم هداوند سیری _ ۴۰ ساله، لُر، مادر دو فرزند. به خاطر شرکت در اعتراضات دی ۱۴۰۴ بازداشت شد. توسط همان قاضی ایمان افشاری محکوم به اعدام شد.ادامه👇
مهشاد کشانی، ۲۲ ساله یک دانشجوست که حالا خبر آمده است که حکم پنجسال حبس او تایید شده است.اتهام او عضویت در «دستهها و جمعیتها با هدف برهمزدن امنیت کشور» و «تبلیغ علیه نظام» عنوان شده است.او در واقع تنها یک دانشجوی آزادیخواه بود.مهشاد اولین بار در تیرماه ۱۴۰۲ بازداشت شد. سال ۱۴۰۳، شعبه اول دادگاه انقلاب اصفهان به قضاوت قاضی محمد توکلی، در پروندهای مشترک با ۲۱ متهم سیاسی دیگر، او را به شش سال حبس محکوم کرد. با اعمال قانون، پنج سال آن لازمالاجرا اعلام شد.وقتی این حکم در دادگاه تجدیدنظر تأیید شد، مهشاد باید تا ۱۷ دیماه خود را به زندان معرفی میکرد.اما پیش از آن، دهم دیماه ۱۴۰۴، در خیابانهای اصفهان دوباره بازداشت شد.در زندان دولتآباد، وقتی محکومیتش را تمام کرد و باید آزاد میشد، به انفرادی منتقل شد.در نهایت زیر فشار روانی، مچ دستش را برید و بهجای بیمارستان، او را به بیمارستان روانپزشکی مدرس فرستادند.تیرماه ۱۴۰۵ آزاد شد. با قرار وثیقه برای یک پرونده جدید.هفته پیش چهار مأمور لباسشخصی، بیهیچ حکم قضایی، درِ خانهاش را زدند و او را با خود بردند. حالا خبر تایید حکم زندان او آمده است.صدایش باشیم.
منوچهر بختیاری پدر جاویدنام پویا بختیاری که جمهوری اسلامی در آبان ۱۳۹۸ او را به قتل رساند حالا بیش از شش ماه است که در زندان بندرعباس در شرایط بلاتکلیف به سر میبرد.این پدر دادخواه بیش از چهار سال زندان کشید. و بعد برای گذراندن دو سال و نیم تبعید ظالمانه در بندرعباس به آن شهر فرستاده شد. سه ماه نگذشته بود که دوباره در اواخر دیماه سال پیش در خیابان دستگیرش کردند.و از آن تاریخ تا امروز در زندان بندرعباس او را نگه داشتهاند. بدون حکم و بلاتکلیف.اتهام او «تحریک مردم به جنگ و کشتار» بوده است و این اتهام را کسانی زدند که خود بزرگترین کشتار تاریخ ایران را علیه مردم بیدفاع مرتکب شدند.حتی وکیل او نیز اجازه ندارد پرونده جدید او را ببیند و با وجود آنکه پزشکی قانونی تأیید کرده که وضعیت جسمیاش با ادامه حبس سازگار نیست اما همچنان زندانی است.صدای او و صدای همه زندانیان سیاسی باشیم.
نازنین زهرا اسمیخانی، متولد ۱۳ آذر ۱۳۸۶ در قزوین، یک ماه پس از هجدهمین سالگرد تولدش به دست جمهوری اسلامی کشته شد.دختر دانشآموزی که عاشق عکاسی بود و همزمان با درس، در یک آتلیه عکاسی کار میکرد. گیتار و سهتار میزد و به قول کسانی که میشناختندش، دختر بسیار شادی بود.شب ۱۸ دی ۱۴۰۴، نازنین با پدر و مادرش داشت از خیابان برمیگشت به خانه. تکتیرانداز از پشت سر هدفش گرفت.پیکرش را در خیابان در حضور پدرش ربودند و بعد از آن، جمهوری اسلامی برای اینکه پیکر را تحویل خانواده بدهد، ۳۰۰ میلیون تومان به علاوه طلاهایی که خود نازنین داشت از خانوادهاش گرفت.نازنین و هزاران جوان چون او و جنایات جمهوری اسلامی نباید فراموش شوند.
چند روز پیش ویدیوهایی از بازار پروانه تهران در شبکههای اجتماعی منتشر شد. زنانی که با پوشش دلخواه خودشان آمده بودند و آزادانه بین غرفههای هنری و آنتیک قدم میزدند و لذت میبردند.امروز برخی از همان غرفهها به خاطر «عدم رعایت حجاب و شئونات اسلامی» اجازه ادامه فعالیت به آنها داده نشد و تعطیل شدند.این هفته همچنین تعدادی کافه، کتابخانه، سالن ورزشی و بازار، در شهرهای مختلف ایران به خاطر حجاب و پوشش زنان تعطیل و یا پلمب شدند.جنگ جمهوری اسلامی با زنان ادامه دارد. حالا آخوند ناامید از برگرداندن روسری به سر زنان، تلاش میکند سلطهاش را بر روی بازو و ساق پا و ناف زنان حفظ کند!جمهوری اسلامی هنوز متوجه پیام زنان ایران به خود نشده است. پیام روشن است: «پوشش و لباس ما هیچ ربطی به شما نئاندرتالهای فکری بیرون آمده از اعماق تاریخ ندارد.خواه روسری روی سرمان باشد خواه پوشش تن و بدنمان! پس بچرخ تا بچرخیم!»
جاویدنام نگار عجم، متولد ۱۸ مرداد ۱۳۷۷، اهل گناباد، دانشجوی حقوق و وکیل دادگستری بود.کسی که رویای آزادی داشت و برای این رویا بود که به خیابان رفت.شامگاه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴، در بلوار هفتتیر مشهد، جمهوری اسلامی با شلیک گلوله جنگی او را کشت. او ۲۷ سال داشت.در مراسم چهلم او، در روستای زیبد گناباد، مردم دور مزارش جمع شدند و همان ترانهای را خواندند که او دوست داشت:«رویایی دارم... رویای آزادی...»فراموش نخواهید شد و حالا این رویا در قلب و ذهن میلیونها نفر تکثیر شده است.
ادامه👆مرضیه قربانی کودکهمسری بود. قربانی خشونت خانگی بود. قربانی قوانینی بود که در این کشور دختربچهها را به عقد مردان درمیآورند و بعد وقتی از جانشان دفاع میکنند، به دارشان میکشند.جمهوری اسلامی ابتدا کودکی مرضیه را گرفت. بعد آزادیاش را. و حالا جانش را.نامش را فراموش نکنید.مرضیه نیری.
مرضیه نیری را در هفده سالگی به اجبار شوهر دادند.هنوز بچه بود. هنوز نمیدانست زندگی چیست که جمهوری اسلامی دست او را در دست مردی گذاشت که خودش انتخاب نکرده بود. یک سال بعد، وقتی هجده ساله بود، همسرش یکی از دوستانش را به خانه آورد. آن مرد به مرضیه تعرض کرد. مرضیه از خودش دفاع کرد. چاقوی آشپزخانه را برداشت و فرد متعرض را زخمی کرد و در ادامه ضربهای هم به همسرش زد که باعث مرگ او شد.دادگاه جمهوری اسلامی دفاع او را که برای نجات خودش دست به چاقو برده، نپذیرفت.مرضیه میگفت پیش از آن روز هم بارها از سوی دوستان همسرش مورد تعرض قرار گرفته بود. میگفت آن روز برای جان خودش میجنگید. اما صدایش شنیده نشد. قاتل واقعی این داستان، همان قانونی بود که او را در هفده سالگی تحویل مردی داد که حتی انتخابش نکرده بود.دیروز، مرضیه نیری بیستوچهارساله را در زندان چوبیندر قزوین اعدام کردند.بیستوچهار سال. هفت سال از آن بیستوچهار سال را در انتظار طناب گذراند.ادامه👇
رسول رضایی ۲۸ ساله است. دستفروش. اهل فریمان در خراسان رضوی. پدر دو کوچک، یکی دو ساله، یکی پنج ساله.در ۱۹ دی ۱۴۰۴، در میانه اعتراضات، بازداشت شد. از همان روز اول، نه وکیل داشت، نه حق ملاقات و نه حتی یک تماس تلفنی با خانوادهاش. حالا ماههاست که در زندان وکیلآباد مشهد محبوس است و دادگاه انقلاب مشهد او را به اتهام «محاربه» به اعدام محکوم کرد.هیچ جزئیاتی از پروندهاش و حتی یک تصویر از خودش منتشر نشده است. دیوان عالی کشور هم همین حکم را تأیید کرد.کشتن انسانهای بیصدا و بینام و نشان برای قاتلانی که هویتشان با آدمکشی گره خورده است یک قتل ایدهآل است.صدایش باشیم.#نه_به_اعدام
این تصویر، نمایی دردناک از واقعیت تلخ زندگی در ایران امروز است. جایی که وعدههای فریبندهی گذشته، به کابوسِ گرسنگی و سطلهای زباله ختم شده است.این نتیجه وعدههای خمینی در بهشتزهراست!زبالهگردی و پیدا کردن غذا میان زبالهها حالا تبدیل به صحنه آشنای شهرهای بزرگ شده است. حالا برخی شهروندان برای بقا، باید در زبالهها به دنبال غذا بگردند!در این دوران سیاه اقتصادی، جایی که بسیاری از خانوادهها حتی توانایی تامین نان شب خود را هم ندارند، بیش از پیش هوای یکدیگر را داشته باشیم.
یلدا معیری عکاس خبری با انتشار پستی در شبکه ایکس از محکومیت خود به ۱۵ سال حبس خبر داد. این حکم به صورت غیابی صادر شده است و این عکاس خبری نوشت که ظاهرا جلسه دادگاه بدون اطلاع و ارسال ابلاغیه به او در شعبه ۱۹ دادگاه انقلاب در تیرماه برگزار شده است.در حکم او علاوه بر ۱۵ سال زندان، انفصال دائم از خدمات دولتی و عمومی، محرومیت از هرگونه فعالیت فرهنگی و رسانهای، ممنوعیت از داشتن دستهچک، فعالیت اقتصادی و رانندگی با وسایل نقلیه موتوری، و ضبط دوربین، وسایل الکترونیکی و گوشی تلفن همراه» محکوم شده است.دادگاه انقلاب در این حکم حتی او را از استفاده از وسایل نقلیه موتوری محروم کرده است!احکامی که همانقدر که ظالمانه است، بلاهتآمیز نیز هست و تنها هدفش مختل کردن زندگی فعالان اجتماعی و روزنامهنگاران است.
