
من مرتضی حکیمیانممجری صحـــــــنه | نریتـــــــور | پلاتونویـــــــس با هماهنگی اجرای صحنه و نوشتن پلاتو یا همون متن اجرا برای سایر مجریان رو میپذیرممتــــــــــن مــــــــــجری جاییکه کلمات شما را درخشان میکند📲 09193193731🎤
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 38 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/10
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 38 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
بچهها… یه سورپرایز توی راهه! 🎧🔥این تکهای که الان براتون میفرستم، نسخهی ناقصِ ریمیکسِ «همدم» ابیه؛ فقط در حدی که با حالوهوای کار آشنا بشید.ماجرا از این قراره که بعضی از آهنگهای خاطرهانگیز قدیمی، با تنظیم و فضای تازه دوباره جون میگیرن؛جوری که هم برای گوش دادن توی ماشین حال بده، هم برای دورهمی و مهمونی، و خلاصه هر جا که موزیک باید یه کم بیشتر «بترکونه»! 😎🎶اما این تازه اول ماجراست…بهزودی یه کانال تلگرام بهتون معرفی میکنیم که پره از همین آهنگای دوپسدوپسِ قدیمی و جدید، با ریمیکسهای شنیدنی و متفاوت. 🔥فعلاً همین تکه رو داشته باشید و صبر کنید برای سورپرایز اصلی… 😉🎧راستی کار خانوادهی حکیمیانه پس منتظر یه اتفاق متفاوت باشید! ❤️🔥
درود و مهرِ تابستانی پیشکشِ دوستدارانِ صدا، پلاتو و اجرا؛همراهانِ پردیسِ پرند و پرنیان...در هجدهمین روزِ مرداد گرم و روشن،دلتان گرمِ مهر،لبخندتان خنکایِ نسیمی از پگاهِ تابستانو روزگارتان آفتابی و سرشار از نیکروزی باد.امید که هر غروبِ مرداد،خستگیِ روز را از شانههایتان بتکاندو هر طلوع،پنجرهای تازه رو به امید و خوشبختی بگشاید؛تابستان میگذرد،اما خاطرهی روزهای خوب،در دفترِ دل ماندگار است...و چه خرسندم از شماکه پلاتوهایی را که با مهر نگاشتهام،با صدای خویش جان میبخشید؛دکلمه میکنیدو حاصلِ این مهر و همراهی رابرای من و گاه برای دوستانتان میفرستید.اینکه واژههای من،به همتِ شما صدا میشوند و جان میگیرند،برایم مایهی بسی خرسندیستو از این همه مهر و همراهی،صمیمانه سپاسگزارم.🙏با مهر و ارادتمرتضـےحڪیمیان
به نام خدا درود بر شما، نیکاندیشان و مهرورزانِ گرامی... بینندگانِ جانما رو از قاب شبکهی اول سیما تماشا میکنید؛ جایی که قراره چند دقیقهای، از هیاهو و شلوغی این روزها فاصله بگیریم و برگردیم به جایی که شاید هنوز، بخشی از وجودمون دلتنگِ اونجاست... کجا؟ "به روزهای خوب کودکی..." به روزهایی که یه بسته مداد رنگییه بادکنک،یا یه بستنی از نوع یخی، میتونست تمامِ خوشبختیِ ما باشه.بعضی وقتا فکر میکنم ما آدما وقتی بزرگ میشیم، یه چیزایی رو یاد میگیریم که کاش هیچوقت یاد نمیگرفتیم!! یاد میگیریم پشت نقاب تموم دلتنگیامونو ، بغضهامون قایم بشیم، و لبخند بزنیم و بگیم :خوبم چیزیم نیست... اما کجا رفتن اون کودکیامون که واسه رسیدنِ عید، روزها رو شماره میکردیم.کجا رفتن...شایدم لازمه تا از این همه جدیت، از این همه حساب و کتاب، چند لحظهای فارغ بشیم. و فقط یه اجازه بخوایم. اجازه برای برگشتن به همون دوران کودکی. اجازه!میشود که باز برگردم به آن دنیای دیرین و به آن رویای شیرین و به آن خوشبختیِ محضی که نامش کودکیها بود... به آن شوقِ کلاسِ درس، به آن بوی نمِ باران و عطرِ دفترِ کاهی، به آن پاییزهای مهرآغازین که هر برگش سرودِ مهربانی بود... که یک جعبه مداد رنگی، رنگینکمانی بود اجازه!