کمی زیبایی ببینیم. اینجا بازار پروانه تهران است.هفته گذشته اعلام شد برخی غرفههای بازار پروانه تهرا…
انتشار: 2026/08/18 11:06 UTCدریافت: 2026/08/20 12:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 12:00 UTC
کمی زیبایی ببینیم. اینجا بازار پروانه تهران است.هفته گذشته اعلام شد برخی غرفههای بازار پروانه تهران به خاطر عدم رعایت شئونات اسلامی پلمب شده است. این هفته ویدیوی جدیدی از بازار پروانه منتشر شد که نشان از این دارد که تهدیدها و بگیر و ببندها قرار نیست زنان و مردان را مرعوب و مطیع کند.پیام زنان روشن است. دیگر شما مالک بدن زنان این سرزمین نیستید.
پستهای تلگرام — مسیح علینژاد
پدر جاویدنام محسن عباسی از کشته شدگان روز ۱۸ دیماه در نجفآباد اصفهان بر فراز قله دماوند با تصویری از فرزندش نام او را فریاد زد.او این صعود را همراه با همسرش انجام داد و هر دو بر ادامه دادخواهی خون به ناحق ریخته شده فرزندشان تاکید کردند.محسن عباسی تنها ۲۱ سال داشت که با گلوله سرکوبگران جمهوری اسلامی به قتل رسید.
باز هم جنایت پشت دیوارهای زندان. باز هم اعدام.خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه، از اجرای حکم اعدام قائم حسینی معروف به «آرین» در اصفهان خبر داد. او که گفته میشود شهروند افغانستان و از بستگان نزدیک گلمحمد محمدی(دیگر معترض اعدامشده همین پرونده در تیرماه) بود، بدون اعلام رسمی ملیت و فقط با ذکر عبارت «تبعه خارجی» از سوی رسانههای حکومتی، خبر اعدامش اعلام شد.دستگاه قضایی او را به اتهاماتی چون محاربه، افساد فیالارض و مشارکت در روز ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ میدان علیخانی و آتشسوزی یک مسجد و خیریه اعدام کرد.ادعاهایی متکی بر اعترافات اجباری تحت شکنجه که در سریع ترین زمان و بدون شفافیت قضایی و بدون امکان راستیآزمایی مستقل، بر اساس همان اعترافات اجباری حکم صادر و اجرا شد. تا جمهوری اسلامی پابرجاست چوبههای دارش نیز برپا خواهند بود.
چند روز پیش سالروز تولد جاویدنام پوریا میربهروزیان بود؛ جوان ۲۴ سالهای از مشهد که شور، خندهها و آرزوهایش با شلیک مستقیم نیروهای سرکوبگر برای همیشه از او گرفته شد. پوریا فقط یک نام یا یک عدد در میان گزارشها نیست؛ او پسری پر از امید به آینده بود که مانند هزاران جوان دیگر، تنها برای رسیدن به «زندگی» و «آزادی» به خیابان آمد.صدای دوستش که سر مزارش ترانهای اعتراضی را میخواند ترجیعبند تمام این روزهای ماست:«بپا فراموش نشه» زنده نگه داشتن نام پوریا و تمام جانهای شیفتهای که در راه آزادی رفتند، تعهد ما به دادخواهی است.تولدت مبارک پوریا جان؛ یادت و نامت در قلب ایران جاویدان است.
پارسا مصلحیفرد، آهنگساز و زندانی سیاسی سابق در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ با انتشار پستی در اینستاگرام خود از صدور حکم یک سال حبس به اتهام «تبلیغ علیه نظام» خبر داد. به گفته او، این حکم در ارتباط با فعالیتها و پرفورمنسهای هنریاش در حمایت از اعتراضات سال ۱۴۰۱ و دیماه ۱۴۰۴ صادر شده است.مصلحیفرد که سابقه بازداشتهای متعدد دارد، پیش از این آثار و اجراهایی با موضوع آزادی و یادبود جانباختگان داشته است؛ از جمله شعرخوانی «قسمنامه» در سالگرد مهسا امینی، اجرای پرفورمنسهای «آزادی»، «نه به اعدام» و «تهران تنها»، و همچنین انتشار تصویری از نیکا شاکرمی در روز جهانی زن در مقابل برج آزادی.هماکنون وسایل الکترونیکی وی در اختیار نهادهای امنیتی قرار دارد و سیمکارت او نیز مسدود شده است.صدای او و زندانیان سیاسی باشیم.
صدای یک زن، سالهاست که در ادبیات سیستم قضایی جمهوری اسلامی، «جرم» تعریف میشود و حالا شنیدن شعر سعدی با حنجرهٔ زنانه، نیز برای این جماعت دائمالتحریک، مصداق «تشویق به فساد و فحشا»ست!صدور حکم ۴ سال حبس تعزیری برای هیوا سیفیزاده، خوانندهٔ زن ایرانی، پس از هجوم نیروهای لباسشخصی به اجرا و بازداشت او در عمارت روبرو، ادامهٔ همان سناریوی دیرینه برای حذف زنان از عرصهٔ عمومی و خاموش کردن صدای زن است.در کشوری که ساختار حاکم، مو، حنجره، بدن و حتی حضورِ زن را تهدید میداند، این زنان هستند که با حضور خود و پرداخت هزینه تلاش دارند حق انسانی خود را بازپس بگیرند.حکم دادگاه بدوی برای هیوا سیفیزاده، فقط محکومیت یک خواننده نیست؛ بلکه تداوم سیاستِ آپارتاید جنسیتی علیه تمام زنانی است که حق مالکیت بر صدا و هنر خود را فریاد میزنند.زنان ایران سالهاست از روی این نئاندرتالهای فکری و ولایتمعاشان عصر حجری عبور کردهاند. حق آوازخوانی، حق روایت و حق بودن در فضای شهری، حق اولیهٔ هر زن است و با هیچ حکم، بازداشت و مسدودسازی صفحهای پاک نخواهد شد.
ملیکا کیادربندسری، خواهر جاویدنام امیرحسین کیادربندسری، طاقت داغ و دوری برادر را نیاورد.گفته شده است که ملیکا پس از ماهها تحمل رنج و فشار روحی ناشی از کشتهشدن برادرش، در خواب دچار سکته شد و چشم از جهان بست.در تمام این مدت، یکی از دغدغههای ملیکا این بود که نام و یاد برادرش فراموش نشود. حالا ملیکا هم نیست و این وظیفه بیش از پیش بر دوش ماست: نگذاریم نام امیر، ملیکا و خانوادهای که چنین بهای سنگینی پرداختهاند، در هیاهوی خبرهای روزمره گم شود.خانواده کیادربندسری امروز بیش از همیشه به همراهی و همدلی مردم نیاز دارند. کنارشان باشیم؛ از آنها بگوییم و نگذاریم احساس کنند در این سوگ تنها ماندهاند.امیرحسین کیادربندسری در جریان اعتراضات ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در شهرری هدف شلیک نیروهای حکومتی قرار گرفت و جان باخت. او یکی از جوانانی بود که برای اعتراض به خیابان رفت و دیگر به زندگیاش بازنگشت. وظیفه ماست که کاری را ادامه دهیم که ملیکا برای برادرش میکرد: نامشان را زنده نگه داریم.فراموش نکردن، کمترین کاری است که از دست ما برمیآید.لعنت به قاتلان که با هر گلوله نه فقط یک انسان، که بنیاد یک خانواده را نشانه میگیرند.