آمل، ایستگاه اتوبوس. زنی در انتظار دوستانش نشسته که ناگهان با هجوم، تهدید و فحاشی یک زن آزارگر حجاب مواجه میشود؛ تنها به این جرم که بهجای شلوار، شلوارک به پا دارد.ماجرا با دخالت پلیس پایان نمییابد، بلکه پلیس به کمک آزارگر میآید و نمایش تکمیل میشود: در وسط خیابان زن قربانی را مجبور به پوشیدن شلوار میکنند.این صحنهها بازسازی همان رفتارهای کهنهای است که روزگاری با گشت ارشاد و گیر دادن به چند تار مو اجرا میشد؛ به این خیال خام که با وحشیگری میتوان زنان را مرعوب و مطیع کرد.همانطور که توانستید روسری را بر سر زنان نگه دارید، در این معرکه جدید هم موفق خواهید شد! زنان ایران برای شما و ارزشهای عصر حجریتان پشیزی ارزش قائل نیستند.حالا تمام توان خود را صرف کنترل ساق پا و ناف زنان کنید و در خیابانها عربده بکشید، تا بار دیگر سیلی محکمتری از زنان این سرزمین بخورید.#زن_زندگی_آزادی
الینا حجتی دانشجوی ۲۳ ساله رشته میکروبیولوژی بود. روز ۱۹ دیماه مقابل چشمان مادرش از پشت به او شلیک کردند. به بیمارستان شهدای تجریش منتقلش کردند. آنجا خانواده او را بیرون کردند مادرش میگوید نیاز به خون داشت اما به او خون تزریق نکردند و گذاشتند که بمیرد. سه روز بعد پیکرش را در میان پیکرهای کشتهشدهها در کهریزک یافتند.هر روز هم جنایاتتان را در آن روزهای دیماه مرور کنیم باز هم مهیب و تکان دهنده است و هیچگاه عادی نخواهد شد.زدید و کشتید و به مجروحان حتی در مراکز درمانی و بیمارستانها رحم نکردید. ریز و درشتتان که اسم ایران و ایرانی را بیاورد باید دهانش را گل گرفت. شما که با ایرانیان کاری کردید که هیچ دشمن خارجی، در طول تاریخ نکرده بود.#الینا_حجتی
این ذات و چهره واقعی و بدون روتوش جمهوری اسلامیست. او یکی از دوستان نزدیک مجتبی خامنهایست و خواهرش همسر مسعود خامنهایست. محمدباقر خرازی دبیرکل حزبالله ایران است و ابایی ندارد که از قتل و کشتن زنان به خاطر نداشنن حجاب بگوید.اگر قرار بود با تهدید و خشونت و حتی کشتن، زنان ایران تسلیم شما شوند و به خواست شما تمکین کنند اساسا هیچگاه از آن مانتوهای گشاد و مقنعههای چانهدار دهه شصت عبور نمیکردیم. پس بچرخ تا بچرخیم!#زن_زندگی_آزادی
در بند زنان زندان وکیلآباد مشهد، حداقل چهار نفر در خطر اعدام هستند.هنوز حکمی صادر نشده و پروندهها در جریان است. اما اتهامات سنگین است و همین بلاتکلیفی، خودش نوعی شکنجه است.محبوبه شعبانی، ۳۰ ساله _ بهمن ۱۴۰۴ دستگیر شد. جرمش رساندن معترضان زخمی به بیمارستان در اعتراضات دیماه بود. اتهام: محاربه. پرونده به شعبه یک دادگاه انقلاب رفته است.زینب موسوی (آبان) _ از ۵ اسفند ۱۴۰۴ در بازداشت است. او و برادرش حسن موسوی، هر دو با اتهام محاربه زندانند. پرونده برای صدور کیفرخواست به دادگاه انقلاب رفته است.رویا جمیلیان مطلق _ شهروند مشهدی که با اتهام «سبالنبی» بازداشت شده. پرونده هنوز در مرحله بازپرسی است و آخرین دفاعیهاش هنوز اخذ نشده است.هانیه سربوزی، ۲۹ ساله و مادر یک کودک خردسال که با اتهام «بغی» در بند ۶ زندان وکیلآباد است. پرونده در مرحله بازپرسی ست و، آخرین دفاعیه او نیز اخذ نشده است.محاربه. بغی. سبالنبی. اتهاماتی که جمهوری اسلامی دهههاست با آنها حکم اعدام صادر میکند.این زنان را فراموش نکنیم و صدای آنها باشیم.#محبوبه_شعبانی #زینب_موسوی #رویا_جمیلیان_مطلق #هانیه_سربوزی
این ویدیوی زیبا و پر از شادی و شور جوانی را ببینید. در جمهوری اسلامی، حتی لحظه شادی در جشن فارغالتحصیلی هم جرم است.دانشجویان دانشگاه کوردستان در سنندج جشن فارغالتحصیلی گرفتند. و یک ویدئوی شادی و پرانرژی از شادیشان در صفحه رسمی دانشگاه منتشر شد. همین کافی بود که نهادهای امنیتی فشار بیاورند و ویدئو حذف شود!نه تظاهرات. نه شعار. اینها از خنده و شادی و حس زندگی نیز احساس خطر میکنند.این ویدیو را ببینید و کمک کنید بیشتر دیده شود. حالا که از دیده شدن و توجه به جشن فارغالتحصیلی هم میترسید، پس بگذاریم بیشتر بترسند!
در گفتگو با جیکتاپر در شبکه سی ان ان تاکید کردم که خانوادههای دادخواه و جوانانِ در خطر اعدام، باور نمیکنند دنیا اینگونه در برابر جنایات رخداده در ایران سکوت کرده باشد؛ سکوتی که باعث شده موضوع اعدامها دیگر نه در سمتِ سخن رهبران جهان باشد و نه در صدر اخبار رسانهها.از اعدام وحشیانه ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری گفتم؛ از حجم رعب و وحشتی که باعث شد علیرضا، پسرعموی امیرحسین، هنگام انتقال به پای چوبه دار دچار سکته قلبی شود.صدای عرفان اسفندیاری و گلمحمد محمدی شدم و از شروین باقریان و همپروندهایهایش گفتم که اکنون در سایه اعدامند؛ شروین، همان نوجوان ۱۷ سالهای که با ترس و معصومیت از قاضی مرگ میپرسید معنای «محاربه» چیست.بازگو کردن این حجم از قساوت آسان نیست، اما افشای جنایات تروریستهای حکومت اسلامی را وظیفه خود میدانم. ما باید افکار عمومی و رسانههای جهان را دوباره متوجه ایران کنیم؛ این تنها راه افزایش شانس نجات جان جوانانمان است.
مهدی روشنی، جوان کُرد اهل ملکشاهی، ۲۶ دیماه سال گذشته بازداشت شد. او در بازداشتگاه تحت شدیدترین شکنجهها قرار گرفت و سرانجام بدون برخورداری از حق داشتن وکیل و رعایت حداقل دادرسی عادلانه، به اعدام محکوم شد.پس از صدور حکم، روایتی مشکوک در فضای مجازی شکل گرفت؛ اکانتهای نامشخص، تصویری از فردی با صورت پوشیده و دو قمه در دست انتشار دادند و مدعی شدند او مهدی روشنی است؛ تصویری بدون هیچ سند یا نشانه هویتسنجی که صرفاً سناریویی برای زمینهسازی اعدام و همراه کردن افکار عمومی بود.مهدی روشنی یک کارگر است و خانوادهاش امکانات و توان پیگیری حقوقی و رسانهای وضعیت او را ندارند. او اکنون بیش از هر زمان دیگری در خطر اجرای حکم اعدام قرار دارد.سکوت ما، چراغ سبز به اجرای این حکم است. صدای مهدی روشنی و خانوادهاش باشیم.#مهدی_روشنی
مجتبی کرابی، جوان ۲۹ ساله اهل سبزوار و ساکن تهران، داور رسمی پاورلیفتینگ بود. شامگاه ۲۱ دیماه ۱۴۰۴ در محله سلسبیل تهران هدف شلیک نیروهای سرکوبگر قرار گرفت، به کما رفت و هشت روز بعد، در ۲۹ دیماه، در بیمارستان امام حسین تهران جان باخت.خانوادهاش پیکرش را به سبزوار بازگرداندند و روی سنگ مزارش نوشتند: «جاویدنام».اما این واژه ترس را به دل قاتلانش میانداخت. مأموران اماکن سبزوار و بنیاد شهید، خانواده کرابی را تحت فشار قرار دادند که عبارت «شهید» را جایگزین «جاویدنام» کنند. تهدید کردند که اگر این کار انجام نشود، سنگ مزار را خواهند شکست.خانواده نپذیرفتند.سنگ مزارش را یک بار شکستند. خانواده در واکنش، سنگ مزار را برداشتند. تصمیم گرفتند مزار عزیزشان تا روز آزادی ایران بدون سنگ بماند، اما واژهای که حکومت میخواهد بر او تحمیل کند، هرگز بر خاکش نقش نبندد.این اولین بار نیست. جمهوری اسلامی سالهاست تلاش میکند کسانی را که خود کشته، به عنوان «شهید» جا بزند و پس از قتل خونشان را هم مصادره کند. خانوادههایی که مقاومت میکنند، با فشار، تهدید روبرو میشوند.مجتبی کرابی جاویدنام است. همانطور که خانوادهاش خواستهاند.
این زن حکومتی را ببینید. تلاش کردهاند او را شهروند عادی جامعه نشان بدهند اما همین که این ویدیو را معاونت فرهنگی و اجتماعی پلیس انتظامی گیلان منتشر کرده نشان میدهد که هدف آن مقدمهچینی برای راهاندازی دوباره گشت ارشاد در شهر رشت است. این زن میگوید که در شهر رشت به خاطر آزادی پوشش و بیحجابی زنها احساس ناامنی میکند. باید مثل خودشان بهشان جواب داد: «هرکس ناراحت است جمع کند و از رشت برود!»ویدیوهایی از فضای زیبای این روزهای شهر رشت را در کنار غرغرهای این زن حکومتی ببینید و لذت ببرید.این حجاب و پوشش تحمیلی، دیگر به سر و تن زنان نه تنها در رشت که در هیچ کدام از شهرهای ایران بازنخواهد گشت. رشت که از ابتدا معروف به تکثر و زندگی آزاد مردمانش بوده است. سعی نکنید مُردهای را از قبر بیرون بکشید و زنده کنید. گشت ارشاد پیش از خودتان توسط همین مردم به زبالهدانی تاریخ انداخته شد و خود نیز خوب میدانید که در نوبت بعدی هستید.#گشت_ارشاد#رشت
ویدیوی دریافتی:همزمان با سالروز تولد جاوید نام احسان ابوالحسن بیگی از کشتهشدگان خیزش دیماه خانواده او به همراه با خانواده تعدادی از جاویدنامان ایران، محل قتل عزیزانشان را در میدان قهرمانان میانرود شیراز گلباران کردند.در این گلباران و ادای احترام خانوادههای جاویدنامان احسان ابوالحسن بیگی، شمشاد اخلاصی، محمدمهدی روستا، سعید دهقانی، حجت مرادی و ابراهیم قاسم خانی که همگی درشب ۱۸ دی در فلکه قهرمانان میانرود شیرازکشته شدند حضور داشتند.جنایاتی که کردید فراموش نخواهد شد و یاد و نام جاویدنامان وطن همیشه زنده و یادآوری رشادتهایشان، انگیزه ماست که این راه را تا آزادی این سرزمین از دست تروریستها و مزدوران خامنهای ادامه دهیم.