میشود یک شاخه گل در جیب بگذارم و باز از نو میان کیفِ چرمی، سیب بگذارم... که هرکس را که دیدم غصهای دارد، ببخشم قاچی از آن را و از لبخند پُر سازم تمامِ کوچه و پسکوچهها و هر خیابان را... اجازه!سخت دلتنگم برای خندههای از تهِ دل که فضای خانهها را مستِ خود میکرد... برای برقِ امیدی که در چشمان هر همسایه پیدا بود... برای شادی و شوری که در غوغای هر آوازهخوانِ دورهگردی بود... برای روزگاری که نه اندوهی، نه دردی بود... و شاید غصه، توپی بود بازیگوش و شیطان که دوباره در حیاطِ پُرگلِ همسایه میافتاد... اجازه!سخت دلتنگم برای صبح و برنامهی کلاسی، برای صف گرفتنها، و گاهی دیر کردنها و اخمِ خطکشِ ناظم... برای خندهی بابای پیرِ مدرسه با خشخشِ جارو که با هر برگِ پاییزی سخن میگفت... اجازه!سخت دلتنگم برای روزهایی که تمامِ پولِ توجیبی، طلوعِ آفتابِ دهریالی بود... و شاید معنیِ خوشبختیِ ما، بیخیالی بود.آخ... آخ... آخ... شما هم رفتید به اون حالوهوا؟چه روزهایی بود... یک سکه که مامانمون بهمون میدادن ، میزاشتیمش توی جیبمون تا زنگ تفریح بخوره و بریم صف بوفه وایسیم و خوراکی بخریم.یک توپ توی حیاط، و یک دنیا برای برگشتن به خونه... و واقعن چقدر ما ساده خوشبخت بودیم.اما بزرگ شدیم... و شاید توی مسیرِ بزرگ شدن، فقط قد نکشیدیم؛ از بعضی چیزهای قشنگِ زندگی هم دست کشیدیم. یاد گرفتیم قوی باشیم، اما یادمون رفت گاهی لازم نیست همیشه قوی و منطقی بود.» شاید بزرگ شدنِ واقعی این نباشه که کودک درونمون رو خاموش کنیم... شاید این باشه که دستش رو بگیریم و با خودمون بیاریمش تا امروزتا وسطِ این همه جدیت دنیای آدم بزرگا ، هنوزم از بارون لذت ببریم، از یه موسیقی قدیمی دلمون شاد بشه با همون دلِ ساده.همون شوق و شور کودکانهبگیم: اجازه!میشود یکبار دیگر باز برگردم... به آن کوچه، به آن خانه، به آن دنیای دیرین و به آن احساس شیرین و به آن خوشبخت بودنها... به آن درس و کلاس و نیمکتهایی که چوبی بود و سرشار از صفا و لطف و خوبی بود... به دنیایی که عطرِ زندگی میداد، کنار همکلاسیهای بازیگوش و شیطانی که شاد و خندهرو بودند، که شوخ و بذلهگو بودند، که غرقِ های و هو بودند... اجازه!میشود آیا بیایم باز بر تختهسیاهِ شب به خطِ نور بنویسم؟ به غیر از زنگِ بیداری.به شوقِ صبحی از اندوه و غم عاری... که گاریچی بخواند: آی برخیزید... شب رفتهست... نورِ تازه، شورِ تازه آوردم... دوباره دلخوشی و شوقِ بیاندازه آوردم... اجازه! میشود... یکبار دیگر... بار دیگر... بار دیگر... باز برگردم... اجازه! سختدلتنگمبرای فارغ از اندوهِ دنیازنــــــــــدگی کردن.#پلاتو #متن_آغاز #محاوره_فاخر #کودکی #اجتماعیشاعر: شــــــــهراد میـــــــدریپلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ
یه وقتایی اگه کسی زمین خورد...قبل از اینکه بگیم:«دیدی گفتم؟»کافیه دستش رو بگیریم.به گمون من...و خیلیاتون که با من موافقید...اگه قرار باشه یه جامعهی بهتر داشته باشیم،لازم نیست همهمون کارای خیلی بزرگی انجام بدیم.واقعش اینه که...جامعه...آینهی تمامنمای رفتار ماست.یه وقتایی حالِ دوستمون خوب نیست...همسرمون خوب نیست...همسایهمون خوب نیست...کافیه بیشتر بفهمیم...و کمتر قضاوت کنیم.و اگه نمیتونیم مشکل رو حل کنیم...حداقل خودمون...به اون مشکل اضافه نشیم!یادمون نره...دنیا به آدمای عجیب و غریب احتیاج نداره؛به آدمای معمولیای احتیاج دارهکه هنوز بلدنددلِ کسی رو بیدلیل نشکنند...و اگه مرهم نیستن...نمک روی زخم هم نباشن.اینها شاید خیلی ساده به نظر برسه...اما باور کنید،زندگی آدمابیشتر از اتفاقهای بزرگ...با همین رفتارهای کوچیک تغییر میکنه.و رفتارهای کوچیک ما هستند که در نهایت معادله ایجاد میکنند.اصلاً من اگه بخوام امشب یه آرزو کنم...آرزو میکنمهر کدوم از ما،وقتی از اینجا رفتیم...حداقل برای یه نفر...دنیا جای بهتری شده باشه.[مکث]خب...از اتاق فرمان اشاره میکننکه دیگه وقت نداریم و زمان با اتمام رسیده.[خنده😂]خلاصه که:سخن بسیار است اما رخصت گفتار نیست.میسپارمتونبه آغوش پروردگارِ بیهمتا...و خدا یار و نگهدارتون.🫡#اختتام #پلاتوی_پایانی #محاوره_فاخر پلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ
🎙️ تمام ایدههایی که برای «پلاتو» به ذهنم میرسه، با عشق و کاملاً رایگان با شما به اشتراک میذارم.برای اینکه هیچ مجریای پشت تریبون، دستش خالی نباشه.بتونید از زاویههای مختلف به موضوع نگاه کنید،فضا بسازید،احساس ایجاد کنیدو مخاطب رو با خودتون همراه کنید.پلاتو فقط چند جملهی زیبا نیست؛پلاتو یه ابزار برای بهتر راهبری کردن صحنهی اجراس.پشت هر پلاتو، زمان، فکر و تجربهس...و من همهشون رو با عشق تقدیم شما میکنم.مرتضـےحڪیمیان 🎙️
حافظ به تمسخر به دلم گفت فلانی"دیریست که دلدار پیامی نفرستاد"اما شاید رازِ عاشقی در این باشه...اینکه ارزشِ آدما رو با تعدادِ پیامها، دیدارها یا فاصلهها نباید سنجید.بعضیا...اونقدر در دلِ انسان ریشه میدوونن...که ندیدنشون باز ، نشونی از بودنشونه.و چه زیباست اگه آدمیزاد ، اونقدر وسعتِ دل پیدا کنه که حتا در فراق یارش بتونه بگه:«بیمرزتر از عشقم و بیخانهتر از باد...ای فاتحِ بیلشکرِ من...خانهات آباد...»ارادتمندِ نگاهتون...🫡#اختتام #پلاتوی_پایانی #محاوره_فاخر پلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ
حمایتاتون قوی باشه
تو سرودِ ابر و باران و طراوتِ بهاران...تو بمــــــــــان...که جمله هستی به صفای تو بماند...بسمالله الرحمن الرحیم...ســــــــــلام...شبتون قشنگ...اجازه بدین... قبل از هر حرفی... قبل از هر حدیثی... و پیش از اونکه امشب، به مرغـــــــزار سخن بریم و ضیافتِ کــــــلام رو آغاز کنیم...چشم در چشمِ شما... و دل در گروِ مهربونیِ شما...یه بار دیگه... خدای مهربون رو شکر کنیم...شکرِ خدایی که خواست... تا این چراغ روشن بمونه... و از قاب شبکهی اول سیما، مهمونِ خونههای گرمِ شما باشیم و فرصتِ دیدن و شنیدنِ دوباره فراهم بشه... پس به حرمتِ همین مهــــــر...به احترامِ همین همـــــــراهی...در پیشگاه شما سرتعظیم فــــــــرود میآریم...و اما... امشب...امشب میخوایماز یه واژه بگیم .«تولــــــــــد»...تولدی کهقبل از اینکه توی تقویم و گاهشمار عمرمون ثبت و ضبط بشه، باید...توی دل آدم اتفاق بیفته که عجیبترین... و شاید خاصترین اتفاقِ تقویمِ زندگی هر شخصی، همینه... روزی که همه میگن:« تولدت مبارک...»اما کمتر کسی میپرسه... مبارک از چه معنا؟؟؟مبارک از ریشهی بَ رَ کَ میاد یعنی خیر موندگاراما دقیقن چی باید برکت داشته باشه؟آیا این تبریک واسه اضافه شدنِ یه عدد به عدد قبلیه؟