خطاب به کسانی که میگویند «این انتخاب خود اوست»: من هم زمانی درباره حجاب خودم همین را میگفتم.تمام بدنم پوشیده بود، از سر تا پا. حتی در ساحل، حتی پیش محرمهایم. و هرگاه کسی مرا به چالش میکشید، میگفتم: «این انتخاب خودم است.» میدانید چرا؟ چون گزینه دیگر، سوختن در جهنم و تا ابد آویزان بودن از موهایم بود؛ این همان چیزی بود که از کودکی به خوردِ ما داده بودند.بگذارید دوباره تکرار کنم تا درک درستتری از تعبیر ما درباره «آزادی انتخاب» پیدا کنید. من در فرهنگ اسلامگرایی بزرگ شدم که تنها دو گزینه جلوی پایم میگذاشت: خودت را بپوشان و به بهشت برو، یا نپوشان و از موهایت آویزان شو و در جهنم بسوز.درست مثل اینکه کسی تفنگ روی شقیقهات بگذارد و بگوید: «میتوانی بروی چپ، یا بروی راست.» روی کاغذ، بله، این هم یک انتخاب است!من بهشت را انتخاب کردم. اسمش را گذاشتم «آزادی» و با تمام وجود باورش کردم؛ چراکه وقتی ترس تنها چیزی باشد که در زندگی شناختهای، همین اتفاق میافتد.و اگر فکر میکنید نباید داستانم را برایتان بگویم، ذرّهای برایم مهم نیست. آنچه برایم مهم است، زنانی هستند که هنوز زیر سایه این «انتخاب»! زندگی میکنند.
ادامه👆از نگاه معترضان، مسئولیت این آسیبها متوجه نیروهای سرکوبگر است. با این حال، فریده با وجود نابینایی و سالها درد، سکوت نکرده و با جملهای که به نماد مقاومتش تبدیل شده میگوید: «چشم برای آزادی.» این تنها یک جمله نیست؛ خلاصه بهای سنگینی است که او برای آرمانی مشترک پرداخت. قربانیان خاموش نیستند؛ دادخواهان زندهاند و هر زخم، شهادتی است که تاریخ فراموش نخواهد کرد.درباره نویسنده:این متن به قلم بهروز اسدی، فعال حقوق بشر و سخنگوی انجمن «زن، زندگی، آزادی» در آلمان نوشته شده است. او سالهاست بهصورت داوطلبانه در زمینه مستندسازی و حمایت از مجروحان چشمی فعالیت میکند تا صدای قربانیان را برای تحقق عدالت به جامعه جهانی برساند.
هر وجب از خاک این سرزمین روایت زخمی است؛ هر خانهای خاطره عزیزی را در سینه دارد و والدین داغدار، قامت خمیدهشان را بر سنگینی اندوه استوار داشتهاند. آسیبدیدگان، زندانیان و خانوادههای دادخواه، گواه روزگار تلخی هستند که بر این مردم گذشته است. این، روایت زخمهایی است که نه با گذر زمان، که تنها با حقیقت، آزادی و عدالت التیام مییابند.جنبش «زن، زندگی، آزادی» فریاد نسلی بود که با دستهای خالی در برابر قدرت ایستاد و بهای آن را با جان، آزادی و بینایی پرداخت. فریده صلواتی یکی از همین شاهدان زنده است؛ او در خیابانهای سنندج، روبهروی نیروهای یگان ویژه فریاد میزد: «ژن، ژیان، ئازادی». پاسخ آن فریاد، شلیک گلولههای ساچمهای بود که چشمانش را هدف گرفتند. نزدیک به چهار سال از آن روز میگذرد و هنوز دهها ساچمه در صورت و گردن او باقی مانده است.در تصویر نخست، چهره او ساعاتی پس از جراحت دیده میشود؛ صورتی پوشیده از خون و تورم. در تصویر دوم، او پس از عمل جراحی روی تخت بیمارستان است؛ با امیدی که شاید اندکی نور به زندگیاش بازگردد. این دو تصویر، فاصله میان لحظه خشونت و سالها مبارزه برای درمان را روایت میکنند.ادامه👇
جاویدنام عسل منصوری ۳۰ سال داشت و مربی و روانشناس کودک بود. او زندگیاش را وقف کودکان کرده بود و به خاطر مهربانی و عشقی که به کودکان داشت پیش بچهها با نام «مامان عسل» شناخته میشد.وقتی میتوانست از ایران برود، ماند. گفت: «دلم میخواد اینجا بمونم و به بچهها امید بدم.»۱۹ دیماه ۱۴۰۴، در شمسآباد تهران، برای فردای همین کودکان به خیابان رفت و گلوله جنگی قاتلان و مزدوران خامنهای، به قلب عسل اصابت کرد. آن قلبی که برای ایران و بچههای ایران میتپید، برای همیشه از حرکت ایستاد.جمهوری اسلامی این قلب را خاموش کرد. اما نام و یاد او را فراموش نخواهد شد.#عسل_منصوری
سر مزار برادر کشته شدهاش ایستاده بود و اینچنین شجاعانه با حاضران سخن گفت. گفت از صدای اذان میترسد چرا که در جمهوری اسلامی، سپیدهدم و صدای اذان یعنی اعدام!برای او «اللهاکبر» دیگر یادآور نماز نیست. یادآور طناب دار است. یادآور خانوادههایی که کنار گوشی مینشینند و منتظر زنگی هستند که خبر مرگ فرزندشان را بیاورد.گفت: در کشوری زندگی میکنیم که اسلامیاش مینامند، اما ما از صدای اذانش میترسیم.اینجا پیرها تصمیم میگیرند و جوانها میمیرند.این سخنرانی خواهر پارسا رضادوست است. دانشآموز هفدهسالهای که در جریان قیام زن زندگی آزادی توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به قتل رسید.
«الله اکبر برای من بوی اعدام میدهد.»این جمله کوثر افتخاری است. دختری که چشمش را در خیابانهای ایران از دست داد. حالا در برلین زندگی میکند و با چشمهای خودش میبیند که همان پرچمها، همان شعارها، آزادانه در خیابانهای آلمان در اهتزازند.همراه او به دفتر روزنامه بیلد آلمان رفتم و حاصل این گفتگو گزارشی بود که در نشریه بیلد منتشر شد.من سالهاست در فهرست مرگ جمهوری اسلامی هستم. سه بار در نیویورک به من حمله شد. سه بار FBI در آخرین لحظه جلوگیری کرد. با این حال هر بار که از اسلامگرایی حرف میزنم، به من میگویند ساکت باش. چون راستگراهای افراطی سوءاستفاده میکنند.این دلم را میشکند.خانهام در آتش است. مردم من دار زده میشوند. و هنوز بعضیها نگران روایتاند، نه جانها.اسلامگرایی مثل سرطان است. اگر با هم متحد نشوید تا آن را بردارید، دموکراسی شما را از درون نابود میکند.تقدیم گل و محکومیت لفظی هیچ تروریستی را متوقف نمیکند. فقط اقدام واقعی و عملی نتیجه دارد.
کاملیا سجادیان مادر جاویدنام محمدحسین ترکمان در پیامی ویدیویی حامیان حکومت را خطاب قرار داده است. او یک پرسش ساده دارد و میپرسد مگر نمیگویید که در ۱۸ و ۱۹ دیماه ماموران موساد و تروریستها به ایران آمده بودند و مردم را قتلعام کردند. چرا حالا که چندماه است هر شب تجمعات حکومتی برگزار میشود این عاملان موساد و تروریستها غیب شدهاند و خون از دماغ یک نفر از شما نیامده است؟ چرا فقط مردم معترضی که علیه شما شعار میدادند را کشتند؟این سوالیست که حتی باورهای آن ابلهترین حامی حکومت را هم اگر در باورهایش صداقت داشته باشد به چالش میکشد. البته کسانی که نان و مقام و زندگیشان در گرو نفهمیدن است، خود بهتر میدانند که چه جنایتکارانی هستند و برای حفظ قدرت چقدر آدم کشتند و چه جنایاتی مرتکب شدند.
۱۳ مرداد سالروز تولد مسعود ذاتپرور بود.قهرمان بدنسازی. دانشجوی دکترا. مدیر دو سازمان خیریه. پسر رشت.آدمی که بدنش از آهن بود، اما وقتی از پهلوانی حرف میزد، صدایش میلرزید. میگفت پهلوانها دیگر توی باشگاهها نیستند. پهلوان کسیست که با شرافت زندگی میکند. میگفت یک دختر نوجوان میتواند پهلوان باشد.۱۸ دی، مسعود کف خیابان رشت درس پهلوانی داد. برای حق خودش و حق مردمش ایستاد. همان روز، یک گلوله جنگی از جمهوری اسلامی پاسخش بود.۱۳ مرداد سالگرد تولد مسعود است. تو رفتی، اما آن مردم شجاع بیرون باشگاهها و آن دختران نوجوانی که ازشان حرف زدی هنوز توی خیابانها هستند و راه و رسم پهلوانی را زنده نگه میدارند.تولدت مبارک، پهلوان
ساعتی پیش انفجاری بزرگ در منطقه صنعتی شمسآباد تهران منجر به آتشسوزی گسترده در یک کارخانه آلومینیومسازی گردید. خبرگزاریهای داخلی انفجار مخزن سوخت و برخی انفجار مخزن ریختهگری این کارخانه را عامل آتشسوزی دانستهاند.این کارخانه آلمینیوم متعلق به شرکت آلیاژ آلمینیوم کاردان بود که در بخش معرفی خود همکاری با «صنایع دریایی و نظامی» را در کنار خودروسازی، یراقآلات و خطوط انتقال نیرو جزء زمینه کاری خود معرفی کرده است.به نظر میرسد که ماجرای این انفجار متفاوت از آن چیزی باشد که خبرگزاریهای داخلی گزارش دادهاند.
مسعود قلندری، فعال مدنی یاسوج، به دلیل دفاع از حقوق مردم و آزادیخواهی به ۷ سال و ۹ ماه و ۱۵ روز حبس و ۵۰ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده است.اتهاماتش؟ تبلیغ علیه نظام، توهین به رهبری، ارسال اطلاعات، نشر اکاذیب، و «تحریک مردم به کشتار». اتهاماتی که جمهوری اسلامی از انبان اتهامات بیاساس خود برای سرکوب هر صدای مستقل و آزادیخواهی بیرون میآورد. ۲۳ اسفند ۱۴۰۴، اطلاعات سپاه او را جلوی محل کارش با خشونت بازداشت کرد. خانهاش را زیر و رو کردند و تمام وسایل دیجیتال او و خانوادهاش را بردند. حالا همان سپاه مستندی ساخته که در بخشی از آن اعترافات اجباری این شهروند اهل یاسوج پخش میشود و میتواند پروندهای جدید برایش بگشاید.صدای او و صدای زندانیان سیاسی دربند باشیم.