یعنی برای اینکه یه انسان، یک سالِ دیگه، از پیچوخمِ زندگی گذشتهس...اگه از من بپرسین...میگم : تولد، جشنِ یکسال بزرگتر شدن نیست؛جشنِ دوام اوردنه...جشنِ روزهاییه که میشد کم بیاری... اما نیاوردی...جشنِ شبهاییه که دلت شکست... اما بازم خودت، تکههای دلت رو کنار هم چیدی...جشنِ صبحهاییه که با هزار فکر... بلند شدی... لبخند زدی... و آروم به خودت گفتی:«ادامه میدم...»خلاصه کهبیایم به احترامِ تمامِ راههایی که رفتیم...برای همهی نبردهایی که هیچ تماشاگری نداشت...واسه همهی اشکایی که بیصدا، روی گونههامون نشست...و...هر روزی رو که با امید شروع کردیم...به خودمون بگیممبــــــــــارک باشه...😉#پلاتو #متن_آغاز #محاوره_فاخر #تولد #اجتماعی پلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ
بچهها میدونین واسه نوشتن یه پلاتو چقققققدر باید آسمون ریسمون رو بهم ببافم و چقدر واژه بچینم تا بشه یه پلاتو دلچسب.بیخود نیست اولین و تنهاترین مرجع تخصصی پلاتو در ایران هستیم. واقعن با این لایکاتون اصلن به زحمتش نمیارزه.روزانه فقط چندین نفر به من پیام میدن درخواست پلاتو دارن اونوقت خروجی کار میشه ۴ تا لایک
هنوزم میشه عاشق شد و از ستاره مایوس نشدهنوزم میشهقربانیِ این وحشتِ منحوس نشد...هنوزم میشهباز سنگری از تــــــــــرانه ساخت...هنوزم میشهتسلیمِ شب واسیرِ کابوس...نشــــــــــد...بسمالله الرحمن الرحیم...ســــــــــلام... شبتون قشنگ...از پخش شبکهی اول سیما در خدمتتون هستیم امیدوارم که حالِ دلتون خوبِ خوب...و سهمِ امشبتون از آرامش، بیشتر از شب و روزای پیش باشه...اگه اجازه بدید...امشب چند دقیقهای، مهمونِ دلِ هم باشیم...نه برای نصیحت...نه برای شعار...فقط برای یادآوریِ یه اتفاق که گاهی دچارش میشیم و یه حقیقت...که شاید همهمون،یه جاهایی از زندگی،فراموشش میکنیم.میدونید...زندگی...عجیب و غریب بلده آدم رو امتحان کنه...یه روز،همهچی سرِ جاشه...و یه روز دیگه،انگار زمین و زمان،دست به دست هم میدنکه بهت بگن:«بسه دیگه...هر چی تلاش کردی، کردی...دیگه نمیشه...ولش کن...رهاش کن...مگه قراره چی عوض بشه...؟»آره...شاید این صدا،برای خیلی از ماها آشنا باشه...اما...عجیبی قضیه دقیقاً از همین لحظهها شروع میشه...از همون جایی که یکی تصمیم میگیره...با وجود همهی سختیها و دشواریها...خودش رو نبازه و ادامه بده....و اما...چند روز دیگه... بیستم مرداد... سالروز تولدِ هنرمندیه که صداش هنوز توی خاطرهی خیلی از ما زندهس...خوانندهای که شاید عمرش کوتاه بود... اما امیدی که به دلِ آدما داد، حالا حالاها بلند ِ ...میگن وقتی خدابیامرز مرتضی پاشایی فهمید که... سرطان داره...میتونست همهچی رو متوقف کنه...میتونست فقط به درد فکر کنه...به باقیماندهی عمرش...و به ترسِ فردا...به این سؤال که...«آخرش که چی اینهمه تلاش؟...»اما...اون یه انتخابِ دیگه کرد.با وجود همهی سختیها...از کاری که عاشقش بود،دل نکند...باز هم خوند...باز هم ترانه ساخت...باز هم اجرا کرد...و... ادامه داد...باز هم به آدما امید داد.انگار خوب میدونست...گاهی،قدِ زندگی،به تعدادِ نفسهاش نیست...به اندازهی امیدیهکه توی دلِ آدما زنده میکنی.به تلاش و پشتکار و جدیتیه که روزگار ازت میبینه.و شاید جسمش،با بیماری میجنگید...اما... روحش...هنوز داشت آواز میخوند...و همین...بزرگترین درسیهکه میشه از زندگیِ مرتضی پاشایی گرفت.اینکه آدم...حتی وقتیاز تلخیِ تقدیر باخبره...باز هم بتونه...دلیلِ لبخندِ دیگران باشه.دلیل دلخوشی دیگران باشه.و شاید دل خودش هم میخواست بجای انفعال و گوشهگیری بهترین خودش باشه.تفاوتِ آدما،همینجاهاست دیگه...بعضیامون...تا که روی دیوارهای زندگیمونیه تَرَکی میافته...فک میکنیمقصه دیگه تموم شدهس...اما یه نفر دیگه...همون ترکها...براش راهی میشن تا نور ازش عبور کنه.و شاید...تمامِ ماجرا...همین یه کلمه باشه...«هنوزم میشه عاشق شد تو باشی کار سختی نیست»آره منظورم از" تو " خود خداستهنوزم میشه ایستاد...ایستادگی کردهنوزم میشهنگذاشت روزگار،هرزهگردی رو یاد بگیره...هنوزم میشهنگذاشت ثانیهها،توی بطالت و بیحاصلیشون تلف بشن...خدایش بیامرزاد روحِ بلندِ مرتضی پاشایی شاد...و برای همهی اونایی که با سختی میجنگن...آرزوی بهترینها رو دارم.از شما هم میخوام...امید رو از زندگیتون دریغ نکنید.بریم یه برنامه ببینیم...برمیگردیم.🫡#پلاتو #متن_آغاز #محاوره_فاخر #هنر #اجتماعی #مرتضی_پاشایی #پلاتوی_شخصیت_محور #گرامیداشتپلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ
هشتکها رو دنبال کنید
نگو حرف از خداحافظ...که دل... باور... نخواهد کرد...خب...برنامهی امشبمون هم...به پایان خودش رسید...اما آنچه از این شب...در یادها و خاطرها خواهد ماند...عِطرِ حضورِ و خاطرهی لبخند شماست...و البته امیدِ دوباره دیدنتون.پس... تا وقتی دیگر...و فرصتی دوباره...میسپارمتون به عاشق بیهمتاو... خدانگهدارپلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان#اختتام #پلاتوی_پایانی🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ
از هیاهوی دهشتناک این دنیا،پناهی جز ترانه نیست...اگر این روزهادل و دِماغی برای نوشتن پلاتو ندارم،منو ببخشید؛گاهی ، آدمی فقط به سکوتو چند ترانه نیاز داره...
اگر این مطلب براتون مفید بود، با یه واکنش ازش حمایت کنید.
این دیگه واقعاً عجیبه...اداره برق نهتنها برق رو قطع میکنه، بلکه از مردم هزینه هم میگیره تا بگه دقیقاً چه ساعتی قراره برقشون قطع بشه!😳بنظرم بد نیست یه مقایسه هم بکنیم... در ژاپن، سامانههای هشدار سریع، چند ثانیه تا گاهی چند ده ثانیه پیش از رسیدن امواج مخرب زلزله، به مردم هشدار میدن؛ آن هم بدون اینکه کسی بابت دریافت این هشدار هزینهای پرداخت کنه.حالا ما... نه با زلزله طرفیم، نه با یک حادثهی غیرقابل پیشبینی! فقط قرار است خودشان برق را قطع کنند... اما برای اینکه زمان همین خاموشیِ برنامهریزیشده را به مردم بگویند، هزینه هم دریافت میشود!تا دیروز پول برق میدادیم که روشنایی داشته باشیم؛ امروز پول میدیم که فقط بدونیم چه ساعتی قراره خاموشی از راه برسه!آخرش هم آدم میمونه... داریم هزینهی برق رو میدیم، یا حق اشتراکِ اطلاع از بیبرقی رو؟!#طنز_اما_واقعی #طنز_تلخ #قطعی_برق
۵/۵/۵ هم تموم شد، دیدین هیچ فرقی با روزهای دیگه نداشت؟روز خوب رو باید خودت بسازی نه تقویم رُندامید که ما ایرانیها هم بتونیم واسه خودمون و کشورمون روزهای خوب بسازیم.
اگه امروز... دلی رو شاد کردید... لبخندی هدیه دادید... یا قدمی برای رؤیاهاتون برداشتید... بدونید... بهترین امضای ممکن رو... پای این تاریخِ خاص زدید.امروز... ۵/۵/۵... روزیه برای ثبتِ یک خاطرهی خوب... که سالها بعد... با لبخند... از اون یاد کنیم.