مهشاد کشانی ۲۲ سال دارد و دانشجوست.دیروز، چهار مأمور لباسشخصی _ سه مرد و یک زن _ وارد خانهاش در اصفهان شدند.بدون حکم. بدون معرفی نهاد و بدون هیچ توضیحی او را بردند.مهشاد در دیماه سال گذشته، در جریان اعتراضات سراسری، بازداشت شده بود. محکومیت شش ماهه خود را کشید و همین ماه پیش آزاد شده بود.حالا یک پرونده جدید برای او ساختند:«تحریک مردم به جنگ و کشتار با یکدیگر.»برای یک دانشجوی ۲۲ ساله. جمهوری اسلامی اینطور عمل میکند که وقتی نمیتوانند برای همیشه ساکتت کنند، با اتهامات سنگینتر و پروندهسازی سراغت میآیند. انگار هر قدمی خارج از زندان فقط یک مکث است تا دفعه بعدی که در خانهات را بزنند.اتهامات او سنگین است و به خاطر فشارها و شکنجهها در بازداشت اول او شرایط روحی و جسمی مناسبی ندارد. صدایش باشیم.#مهشاد_کشانی
محسن راوری خبرنگار و فعال سیاسی از کرمان، بیش از شش ماه است که بلاتکلیف در بازداشت بهسر میبرد.در ۱۹ دی ۱۴۰۴، در جریان اعتراضات سراسری، اطلاعات سپاه استان کرمان او را بازداشت کرد. بیش از شش ماه از آن روز گذشته. پروندهاش نامشخص است. دسترسی به وکیل ندارد و هیچ اتهام رسمیای اعلام نشده است.این اولین بار نیست. محسن راوری قبلاً هم در اعتراضات ۱۳۹۶ و در آبان خونین ۱۳۹۸ بازداشت شده بود. در خیزش زن زندگی آزادی در سال ۱۴۰۱، اطلاعات سپاه بار دیگر او را گرفت، از کار اخراجش کردند و به همراه پوران ناظمی و تیمور سالاری با اتهامات «محاربه» و «افساد فیالارض» مواجه شدند.حالا بار دیگر پشت میلههاست. این بار بیش از شش ماه است. بدون تعیین تکلیف و بدون پاسخ.او به دوستانش گفته است: «نگذارید مثل برادرانمان در اصفهان حذفم کنند.»این جمله را جدی بگیریم. در سکوت و بایکوت خبری دست جمهوری اسلامی برای جنایت و بیعدالتی بازتر است.#محسن_راوری
جاویدنام کیمیا کامیابمنش دانشآموز ۱۷ سالهای بود که آرزو داشت برای مردم مفید باشد. آرزو داشت آزاد باشد. ۱۸ دی ۱۴۰۴، در شهرک واوان اسلامشهر دست در دست پدرش داشت. قلبش را نشانه گرفتند و شلیک کردند.او دانشآموز سال آخر گرافیک بود. میخواست کنکور هنر بدهد. در دفترچهاش نوشته بود:«خدایا سلام. لطفا کمکم کن در مسیر درستی قرار بگیرم. لطفاً کمکم کن همیشه به فکر بقیه باشم. نذار توی جهالت غرق بشم. بابت تمام چیزهای قشنگ شکرت. من آزادم.»حکومت او را کشت و وقیحانه به خانوادهاش پیشنهاد داد اسمش را در فهرست «شهدا»ی خودشان ثبت کنند.خانواده رد کرد.کیمیا به گفته خانواده قبلا خواسته بود اگر زودتر از بقیه از دنیا رفت بر مزارش گریه نکنند. کِل بکشند. سفید بپوشند.چهلمش با رقص و موسیقی برگزار شد.جاویدنام کیمیا کامیابمنش.#کیمیا_کامیاب_منش
نامش امیرحسین صفری ست. به او اتهام زدند که قمه دست گرفته و ماموران را با قمه زده است. این تصویرش را ببینید. کنار خواهرش ایستاده است و دستهایش را پشت خود قرار داده تا در عکس نیفتد. در بسیاری از عکسهای خانوادگی خود دستانش را پنهان میکرد.میدانید چرا؟ چون امیرحسین از ناحیه دست معلولیت داشت و نمیخواست هنگام ثبت لحظات زیبای زندگیاش، معلولیت دستانش نیز کنار لبخندش ثبت شود.حالا چند روزیست او را دار زدهاند آن هم به اتهام دروغین و رسوای قمه دست گرفتن!برای مظلومیت تو میشود سالها گریه کرد. اما گریه چاره کار ما نیست. ما حالا هر بار با دیدن چهره نجیب و لبخند زیبایت و آن دستانی که موقع عکاسی پشتت میگرفتی، خشممان بیشتر و انگیزهمان برای ادامه دادن این راه قویتر میشود.#امیرحسین_صفری
این سالن معروف آکسفورد یونیون در دانشگاه آکسفورد انگلیس است. مدتی پیش اینجا یک مناظره برگزار شد با موضوع: «آیا غرب حق داره به اسلام مشکوک/بدبین باشد؟»مردی که آنجا نشسته و موهای طلایی دارد تامی رابینسون؛ فعال ضداسلام بریتانیاییست که سالهاست علیه اسلام سیاسی، مهاجرت انبوه و شریعت حرف میزند.زنی که او را خطاب قرار میدهد عایشه خانعزیز، دانشجوی تاریخ دانشگاه آکسفورد و یکی از مسئولان همین اتحادیه است. او که طرفدار اسلام است میگوید: « تو خوششانسی که اینجا فلان افراد هستند که امنیت تو خدشه دار نشود، وگرنه آن بیرون هواداران طرفدار اسلام منتظرند تا حسابت را برسند.»یعنی او برای اینکه ثابت کند اسلام دین صلح است و مسلمانها خشن نیستند، با افتخار میگوید اگر مراقب تو نباشیم و کسانی نباشند از تو حمایت کنند، جماعت «دین صلح» آن بیرون منتظرند تا حسابی کتکت بزنند.و این را بهعنوان استدلال علیه اسلامهراسی تحویل میدهد! این ویدیو خودش بهترین دلیل است که اسلامهراسی بیدلیل نیست!
امید بهزاد و پوریا صفوت اعدام شدند.امروز بامداد، جمهوری اسلامی این دو نفر را با اتهام «همکاری با موساد» به دار آویخت.قوه قضاییه نه تاریخ بازداشتشان را اعلام کرد، نه زمان محاکمهشان را. فقط گفت علیه خود «اعتراف» کردهاند و دیوان عالی حکم را تایید کرده است. همین. اعترافاتی که میدانیم چطور میگیرند.از ابتدای امسال، دستکم ۱۲ نفر در ایران با اتهام جاسوسی اعدام شدهاند. سال گذشته ۱۶۳۹ نفر اعدام شدند. رکورد ۳۷ سال اخیر!جمهوری اعدامی از ترس مردم خودش است که اینهمه میکشد نه از ترس آمریکا و اسرائیل.نامشان تا امروز رسانهای نشده بود. نامشان را فراموش نکنید: امید بهزاد، پوریا صفوت.
ویدیو و پیام دریافتی:«سلام من بدون حجاب مشغول پیاده روی بودم این اقا یک مسیر طولانی منو دنبال کرد و فحش های جنسی میداد که جنده و فاحشه هستی بدون روسری قدم میزنی و تهدیدم کرد. در نهایت با مداخله و دفاع چند نفر عابر تونستم به سلامت به خونه برسم.این فیلم رو گرفتم و ارسال کردم که بلکه ترس و مانعی ایجاد بشه برای مزاحمت های آینده اش برای دخترانمون.»#دوربین_ما_اسلحه_ما
ویدیوی دریافتی:یک هنرمند جوان کنار ساحل به یاد پرستو جراحیان زن جوان ۲۳ ساله که در خیزش انقلابی دیماه در شهر اراک توسط جمهوری اسلامی به قتل رسید، این مجسمه شنی را ساخته است.پرستو جراحیان ورزشکار بود، بوکس و اسبسواری میکرد.۱۸ دیماه ۱۴۰۴، وسط اعتراضات مردمی در میدان شورای اراک، نیروهای جمهوری اسلامی از ناحیه پهلو به او شلیک کردند.وقتی به بیمارستان رسید، هنوز هوشیار بود. ICU بود. همه چیز برای نجاتش آماده بود.اما نیروهای امنیتی خانوادهاش را از بیمارستان اخراج کردند و همان شب، پیکرش تحویل سردخانه شد.پرستو را کشتند و پیکرش را ربودند تا در نهایت با تهدید و فشارهای امنیتی تحویل خانوادهاش شد.نام و یادش زنده و گرامی.
اینجا مراسم تولد جاویدنام آیدا حیدری ست. تعداد زیادی از مادران و خانوادههای دادخواه آنجا بودند و اینچنین تصاویر جگرگوشههای خود و جاویدنامان ایران را سر دست گرفتند و نامشان را فریاد زدند. مگر با تهدید و ارعاب این مادران و این خانوادهها میتوانید نام و یاد قهرمانان ایران را از ذهن و دل این مردم بزدایید؟ حالا نه فقط این مادران دادخواه که همه ما یک خانوادهایم و متعهد به ادامه دادن راهی که قهرمانان ایران شردعش کردند و انتهایش نور و آزادیست.
آروین خیرخواه ۲۰ ساله بود.صبح شنبه، دهم مرداد، در زندان شاهرود اعدامش کردند. تا امروز یک خط درمورد او رسانهای نشده بود چرا که خانوادهاش با تهدید وادار به سکوت شده بودند. شاید به آنها امید داده بودند که اگر اسم پسرشان را رسانهای نکنند، او اعدام نخواهد شد.اما امروز صبح او را اعدام کردند. بدون خبر. بدون خداحافظی. در سکوت.خانوادهاش از شب قبل مقابل زندان ایستاده بودند و امید داشتند که بتوانند خبری از عزیزشان بگیرند.آروین در اعتراضات دیماه در شاهرود دستگیر شده بود.جرمش این بود که به خیابان آمد.حکمش «محاربه» بود.محاربه با چه کسی؟ با حکومتی که از مردم خودش میترسد.آنچه از جمهوری اسلامی باقی مانده، ماشین اعدامش هنوز کار میکند.هنوز جوان میکشد. و تا وقتی برقرار باشد این آدمکشیها ادامه دارد.