وارد ۵/۵/۵ شدیم…
ای دل که بی گدار به آب ها نمیزدی بی قایقت ، میانه ی دریاچه میکنی ؟
همچنان لایک❤️ا در شان کانال و مخاطبان فرهیختهش نیست‹(😐)› <) )> /\
🌹🍃🌿🌸🍃🌾 🍃🌺🍂 🍂🌿 🌾 به نام خدایی که همین نزدیکیست سلام بر فرهیختگان گرامی این کانال به منظور گردآوری اشعار و متونی که برای مناسبت های مختلف برای اجرا ممکن است به کار بیاید برای شما دوست گرامی ایجاد گردیده است . امیدواریم بتوانیم هر روز محتوای ارزشمندی را در…ابتدای کانال ۲۰۱۹
چقدر این مرد بزرگ رو دوست دارم روحت شاد❤️
بسم الله الرحمن الرحیمســــــــــلام...شبتون قشنگ...... اجازه بدید که ما هم، چشم در چشم شما، صدا در گوش شما، یک بار دیگه شاکر باشیم خداوند رو که توفیق، رفیقِ راه شد تا از طریق شبکهی اول سیما، با شما مخاطبینِ باوفا، همراه و همدل، دوباره کلام نو بکنیم.خدا رو خیلی شاکرم...خوشحالم که هستید...و شاکرم که هستید...خرسندم که باز خدا این توفیق رو داد که هم شما سلامت باشید، هم ما در قید حیات باشیم، با شما صحبت بکنیم، این برنامه هم روی آنتن باشه، رأس ساعت هم شروع بشه، تأخیر نداشته باشه و شما هم که وقت ارزشمندتون رو به ما اختصاص میدید...میدونم خیلیاتون مشتریهای پروپاقرصِ «شـــــبِ ایرونی» هستید...خوشحالم که در این آسیمهسریِ فضای رسانهایِ جهان و تنوعِ بیحد و حسابِ شبکههای اجتماعی که از طریق تلفن همراه در دسترستون هست، اگر دستتون به انتخاب رفته، انتخابتون «شبِ ایرونی» بوده... و این، برای ما یعنی مسئولیتِ بیشتر.و اما...شنبهای که پشت سر گذاشتیم، یادآور زادروزِ ارزشمندِ مردی والامقام توی دنیای فرهنگ و هنر بود...مردی که برای بسیاری از ما، فقط یک منتقدِ سینما نبود... بلکه معلمی بود که به ما آموخت چگونه ببینیم... چگونه بشنویم... و چگونه پیش از قضاوت، خوب اندیشه کنیم.از اون دست فرهیختگانی که دانش رو با فروتنی درآمیخت... پژوهش رو با چاشنی عشق همراه کرد... و سالها، بیهیاهو، چراغِ فهمِ هنر رو برای نسلهای گوناگون روشن نگه داشت.اهلِ شهرت نبود...اهلِ شعور بود...اعتبارش رو نه از تریبونها... که از صداقتِ کلام، وسعتِ مطالعه و نجابتِ رفتارش به دست آورد.هر جا سخن از فرهنگ، سینما و شناختِ هنر به میون میاومد... نامش همیشه، با احترام بر روی زبانها جاری میشد.استاد اکبـــــــر عالـــــمی... مردی که هر کس، با هر نگاهی، در عالم هنر و سینما، بیتردید اندیشه و نگاهش براش ارزشمند و راهگشا بوده.فرهیختهای که راستی، صداقت و تبیینِ نگاهش رو با زبانِ هنر زندگی کرد.اکبر عالمی... مردی بود که سالها چراغِ «هنر هفتم» رو روشن نگه داشت؛ تا به ما یاد بده پشتِ هر قاب، اندیشهای نهفته است و پشتِ هر فیلم، جهانی برای کشف کردن.اون تماشاگر رو از صندلیِ سالنِ سینما، به کلاسِ اندیشه برد و به ما یاد داد به جای عجله در قضاوت، به دنبالِ معنای یک قاب بگردیم.یادش گــــــــــرامی...خدایش بیــــــــامرزاد...و نامش... در حافظهی فرهنگ و هنر این سرزمین... نیــــــــــک و ماندگار.و باز هم دوستان عزیزم...دوستان گرانقدری که علاقهمندن مسیر هنری رو با اعتقاد طی بکنن، از خط بیرون نزنن، فهمی از جهانی که در اون زندگی میکنن داشته باشن، هم تکنولوژی رو دریافت و درک کنن و هم راستقامت و راسخ بر حقانیتِ عقاید خودشون بایستن...بهتون سفارش میکنم آثار، گفتوگوها و مقالاتِ استاد اکبر عالمی رو بخونید و ببینید؛ تا با زبان امروز، نگاه دیروزِ او را بشناسید و خودتون تولیدکننده و منتشرکنندهی همون مبانیای باشید که استاد اکبر عالمی یک عمر برای تبیینش تلاش کرد.از ۱۳ تیرماه که به همدستی شما به ۱۴ تیرماه رسیدیم، دلم نیومد که در پیشانیِ برنامه، از ذکر نام این معلمِ فرهیختهی فرهنگ و هنر بگذرم؛ نادیده بگیرم و بگم دوستان در برنامههای دیگه گفتند.به گمونم بعضی نامها رو باید بارها تکرار کرد؛ نه از سرِ عادت، بلکه از سرِ احترام.چون بعضی آدما فیلم نمیسازن... فیلمبین میسازن؛ و اکبر عالمی، از همین جنس آدمها بود.به نظرم هممون، توی هر کیوسک و پیشخوانی که برای عرضهی کالا و جنس، حالا شما بگین کالای فرهنگی، که داریم، باید این حرفه و این نگاه رو، هر بار با زبونی تازه، از زبان گویندهها و نویسندههای مختلف، به گوش مخاطب برسونیم.به گمونم...اونچه یه انسان رو موندگار میکنه...تعدادِ سالهایی نیست که زندگی کرده...ردِّ نگاهیه... که توی ذهنِ آدما به جا گذاشته.اکبر عالمی... از همین جنس آدمها بود.زادروزش گرامی...یادش ماندگار...و راهش... روشن.#پلاتو #متن_آغاز #محاوره_فاخر #هنر #اجتماعی #اکبر_عالمی #پلاتوی_شخصیت_محور #گرامیداشتپلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ
دوستان عزیز...یه پلاتوی شخصیتمحور نوشتم که الان براتون به اشتراک میذارم.( لایکا فراموش نشه😉)شاید براتون سؤال باشه که یاد گرفتنِ این نوع پلاتو چه کمکی به یه مجری میکنه؟واقعیت اینه که در موقعیتهای مختلف، و زیادی ممکنه از یه مجری بخوان دربارهی یک شخصیت فرهنگی، هنری، ورزشی، علمی، مذهبی یا یکی از مفاخر و اسطورههای کشور، چند دقیقهای صحبت کنه.اونجاست که دیگه صرفِ گفتنِ چند جملهی کلیشهای کافی نیست؛ باید بلد باشیم چطور با عزت و احترام، شناخت و روایت درست، شخصیتِ اون فرد رو به مخاطب معرفی کنیم و ازش یک پلاتوی تأثیرگذار بسازیم.امیدوارم این نمونه👇، مسیر و همچنین اهمیت نوشتن پلاتوهای شخصیتمحور رو براتون روشنتر کنه."متن مجری جایی که شما میدرخشید"🌟
❤️
من آن نیــــــَم که حـــــــلال از حرام نشناسمشراب با تو حــلال است و آب بی تو، حـــرامبسمالله الرحمن الرحیم...سلام...شبتون قشنگ...خیلی خوشحالم که امشب هم...در خدمتِ شما، بینندگانِ عزیزِ شبکهی یک سیما هستم.امیدوارم...هر جا که هستید...دلتون آروم...و لبتون پُرخنده باشه.امشب...میخوام با یه قصهی کوتاه شروع کنم...یه آقایی هر شب جمعه میرفت بهشتزهرا...مینشست کنار یه قبر...و زارزار گریه میکرد...هی میگفت:«چرا رفتی... چرا منو بدبخت کردی...»یکی رفت جلو زد رو شونهش و پرسید:«ببخشید آقا... پدرتونه؟»گفت: «نه.»گفت: «برادرتونه؟»گفت: «نه.»گفت: «پس... ایشون کیه که اینقدر دلتون براش تنگ شده؟»گفت: «شوهرِ اولِ زنمه!»[مکث... لبخند مجری...]حالا جدای از این شوخی و طنز کلامی...گاهی...شوخیها...از دل واقعیتهای تلخ میان...واقعیتی که خیلی از ما...دیر میفهمیمش.به نظرتون آدما...بیشتر دنبالِ محبت میگردن...یا عاشقِ آرامشی میشن...که کنارِ یک نفر تجربه میکنن؟فکر کنم جوابش خیلی روشنه...