ویدیوی این زن افغان که نام جاویدنام گلمحمد محمدی را با عنوان فرزند افغانستان و جان فدای ایران میبرد، بار دیگر به ما یادآوری میکند که ما دو ملت هستیم که هردو سرماخورده یک زمستانیم.گلمحمدی محمدی، زاده افغانستان و ساکن ایران بود که جان عزیزش را برای پناه دادن به ایرانیانی که از مقابل گلوله میگریختند، از دست داد.این زن در انتهای ویدیو به درستی یادآوری میکند که برای ایستادن کنار مردم ایران و آزادیخواهان نیاز به شناسنامه نیست. نیاز به شرافت است.#گلمحمد_محمدی
ویدیوی دریافتی:گروهی از ایرانیان در دو شهر لندن و استکهلم با برپایی تجمع و نصب بنر اعتراض خود را به احکام اعدام در ایران نشان دادند. در لندن بنر بزرگی در اعتراض به اعدامهای فلهای بر فراز ساختمانی در لندن به نمایش گذاشته شد و در استکهلم نیز ایرانیان ساکت سوئد با برپایی یه تجمع علیه اعدام بنرهایی را به نمایش گذاشته و شعار دادند. جلب توجه جهانی به مساله اعدامها در ایران که امتداد همان جنایات ۱۸ و ۱۹ دیماه است، کاریست که ایرانیان خارج از کشور میتوانند آن را از هر طریقی که قادرند، انجام دهند.اعدام جنایت حکومتیست و باید متوقف شود.#نه_به_اعدام
تصویر و پیام دریافتی:«سلام مسیح جانامروز توی مترو بودم شال هم سرم نبود یه خانم نامحترمی اومد با یه پلاکارد تو دستش روبه روی من نشست. منم عکسش رو گرفتم و گفتم توی فضای مجازی پخش میکنم.»جواب این نوع آیه و حدیثها یک آیه کوتاه است که زنان ایران خود نازل کردهاند و آن این است که: «فضولیش به شما نیومده!»#زن_زندگی_آزادی
آیدا حیدری، ۲۱ ساله، دانشجوی پزشکی دانشگاه تهران بود. دیروز تولدش بود. مادرت دیروز سر مزار برایت سنگ تمام گذاشت. او برای همه سخنرانی کرد. یکجا گفت: «روزی که گذاشتنت بغلم، فقط میدانستم مادر شدهام. درکی از این نداشتم که چه شیرزن و قهرمانی به دنیا آوردهام. نمیدانستم این فرشته کوچولو قرار است در ۲۱ سالگی جانفدای میهنش بشه.» مردم زیادی سر مزارت آمدند. تصاویر جاویدنامان را هم با خود آورده بودند.نه تنها مادرت که همه برایت سنگ تمام گذاشتند آیدا. یادت گرامی و تولدت مبارک.آیدا حیدری شامگاه ۱۸ دی ۱۴۰۴، همراه پدر و خواهرش در بلوار کاشانی تهران با سه گلوله جنگی هدف تروریستهای جمهوری اسلامی قرار گرفت. یکی از گلولهها به قلبش اصابت کرد.#آیدا_حیدری
این تصویر را ببینید. این مردان تلاش دارند پیکر تیر خورده این زن را عقب بکشند. بسیاری بر اثر همین تلاش در همین نقطه کشته میشوند.اینجا چالوس است، غزه و سربرنیتسا و خرمشهر زیر حمله ارتش عراق نیست. و این زن جاویدنام افسانه رضویان است که وقتی کشته شد، تنها ۴۷ سال داشت و یک مادر جوان بود.شامگاه ۱۸ دیماه، مقابل کلانتری چالوس. گلوله خورد، وقتی پیکرش در خیابان افتاد، مردم یکبهیک رفتند برای اینکه او را عقب بکشند و پیکرش به دست قاتلانش نیفتد. ماموران به هر کدام که نزدیک پیکر تیر خورده این زن میشدند شلیک میکردند.چند نفر دیگر در همان مکان کشته شدند. این تصویر تاریخی ست. سندی ست از بیرحمی تروریستها جمهوری اسلامی و شجاعت و البته بیپناهی مردم. سمت راست تصویر مردانی را میبینید که پشت جانپناهی تلاش دارند خود را از گلولهها محافظت کنند. یک ماه و نیم هیچکس نمیدانست پیکر این زن کجاست تا در نهایت در تاریخ ۲۰ بهمن پیکر را تحویل دادند.پیکر او سرانجام به خاک سپرده شد اما این تصویر به عنوان سند جنایت و بیرحمی جمهوری اسلامی و شجاعت مردم، برای همیشه بر پیشانی تاریخ این سرزمین ثبت است.
امیرحسین صفری از ناحیه دست معلولیت داشت. او را با شکنجه به اعترافات اجباری مجبور کردند. وقتی برای آخرین بار با مادرش تماس گرفت گفت به همه بگو که آن ویدیوی که از من منتشر کردند دروغ بود و من کسی را نکشتهام. گفت به همه بگویید اعترافاتم اجباری بود.امیرحسین صفری متهم به این بود که با قمه یک نفر را در میدان علیخانی اصفهان کشته است. او را دو روز پیش همراه با متهمی دیگر از همین پرونده، بیگناه اعدام کردند تا جمهوری اسلامی نمایش قدرت بدهد.
بنیامین نقدی، ۲۶ ساله، قهرمان کیکبوکسینگ و مویتای از شیراز است. وکیل او خبر داده که دیوان عالی کشور حکم اعدام او را تایید کرده است.گفته شده که او همان جوانی بود که شب ۱۳ دیماه ۱۴۰۴، با یک کپسول حاوی مواد آتشزا به یک دسته از موتورسواران پلیس حمله کرده است.در آن صحنه هیچکس آسیب ندید. اما جمهوری اسلامی همان را کافی دانست تا او را به اعدام محکوم کند.۵۳ روز خانوادهاش نمیدانستند کجاست. حتی نمیدانستند زنده است.بعد رسانههای حکومتی ویدیویی از اعترافات اجباری او پخش کردند.وکیلش میگوید اتهام «ایراد صدمه جسمانی» و «حمل سلاح سرد» هر دو ساقط شدند. اما قاضی همه چیز را «افساد فیالارض» خواند و حکم اعدام داد.حالا دیوان عالی این حکم را تایید کرده است و وکیل او گفته است که درخواست اعاده دادرسی میدهد.صدایش باشیم.#بنیامین_نقدی
سرنوشت مردم ایران با بیرحمترین و وحشیترین حکومت تاریخ ایران گره خورده است. این جوانی که اینچنین سرخوشانه در خیابان میرقصد علیرضا سپاهیست. او قرار بود روز سهشنبه هنگام اذان صبح در کنار پسرعمو و یک متهم دیگر پرونده میدان علیخانی اصفهان اعدام شود. اما قبل از انتقال به محل اجرای حکم گفتند که سکته کرده و به بیمارستان منتقل شده است و آن روز تنها دو نفر را اعدام کردند.ببینید چه بر سر آنها میاورند که قلب یک جوان در سینه از رنج و اضطراب و ترس آنچه میخواهند بر سرش بیاورند میایستد.او حالا در بیمارستان است. نه از سر دلسوزی و شفقت که در وجود جلادان نیست. برای اینکه زودتر سرپا شود و بتوانند دارش بزنند.میزان سبعیت و وحشیگری چنین رفتاری را ببینید تا متوجه شوید با چه جنایتکارانی طرف هستیم و اعدام چه میزان شنیع و غیرانسانی است.علیرضا سپاهی هنوز زنده است و امید دارد. صدای او و صدای همه زندانیان در خطر اعدام باشیم. #نه_به_اعدام#علیرضا_سپاهی
ویدیویی تلخ و تکان دهنده از آزار و ضرب و شتم و تحقیر چند زن در لایو اینستاگرام توسط یک مرد زنستیز و وحشی _ که به راستی تربیت شده مکتب و مرام جمهوری اسلامی بود _ منتشر شد که باعث واکنشهای گسترده و خشمگین مردم در فضای مجازی گردید. به فاصله یک روز، پلیس با انتشار تصاویر این شخص بر روی تخت بیمارستان، خبر از دستگیری او داد و گفت این شخص را با تیراندازی به پاها و یک دستش دستگیر کرده است. شما در واقع یکی از شاگردان خلف خود را دستگیر کردهاید. فراموش نمیکنیم شما خود جنایاتی به مراتب فجیعتر و دلخراشتر علیه زنان این سرزمین _ نه در لایو اینستاگرام که در کف خیابان _ انجام دادهاید.زنان را زدید، نابینا کردید، تجاوز کردید و به خاطر چند تار مو کشتید و عاملان آن جنایتها خودتان بودید که نه تنها دستگیر نشدید که ارتقا گرفتید و همین امروز آزادانه در سطح جامعه با لباس کلانتر میچرخید.چه بسا اگر در مورد این شخص هم فشار افکار عمومی نبود و این زنان خود اقدام به شکایت کرده بودند، واکنش پلیس این بود که خودتان به خانهاش رفته بودید و مقصر خودتان هستید.
ساعتی پیش بر اثر حمله هوایی آمریکا ساختمان اصلی اطلاعات سپاه در اهواز هدف قرار گرفت و منهدم شد. نیروهای سنتکام مستقر در منطقه در پاسخ به موشکپرانیهای سپاه پاسداران به مقر نیروهای آمریکایی در اردن و همچنین کشتیها در خلیج فارس دور جدیدی از حملات را علیه برخی اهداف تعیین شده آغاز کردهاند.جمهوری اسلامی پس از تن دادن به مذاکرات حالا دوباره وارد جنگ شده است. حالا بیش از پیش طرفداران همین حکومت پی میبرند که پیشبینی آن خامنهای متوهم، که جنگ نخواهد شد و مذاکره نخواهیم کرد تا چه حد بیپایه و اساس بود.
اینجا بمب و موشک نخورده است. اینجا خیابان سنایی تهران است که چند هفته پیش ریختند و تعدادی از کافهها و رستورانهایش را که پاتوق جوانان بود به بهانه حجاب و رعایت نکردن شئونات اسلامی پلمب کردند. حالا آمدهاند باغچهها و جداول این خیابان را هم تخریب کردهاند چرا که گاهی جوانان آنجا مینشستند یا کنسرت خیابانی برگزار میکردند.رفاه و زندگی و معیشت و همه چیز این مردم را گرفتهاید و در تامین آب و برقشان نیز عاجزید و الان نگرانیتان این است که چیزی برای گذراندن اوقات خوش برای این مردم باقی نمانده باشد. برای همین اکیپهای پلمب و تخریبتان حالا خیابان زیبای سنایی تهران را تبدیل به ویرانه کردهاند!شما دشمن شادی و زندگی و دشمن شماره یک این مردمید!
ویدیو و پیام دریافتی:«سلام و خسته نباشیدساکن استان بوشهر هستم و براتون تصاویری از پایگاه نیروی دریایی بوشهر که در ایام اخیر مورد حمله واقع شده ارسال میکنم. در ابتدای ویدئو تصویری در شب و در انتها تصویری در روز آورده شده که به وضوح دیده میشه که این پایگاه با خاک یکسان شده. این حکومت مستبد و سپاه پاسداران حرف از پیروزی در جنگ میزنن درحالیکه عملا هر روز ضعیف و ضعیفتر میشن. واقعیت اینه که این حکومت در جنگ شکست خورده، هیچ امیدی به پیروزی نداره و ادامه بقای آن فقط مربوط به زمان هست که دیر یا زود فرا خواهد رسید و بالاخره ملت از دست این حکومت مستبد آزاد خواهد شد!»
ویدیوی دریافتی:اینجا میدان علیخانی اصفهان است. همانجایی که دو شب پیش جمهوری اسلامی سه تن از جوانان این سرزمین را اعدام کرد. و این صدای فریادهای زنیست که روز بعد به آنجا رفته و به این شکل علیه این جنایت فریاد میزند. نفرت و کینهای که شما آدمکشان در دلها کاشتید، تیشه به ریشهتان خواهد زد. دیر نیست روزی که در برابر این مردم پاسخگوی جنایاتتان شوید.
ببینید و بشنوید: یک قاضی، خاطرهی اجرای حکم اعدامی را که خودش صادر کرده، با لبخند تعریف میکند! تنها حسرتش این است که چرا آخرین خواستهی متهم (تماس با خانواده) به دلیل اشغال بودن خط اجرا نشد.او از سلب حیات یک انسان سخن میگوید، اما در چهرهاش ذرهای تاثر و ناراحتی دیده نمیشود.اعدام، قتل عمد حکومتی است. مجازاتی که در بسیاری از کشورها منسوخ شده است. حکم اعدام سالهاست که عصای دست جمهوری اسلامی برای سرکوب و پاک کردن صورتمسئله بوده است. این قاضیها طوری تربیت شدهاند که بدون کوچکترین عذاب وجدان، حکم مرگ امضا کنند.اما این چرخه جنایت ابدی نیست؛ به دست همین مردم شکسته خواهد شد. روزی که سایه این وحشیهای برآمده از اعماق تاریخ، برای همیشه از سر این سرزمین برچیده شود.
قاتلان جوانان این سرزمین میخواهند چهار متهم دیگر از پرونده میدان علیخانی اصفهان را هم اعدام کنند. خانوادههای قائم حسینی، امیرحسین ملکی، علی دشتی و شروین باقری برای آخرین ملاقات به زندان فراخوانده شدهاند. شروین باقری همان نوجوانی بود که وقتی قاضی به او گفت حکمش محاربه است با ترس از قاضی پرسید محاربه یعنی چه؟ جنون آدمکشی جمهوری اسلامی پس از اعدام چهار متهم این پرونده فروکش نکرده است. یک روز پس از اعدام امیرحسین صفری و ابوالفضل سپاهی حالا جمهوری اسلامی قصد کشتن چهار جوان دیگر را دارد.هفته پیش گلمحمد محمدی و عرفان اسفندیاری از متهمان همین پرونده اعدام شده بودند. این ادامه قتلعام ۱۸ و ۱۹ دی است. صدای جوانان در خطر اعدام باشیم.#نه_به_اعدام
ویدیوی دریافتی:این رفتار وحشیانه یک خانواده عرزشی و حامی حکومت است که از مراسم پرچمگردانی بازمیگردند. خودروی آنها کوچه باریکی را یک طرفه و خلاف میآید و وقتی یک زن حاضر نمیشود راه خود را به آنها بدهد، از خودرو پیاده میشوند و شروع به فحاشی و ضربه زدن به خودروی این زن میکنند. آنها حتی نداشتن حجاب این زن را ابزاری برای تهدید و خط و نشان کشیدن برای او کرده بودند.خودروی این زن بر اثر ضرباتی که به آن زده شد خسارت دید و آنها خیالشان راحت بود که این زن نمیتواند از آنها شکایت کند.اما حالا چهرهشان را خوب است همه بینند. بله اینها مدعیان دینمداری و استکبارستیزی هستند که خود از انجام هیچ رذالت و ظلمی در حق سایر شهروندان کوتاهی نمیکنند.#دوربین_ما_اسلحه_ما
سحرگاه امروز همزمان با برپایی داربستها برای اجرای مراسم اعدام در میدان علیخانی اصفهان، تعداد زیادی از شهروندان با وجود تمام خطرات و با شجاعت تلاش کردند که جلوی این آدمکشی حکومتی را بگیرند. همان ویدیوهای محدودی که با توجه به امنیتی بودن فضا توسط شهروندان ثبت و منتشر شد، نشان دهنده شجاعت و مقاومت مردمیست که با دست خالی دوباره به خیابان آمدند تا مقابل حکومتی وحشی و تروریست، بایستند.در ویدیوهای منتشر شده صدای تیراندازی به سمت مردم شنیده میشود.متاسفانه با وجود اعتراضهای گسترده آدمکشان حکومت دو جوان به نامهای ابوالفضل سپاهی و امیرحسین صفری را اعدام کردند.پیش از این نیز این حکومت دو تن دیگر از متهمان پرونده موسوم به میدان علیخانی اصفهان به نامهای عرفان اسفندیاری و گلمحمد محمدی را اعدام کرده بود. جنایاتی که هیچگاه بخشیده و فراموش نخواهند شد.#نه_به_اعدام
باز هم جنایت و باز هم اعدام. لعنت به اذان صبحتان!با وجود همه تلاشهای صورت گرفته و اعتراض شجاعانه شهروندان اصفهان و تجمع در میدان علیخانی این شهر دو جوان شجاع و ازادیخواه ایرانی به نامهای امیرحسین صفری و ابوالفضل سپاهی از متهمین پرونده میدان علیخانی اصفهان سحرگاه امروز در این میدان به دار آویخته شدند.خبرگزاری قوه قضاییه در شرایطی این خبر را منتشر کرد که شرایط و وضعیت علیرضا سپاهی _ پسر عموی ابوالفضل سپاهی _ دیگر متهم این پرونده همچنان مبهمم است.مادامی که این حکومت بر سر کار باشد، هر روز باید شاهد کشته شدن جوانان این سرمین باشیم. #نه_به_اعدام
این آدم با خانوادهاش فلوریدا زندگی میکند. ظاهرا برای سرکشی به بیزینسهایش در تهران هزازگاهی باید به ایران بیاید و برای تضمین آنکه همچنان میتواند از سفره انقلاب ببرد و در آمریکا خرج زندگی لوکس کند، باید در چنین مراسمی هم شرکت کند و وفاداریاش به جمهوری اسلامی را ثابت کند.او کنار پرچم جمهوری اسلامی و حزبالله سخنرانی میکند و برای آمریکا رجز میخواند.این ویدیوها رو دادیم دست دولت آمریکا.گفته بود آمده است که بماند. دروغ گفته بود. برگشت و همان توی فرودگاه دستگیرش کردند.دوران هم از آخور خوردن هم از توبره خوردن تمام شده.حمایت از تروریستها هزینه دارد.
غلامرضا خانی شکرآب میرقصید، میخندید، پر از شور زندگی بود.او ورزشکار ام ام ای، مربی هنرهای رزمی بود و در کنار ورزش برای امرار معاش جوشکاری میکرد. فقط ۳۴ سال داشت و اهل اردبیل بود.۲ مهر ۱۴۰۴ از خانهاش ربوده شد. نه وکیل. نه دادرسی شفاف. نه حق دفاع.اتهام؟ «جاسوسی برای موساد» — همان اتهامی که جمهوری اسلامی این روزها برای هر کسی که بخواهد اعدام کند ردیف میکند.سحرگاه ۵ خرداد ۱۴۰۵، مخفیانه در زندان قزلحصار کرج به دارش آویختند و شعله زندگیاش را با بیرحمی و قساوت خاموش کردند. #غلامرضا_خانی_شکرآب#نه_به_اعدام
دیدن این ویدیو از جاویدنام مهرداد فلاحی قلبم را آتش زد. دخترش چندی پیش گربه محبوبش را برده بود سر مزارش. او در صفحه اینستاگرام خود با انتشار این ویدیو نوشت: «ببخش بابا که تا الان دلش را نداشتم میشل رو بیارم سر مزارت.»این جمله کوچک، سنگینی یک داغ بززگ را در خود نهان دارد.مهرداد فلاحی، ۴۸ ساله، تولیدکننده مبلمان، پدر دو بچه، اهل رشت.روز ۱۸ دی ۱۴۰۴، در اعتراضات مردمی رشت، وقتی دید مأموران جوانان را میزنند، طاقت نیاورد. جلو رفت و سینه سپر کرد.با شلیک مستقیم گلوله جنگی به قلبش کشته شد.بعد از کشتن او، جمهوری اسلامی سراغ خانواده رفت. از آنها خواستند بگویند بسیجی بوده. از خانواده زیر فشار، تعهد گرفته شد، تا پیکر او را تحویل بدهند.حتی بعد از جنایت هم بازماندهها را رها نکردند.دخترش چند روز پیش گربهشان را برد سر مزار و ویدیوهایی از پدرش با گربه خانگیشان را منتشر کرد.شما زندگیتان را برای فردای بهتر این سرزمین دادید. فراموش نخواهید شد.#مهرداد_فلاحی
ریبوار مارابی، جوان ۲۷ ساله کُرد از روستای ماراب کامیاران، سالها بود در تهران زندگی میکرد و سرآشپز یک رستوران بود.دیماه ۱۴۰۴، در اعتراضات تهران شرکت کرد. او را دستگیر کردند. اتهامش؟ «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور.» حکم نهایی: ۶ سال زندان.احضاریه آمد. با پای خودش رفت اجرای احکام که همانجا دستگیرش کردند و مستقیم فرستادند زندان تهران بزرگ.حالا شش سال آینده را باید پشت میلههای زندان باشد. صدای او و صدای همه زندانیان سیاسی باشیم.
سنگ مزار طاها نادری در آرامستان شهرضای اصفهان تخریب شده است. این جوان ۱۸ ساله یکی از جانباختگان اعتراضات دیماه بود که جمهوری اسلامی حتی از سنگ مزارش هم وحشت دارد.طاها نادری ۱۸ دیماه، در شهرضای اصفهان، هدف شلیک مستقیم نیروهای امنیتی قرار گرفت. گلولهای که به پای چپش اصابت کرد رگ اصلی را قطع کرد. پس از ۱۱ عمل جراحی، قطع پا، و ایست قلبی حین دیالیز، در نهایت جان خود را از دست داد.خانوادهاش مجبور شدند روی کاغذ امضا بدهند که او در اعتراضات شرکت نداشته. پرونده پزشکیاش کشتهشدن با گلوله را پنهان کرد و نوشتند «زخم چاقو در درگیری خیابانی». اجازه گرفتند حداکثر ۲۰ نفر سر مزارش بیایند.و حالا قاتلانش سنگ مزار این جوان ۱۸ ساله را هم شکستند. نامش و یادش را دوباره زنده و تکرار کنیم چرا که قاتلانش از آن هراس دارند.
ادامه👆اگر واقعاً به آزادی باور داریم، باید تمام قد از آزادی دفاع کنیم، بدون استثنا. باید در کنار کسانی بایستیم که هدف نفرت قرار میگیرند، با افراطگرایی اسلامی بدون هیچگونه مماشات و مدارا مبارزه کنیم و اجازه ندهیم که ارزشهای دموکراتیک اروپا در برابر ترس و ارعاب از بین بروند.به نام اسلامهراسی، نقد به اسلامگرایی را خفه نکنیم.برلین باید همان بماند که همیشه نمایندگیاش کرده: شهری که در آن همه، فارغ از دین، جنسیت، گرایش جنسی، یا پیشینه، بتوانند در امنیت زندگی کنند، آزادانه حرف بزنند، و بدون ترس عشق بورزند.آزادی هرگز تضمینشده نیست. تنها زمانی باقی میماند که شجاعت دفاع از آن را در برابر ائدولوژی خطرناکی که آزادی را تهدید میکند، داشته باشیم.
با صدای بلند حمله تروریستی در آلمان را محکوم کنیم! برلین همیشه چراغ آزادی بوده. شهری که از زخمهای تقسیم برخاست و به نمادی از دموکراسی، کرامت انسانی، و حق زندگی آزاد تبدیل شد. به همین دلیل است که خشونت علیه جشن پراید در برلین، اینقدر دردناک است. فکرم پیش تمام کسانی است که آسیب دیدند، ترسیدند، یا آسیب روحی دیدند، فقط به خاطر اینکه میخواستند آنچه هستند را جشن بگیرند.نمیتوانیم و نباید تهدید روزافزون اسلامگرایی و اسلام سیاسی را نادیده بگیریم، این ایدئولوژی، آزادی و حقوق بشر را هدف گرفته. ایدئولوژیای که میخواهد قوانین مذهبی را بر ارزشهای دموکراتیک تحمیل کند، برابری زن و مرد را انکار میکند، افراد LGBTQ+ را آزار میدهد، و آزادی بیان را سرکوب میکند، چنین ایدئولوژی خطرناکی نباید هیچ جایی در یک جامعه آزاد داشته باشد.ادامه👇
این نمایش مضحک از رژه مقواها در نجف را ببینید. این همه آن چیزیست که از جمهوری اسلامی باقی مانده است.حکومتی که زمانی خود را قدرت برتر منطقه میدانست و برای تمام کشورهای دنیا رجز میخواند و مدعی بود که عمق استراتژیکش از سوریه و لبنان نیز فراتر رفته است، الان اوج قدرتنماییاش برگزاری این رژه مقوایی در میان حشدالشعبی در نجف شده است.میتوان گفت حالا تقریبا کل نظام و عمق استراتژیکش تبدیل به مقوا شده است.
«این پسر منه.»نه.«پسر شماست.»«این پسر ایرانزمینه.»این کلمات را مجید ذاتپرور پدر و قهرمان پیشکسوت بدنسازی سر مزار پسرش گفت.مسعود ذاتپرور، ۳۹ ساله، قهرمان بدنسازی و مربی بدنسازی محبوب رشت، ۱۸ دی ۱۴۰۴ با شلیک مستقیم نیروهای جمهوری اسلامی در جریان اعتراضات کشته شد.او را نشان کرده بودند. تمام جوانان رشید و برومند را در خیابان نشان میکردند که ناجوانمردانه به آنها شلیک کنند.چطور میشود فراموش کرد. .مادامی که قاتلانت بر سر کار و تصمیمگیرنده برای زندگی مردم هستند، ما متعهد به ادامه دادنیم.یادش زنده و گرامی.#مسعود_ذات_پرور
از ۲۲ تیرماه، حدود ۱۵۰۰ زندانی واحد ۲ زندان قزلحصار کرج که اکثرشان در پروندههای مواد مخدر به اعدام محکوم شدهاند دست به اعتصاب غذا و تحصن زدهاند.جرقه این اعتراض انتقال شش زندانی محکوم به اعدام به سلول انفرادی بود؛ اقدامی که معمولاً پیشدرآمد اجرای حکم است.اعتصابکنندگان هنوز کوتاه نیامدهاند. شماری از زندانیان لبهایشان را دوختهاند و برخی اعتصاب خشک کردهاند. نه غذا، نه آب. وضعیت جسمانیشان روز به روز وخیمتر میشود؛ افت شدید فشار خون و ضعف جسمانی گزارش شده. با این حال مسئولان زندان نه به مطالباتشان پاسخ و نه اجازه رسیدگی پزشکی دادهاند.خانوادههای زندانیان مقابل زندان تجمع کردهاند. کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» که این هفته هم در ۵۹ زندان ایران ادامه داشت از این اعتصاب حمایت کرده و هشدار داده جمهوری اسلامی میکوشد با اجرای احکام اعدام در پروندههای مواد مخدر، مسئولیت خود در گسترش این بحران را پنهان کند.زندانیان میگویند تا زمانی که حق حیات به رسمیت شناخته نشود و احکام اعدام لغو نگردد، دست از اعتصاب و اعتراض نمیکشند.صدایشان را بشنوید و کمک کنید صدایشان شنیده شود.#نه_به_اعدام
جمهوری اسلامی یک هنرمند و رپر ۲۲ ساله را به خاطر شرکت در خیزش دیماه به اعدام محکوم کرد.مهنام نوابصفوی، خواننده رپ فارسی و ساکن اصفهان، در ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ در محله شیخصدوق اصفهان بازداشت شد. حالا شعبه ۵ دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی همتینژاد، حکم اعدام او را صادر کرده است.اتهامات او محاربه از طریق مشارکت در تخریب اموال عمومی، تبلیغ علیه نظام، تشویق مردم به «کشتار یکدیگر»، و... شعارنویسی.جلسه رسیدگی به پرونده او غیرحضوری بوده و از او اعترافات اجباری اخذ شده است.مهنام هماکنون در زندان دستگرد اصفهان محبوس است و در خطر اعدام قرار دارد.در دو هفته گذشته، جمهوری اسلامی حکم اعدام دستکم ۵۰ نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه را صادر، تأیید و یا اجرا کرده است.همگی علیه اعدام اعتراض کنیم و صدایشان باشیم.#نه_به_اعدام #مهنام_نواب_صفوی
مشکل من با شهردار نیویورک این نیست که میخواهد نتانیاهو را در بدو ورود به نیویورک بازداشت کند. مشکل من با او این است که اگر واقعاً نگران کودکان و کشتهشدن شهروندان غیرنظامی در خاورمیانه است، چرا خاورمیانهی او پشت مرزهای غزه تمام میشود؟جمهوری اسلامی تنها در دو روز، دهها هزار ایرانی غیرنظامی، از جمله زنان و کودکان را به خاک و خون کشید. چرا حالا که قرار است برخی مقامات جمهوری اسلامی به نیویورک بیایند، او برای دستگیری آنها بیانیهای نمیدهد؟آیا کشتهشدن زنان، کودکان و شهروندان غیرنظامی ایران از نظر او اهمیتی ندارد یا آن را یک «مسئله داخلی» میداند؟ چرا فقط کشتهشدن غیرنظامیان در غزه احساسات بشردوستانهاش را تحریک میکند؟اگر این دورویی و استاندارد دوگانه را نمیبینید، شما هم از خون کودکان و مردم خاورمیانه صرفاً ابزاری برای پیشبردن اهداف سیاسیتان ساختهاید.من حامی هیچ سیاستمداری نیستم؛ من حامی مردمم و علیه ریاکاری و استانداردهای دوگانه.
جمهوری اسلامی یک هنرمند و رپر ۲۲ ساله را به خاطر شرکت در خیزش دیماه به اعدام محکوم کرد.مهنام نوابصفوی، خواننده رپ فارسی و ساکن اصفهان، در ۲۰ دیماه ۱۴۰۴ در محله شیخصدوق اصفهان بازداشت شد. حالا شعبه ۵ دادگاه انقلاب اصفهان به ریاست قاضی همتینژاد، حکم اعدام او را صادر کرده است.اتهامات او محاربه از طریق مشارکت در تخریب اموال عمومی، تبلیغ علیه نظام، تشویق مردم به «کشتار یکدیگر»، و... شعارنویسی.جلسه رسیدگی به پرونده او غیرحضوری بوده و از او اعترافات اجباری اخذ شده است.مهنام هماکنون در زندان دستگرد اصفهان محبوس است و در خطر اعدام قرار دارد.در دو هفته گذشته، جمهوری اسلامی حکم اعدام دستکم ۵۰ نفر از بازداشتشدگان اعتراضات دیماه را صادر، تأیید و یا اجرا کرده است.همگی علیه اعدام اعتراض کنیم و صدایشان باشیم.#نه_به_اعدام #مهنام_نواب_صفوی
صاحبان ماشین آلات تنظیف شهرداری شهر بهبهان به دلیل اتمام قرارداد، دستمزد پایین، نداشتن بیمه و دیگر مطالبات خود جنب پارک قائم اعتصاب کردهاند. از رانندگان خواسته شده که بدون قرارداد مشغول به کار شوند.این نیروها تاکنون از بیمه برخوردار نشده و هر وقت پیگیر شده اند از سوی پیمانکار تهدید به اخراج شده اند.
۳۱ تیرماه سالروز تولد نوید افکاری بود.اگر او را به قتل نمیرساندند، امروز ۳۲ ساله میشد.این ویدیو آخرین جشن تولد نوید است.جوان کشتیگیری از شهر شیراز که تا لحظه آخر در جستجوی عدالت بود. مگر میشود در قرن بیست و یکم انسان بیگناهی اینطور سرش بالای دار برود؟ اما اینجا و در حکومت قاتلان و آدمکشان همیشه برای طنابهای دار به دنبال گردن میگردند.او میدانست. اما جنگید. صدایش را به دنیا رساند و نترسید.جمهوری اسلامی صبح ۲۲ شهریور ۱۳۹۹ او را اعدام کرد.بدون اطلاع خانواده و بدون وداع آخر.اما نوید افکاری جاودانه شد. نام و یادش حالا در ذهن و قلب میلیونها ایرانی ثبت شده است.فراموش نخواهد شد.تولدت مبارک، نوید جان.ما فراموشت نمیکنیم.#نوید_افکاری
نگاه کنید به این بخش از یک مناظره که در تلویزیون اینترنتی همشهری تحت مدیریت زاکانی منتشر شده است. این شخص محمدمهدی شهریاری نماینده مجلس است. او در پاسخ دیگر طرف مقابل خود میگوید: «مگه تنگه مال ننهت هست که بدیمش بره؟»حرفی که باعث حیرت و شوکه شدن طرف دیگر گفتگو که خود از چهرههای تندروی طرفدار حکومت است میشود.این لمپنها با همین ذهن مریض و ادبیات چالهمیدانی و جنسیتزده شدهاند وزیر و وکیل و همه کاره مملکت و اصلا جای تعجب ندارد که تا زمانی که سرنوشت ایرانیان دست اینها باشد، هر روز شاهد سقوط بیشتر در همه عرصهها خواهیم بود.
احد شکوهیان، ۳۸ ساله، روز ۲۵ دیماه ۱۴۰۴ در پاکدشت دستگیر شد. در همان روزهایی که خیابانهای ایران با خون دهها هزار شهروند رنگین شده بود.جمهوری اسلامی او را به مشارکت در دو فقره قتل عمد از طریق تحریق متهم کرد. نه مدرک معتبری ارائه شد. نه دفاع او شنیده شد.فقط یک جلسه دادگاه برگزار شد و حالا قاضی عموزاد از قضات بدنام جمهوری اسلامی او را به سه بار اعدام محکوم کرده است.پزشکی قانونی تأیید کرده که او به آسم شدید مبتلاست و توان فعالیت بدنی سنگین ندارد. دیوان عالی پرونده را برای رفع نواقص پس فرستاد اما حکم بدون هیچ تغییری تأیید شد.حالا احد را از زندان ورامین به زندان قزلحصار کرج منتقل کردهاند. همان جایی که احکام اعدام اجرا میشود.خودش در آخرین تماسهایش گفته: «هر روز زندانیانی را از بند میبرند. خودم هم در انتظارم.»احد شکوهیان نباید قربانی بعدی باشد. صدایش باشیم.#احد_شکوهیان #نه_به_اعدام
از دیروز مردم مرتباً یک سؤال مشابه را از من میپرسند: چطور ممکن است کسی فقط برای باز کردن یک در به دار آویخته شود؟میخواهم جواب را با چشمان خودتان ببینید.دو معترض ایرانی. هر دو جلوِ دوربینها، فقط به جرمِ داشتنِ شفقت و دلسوزی کشته شدند.یکی از آنها وقتی معترضان در حال فرار بودند و نیروهای امنیتیِ مسلح درست پشت سرشان میدویدند، در را باز کرد. او معترضان را به داخل راه داد. سپس با تمام توانش به همان در فشار آورد تا جلوی ورود نیروهای امنیتی را بگیرد. آنها در را با زور باز کردند و همانجا او را کشتند.دیگری، آتشنشانی بود که معترضِ زخمیای را روی شانههایش گذاشته بود و او را در خیابانها به سمت جای امنی میبرد. همین کافی بود تا او را هم بکشند.دستهای خالی. بدون هیچ سلاحی. فقط انسانهایی که کاری را میکردند که هر انسانی انجام میدهد: محافظت از یکدیگر.جمهوری اسلامی این را جنایتی شایستهٔ مرگ میداند.این همان ایرانی است که جهان باید ببیند. جمهوری اسلامی تروریست است، نه مردم ایران.
بنیانگذار جمهوری اسلامی یا همان خمینی قاتل جملات زیادی در مدح و ثنای جنگ دارد. او کسی بود که علنا میگفت که ما باید جوانها را از میکدهها بیرون بکشیم و به جنگ بفرستیم.او میگفت و درست هم میگفت که اسلام روی جنگ بنا شده است. حالا این میمون ولایی به نظرتان شهامت دارد که بگوید خمینی غلط کرد و ما طالب جنگ نیستیم؟ شهامت دارد بگوید همینهایی که هر روز در میدانها عربده میکشند و خواهان موشکزدن و برهم زدن مذاکرات هستند، یک مشت جنگطلب کثیف هستند؟نه... او هم مثل رهبر و مقتدایش ترسو و دروغگوست. اما دوران این دروغها و نمایشها به سر آمده است. جنگ چیزی بود که همیشه خواستار آن بودید و حالا باید بروید جنوب ایران و خودتان بجنگید. دیگر به قول رهبر یخچالیتان نه زمین بسته است و نه آسمان!
شعبه سوم دادگاه انقلاب بندرعباس فروزان انصاری بازیگر تتاتر را به یک سال حبس محکوم کرده است. او را روز ۲۲ دیماه در حالی مشغول رانندگی بود در خیابان دستگیر کردند.جرمش چه بود؟ تلفنش را شنود کرده بودند که از دوستانش درباره تعداد کشتهشدگان بندرعباس پرسیده بود. به خاطر فعالیتهایش از قبل زیر نظر بود. ماموران اطلاعات فکر میکردند حتما میخواهد اطلاعات تعداد کشته شدگان را با استارلینک به خارج بفرستد. همان روز به خانهاش رفتند و آنجا را زیر و رو کردند اما استارلینکی درکار نبود، چون اصلاً وجود نداشت.در نهایت با چک کردن گوشی دیدند چند استوری اعتراضی گذاشته است. همین شد که برایش پرونده ساختند و اتهامش شد «تبلیغ علیه نظام»!او روز ۲۲ دی ۱۴۰۴ دستگیر شد و ۱۱ روز در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بندرعباس بود.حالا شعبه سوم دادگاه انقلاب بندرعباس حکم یک سال حبس برای او صادر کرده است.فروزان قبل از اعتراضات هم چندین بار احضار شده بود.جمهوری اسلامی از یک زن، از یک بازیگر تئاتر که فقط به دنبال این بود که بداند چند نفر را در شهرشان کشتهاند، چنان هراس دارد که برایش پروندهسازی میکند.صدای زندانیان سیاسی باشیم.
مهدی خانکی ۲۶ ساله بود. حقوق خوانده بود. او را در جریان خیزش دیماه دستگیر کرده بودند. جمهوری اسلامی ویدیویی منتشر کرد که مثلا لحظه حمله به مخفیگاه او بود. در این ویدیو موهای او را از ته تراشیده بودند و مشخص بود که ویدیوییست که پس از دستگیری و برای پروندهسازی تهیه شده است.اتهامش همکاری با سازمان مجاهدین خلق بود. سحرگاه امروز در زندان کرج او را اعدام کردند.رژیمی که از ترس این مردم دیوانه شده است و هر روز اعدام میکند بلکه بقایش را تضپین کند..مهدی خانکی، نامش حالا به لیست طولانی آدمکشیهای جمهوری اسلامی در زندانها اضافه شده است.#مهدی_خانکی#نه_به_اعدام
نگار جهانتاب، فیلمساز و بازیگر تئاتر، با در دست گرفتن پلاکاردی مقابل خانه هنرمندان و همچنین در میدان آزادی تهران خواستار اعتراض جامعه هنری ایران به اعدامها شد. او که در اعتراضات ۱۴۰۱ خودش از آسیبدیدگان بود، بار دیگر احساس مسئولیت خود را با شجاعت آمیخت و از جامعه هنری خواست که سکوت خود را بشکنند.او نوشته بود: «بچهها رو دارن هر روز اعدام میکنن، باید همه با هم صداشون باشیم. اینقدر تنهان که خود زندانیان داخل زندان دست میزنن به اعتصاب غذا که ما بیرون متوجه بشیم و سکوت نکنیم. به چه جرمی و تا کی همه رو قراره اعدام کنید؟»ساعتی پس از انتشار این پست صفحه او در اینستاگرام از دسترس خارج شد. فقط چند روز پیش، عرفان اسفندیاری ۱۹ ساله و گلمحمد محمدی ۲۳ ساله را در اصفهان دار زدند. ده نفر دیگر از همان پرونده در خطر فوری اعدامند. این به جز اعدام یا بهتر بگویم کشتار زندانیان جرائم عادی و عمدتا مرتبط با مواد مخدر است.نگار جهانتاب این فراخوان و دعوت را با وجود همه خطرات و هزینههایی که برایش دارد، از کف تهران انجام داد. جامعه هنری ایران باید سکوت خود را بشکند و کنار این زن هنرمند و شجاع و علیه اعدام و آدمکشی بایستد.
ندا ددهجانی، هنرمند، عروسکگردان و بازیگر تئاتر اهل قروه، و ستایش (بهنوش) سرابی، هر دو در ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ توسط نیروهای اطلاعات سپاه بازداشت شدند. بازداشت ستایش سرابی با خشونت بوده است.حالا دستگاه قضایی جمهوری اسلامی برای هر یک از این دو زن دو حکم جداگانه صادر کرده است. شعبه ۱۰۲ دادگاه کیفری قروه به اتهام «اخلال در آسایش و نظم عمومی» هر کدام را به یک سال حبس، ۳۱ ضربه شلاق و دو سال تبعید به نیکشهر در سیستان و بلوچستان محکوم کرده، و شعبه نخست دادگاه انقلاب قروه نیز به اتهام «اجتماع و تبانی جهت ارتکاب جرم علیه امنیت داخلی» هر کدام را به دو سال حبس محکوم کرده است. حکم نهایی برای هر یک سه سال حبس، ۳۱ ضربه شلاق و دو سال تبعید به نیکشهر است.علاوه بر زندان و حکم بدوی و ناقض کرامت انسانی یعنی شلاق آن دو محکوم به تبعید نیز شدهاند.تبعید به نیکشهر یعنی دورترین نقطه نسبت به کردستان ابزاری است که جمهوری اسلامی هم برای آزار و شکنجه این دو زن و هم برای ایجاد فاصله و دور کردن آنها از خانواده و جامعهشان به کار میگیرد.صدای آنها و همه زندانیان سیاسی باشیم.
این صدای جاویدنام غزل جانقربان است. دختر نوجوان ۱۵ سالهای که روز ۱۹ دیماه در اصفهان توسط جنایتکاران جمهوری اسلامی به قتل رسید. سه گلوله جنگی به سینه و پهلو و پایش شلیک کردند و او در حالی جانش را در آغوش پدرش از دست داد که فقط فرصت کرد بگوید «آخ بابا...».این صدایش است که مادرش در صفحه اینستاگرامی که حالا یاد دخترش را آنجا زندخ نگه میدارد منتشر کرده است. صدای این دختر و آرزوهای کوچکش قلبم را مچاله کرد. ببینید چقدر معصومانه از حسرتهایش در زندگی میگوید. او آرزو میکند که کاش زودتر دنیا آمده بود و یکسال قبل از آنکه آخوندها قدرت را در ایران به دست بگیرند، از دنیا میرفت.او از تصور زندگی در روزگاری که بتواند آزادانه دامن قشنگش را بپوشد و مدرسه برود ذوق میکرد و میگفت حالا در این گرما باید مقنعه سرش کند.جمهوری اسلامی او را کشت. با سه گلوله جنگی. در آغوش پدرش... لعنت به شما... غزل جانقربان فقط ۱۵ سال داشت.جنایاتی که در حق این مردم کردید، نه بخشیده و نه فراموش خواهد شد.
در مقالهی جدیدم برای The Free Press نوشتم:عرفان اسفندیاری ۱۸ ساله بود. تنها فرزند پدر و مادرش.گلمحمد محمدی ۲۳ ساله بود. پناهندهای افغان که برای امنیت به ایران گریخته بود.جرم اعتراض و اینکه در خانهشان را باز کردند تا معترضین ترسیده از دست نیروهای امنیتی پناه بگیرند.هر دو را در یک صبح، پشت سر هم، اعدام کردند.اما این داستان تمام نشده.از ۵۹ نفری که در میدان علیخانی در جریان قیام ژانویه دستگیر شدند، ۱۲ نفر حکم اعدام گرفتند. دو نفرشان رفتند. ۱۰ نفر هنوز زندهاند. همین هفته همه را به انفرادی منتقل کردند.در ایران، این یک پیام است. پیامی که ما یاد گرفتهایم بشناسیم.جمهوری اسلامی دارد از غفلت جهان استفاده میکند. در حالی که چشمها به مذاکرات و جنگ و آتشبس است، ماشین اعدام بی سر و صدا کار میکند.جهان آزاد باید واکنش نشان بدهد و نباید این کشتار در زندانها را عادی بداند.لینک مقاله :thefp.com/p/irans-killing-machine-is-oper…
امیرعلی را مادرش بزرگ نکرد.مادر نداشت و مادربزرگش او را بزرگ کرد.۱۷ ساله بود. عینکساز. کُرد. اهل کرمانشاه.شب ۱۸ دی، در خیابان دبیر اعظم، نیروهای جمهوری اسلامی با گلوله جنگی به ران پایش شلیک کردند.همان شب، از شدت خونریزی جانش را از دست داد.مادربزرگش که او را بزرگ کرده بود، حالا غمگین است که چرا نام نوهاش کمتر رسانهای شده است. نامش امیرعلی عباسیفر است. جاویدنام امیرعلی عباسی فر. نوجوانی که جمهوری اسلامی به قتل رساند.#امیرعلی_عباسی_فر
حسین افراسیاب رپر معترضی که با هنرش صدای مردم ایران بود، از شنبه ۲۷ تیرماه در زندان دستگرد اصفهان دست به اعتصاب غذا زده است.برادرش علی افراسیاب در صفحه خود در شبکه ایکس نوشت: «برادرم حسین افراسیاب از روز، شنبه ۲۷ تیرماه ۱۴۰۵، در اعتراض به حکم ضدانسانی ۱۲ نفر از بچههای پرونده میدان علیخانی که در خطر اجرای حکم اعدام هستند، در زندان دستگرد اصفهان دست به اعتصاب غذا زده.»حسین افراسیاب در ۲۲ اسفند ۱۴۰۴ توسط مأموران اطلاعات سپاه، بدون حکم قضایی، دستگیر و در داخل خودروش کتک خورد و به بازداشتگاهی امنیتی در زندان دستگرد منتقل شد. او پیشتر با توماج صالحی در عرصه موسیقی همکاری داشت.حسسن افراسیاب در زمان بازداشت بارها شکنجه شده و مورد ضرب و شتم قرار گرفته است در حدی که بینیاش شکسته و در بازداشت دچار تشنجهای مکرر شده است.او حالا با قمار بر سر سلامت و جان خود صدای بچههای زیر حکم اعدام در پرونده میدان علیخانی اصفهان است.صدایش باشیم.#حسین_افراسیاب#میدان_علیخانی#نه_به_اعدام
دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا خبر اعدام جاویدنام عرفان اسفندیاری را که روز گذشته در شبکه ایکس منتشر کرده بودم، در تروث سوشیال بازنشر کرده است. عرفان اسفندیاری یکی از ۱۲ متهم پرونده میدان علیخانی اصفهان بود که حکم اعدام داشت.عرفان اسفندیاری و گلمحمد محمدی اعدام شدند و ده نفر دیگر مرتبط با این پرونده در خطر اعدام هستند.جامعه جهانی و ایالات متحده آمریکا باید نسبت به نقض حقوق بشر و اعدامهای فلهای در ایران حساس باشد و حقوق بشر و جان شهروندان ایرانی را فدای معامله با تروریستهای حاکم بر ایران نکند.