همهی ما توی زندگی...یه جایی دنبال یه نفر میگردیم که کنارِ اون...لازم نباشه همیشه قوی باشیم.لازم نباشه از اشتباه کردن بترسیم.لازم نباشه همیشه حواسمون جمع باشه.گاهی اگه کسی رو دوست داریم...نباید فقط به این فکر کنیم که...چقدر دوستش داریم...باید از خودمون بپرسیم...آیا طرفِ مقابلمون...کنارِ ما...آرومتره؟کنارِ ما دلش قرصه؟همون آدمی که...وقتی توی ترافیک موندی...بگه:« میخوای بیام دنبالت.»وقتی اتفاقی واسه ماشینت افتاد... بگه:ماشین فدای سرت«خودت خوبی؟»و وقتی مشکلی پیش اومد...بگه:«بیا...با هم حلش کنیم.»اینها... فقط چند جملهی ساده نیستن...پشتِ همهشون...یه حسِ بزرگ ، یک حقیقت خوابیده...امنیت خاطر...رابطهی سالم...یعنی وقتی اشتباه کردی...وقتی ترسیدی...یا از فشارِ زندگی به هم ریختی...بدونِ غر شنیدن...بدونِ تحقیر...بدونِ سرزنش.....با آرامش روبهرو بشی.اونجاست...که کمکم...روانت...احساسِ امنیت میکنه.و برای همینه...کنارِ بعضی آدما...هر روز میتونی شکوفاتر بشی...و کنارِ بعضیهای دیگه...آرومآروم...فرسوده.پس...اگر کسی رو دوست داریم...لازمه که از خودمون بپرسیم:«کنارِ من...آرامش داره؟دلش قرصه؟میتونه خودش باشه؟»چون...گاهی...بزرگترین شکلِ دوست داشتن...این نیست که فقط بگی:«دوستت دارم...»گاهی دوست داشتن یعنی...پناهِ امنِ دلِ یک نفر باشی.و شاید...همهی این حرفها رو فقط ...بتونیم...با این چند مصرعِ زیبای...شهراد میدری...به پایان برسونیم که :الماسِ تراشِ واژگانم...هستیآرامشِ نابِ دل...و جانم...هستینه!گفتنِ «دوستت دارم»...کافی نیست...عشقی و...فراتر از جهانم...هستی.#پلاتو #متن_آغاز #محاوره_فاخر #طنز #اجتماعی #خانوادهپلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ
پلاتو نوشتم براتون باقلوااگه لایک کردنش اینقدر برات سخته پیشنهاد میکنم منو با فالورهای عزیز و قدرشناسم تنها بزار👇
پلاتوی بعدی شاید در مورد فقر باشهپلاتوها رو لایک❤️ کنید عزیزان
مجری همیشه باید امید رو به جامعه تزریق کنه
سعی کردم سلیقهی همهی مجریان رو در پلاتوها در نظر بگیرم. شما خودتون باید ببینید با کدوم لحن سازگارترید. 🎭✨
به نام خداوندِ بخشندهی بخشایشگر...ســــــــــلام ...سلام بر دلهایی که هنوز...در هیاهوی این روزگار...حرمتِ مهر را از یاد نبردهاند.سلام بر دلهایی که همیشه...پناهِ خستگیِ دیگران بودند...اما وقتی نوبتِ غربتِ خودشان رسید...جز سکوت...همصحبتی نداشتند.سلام بر لبخندهایی که از دور...رنگِ آرامش دارند...اما از نزدیک...روایتِ دلتنگیاند.سلام بر آدمهایی که...رنج را...پشتِ یک «خوبم» پنهان میکنند...تا مبادا...غرورشان...پیش از اشکهایشان فرو بریزد.سلام بر آنهایی که...با همهی زخمهایشان...هنوز امید را...از سرزمینِ دل تبعید نکردهاند.راستی...شاید تقدیر...سهمِ همهی ما را از وصال...به یک اندازه ننوشته باشد...اما هنوز...میشود پناهِ هم بود...میشود چراغِ اعتماد را...در شبهای تردید روشن نگه داشت.گاهی...با یک احوالپرسی...گاهی با یک همدلی...و گاهی...با همین یک جمله...«کنارت هستم...»امشب...سلام ما را برسانید...به هر کسی که...بیهیاهو...مرهمِ رنجِ دیگری شد.و سلام...بر هر دلی...که زیرِ سقفِ این آسمانِ پرغبار...هنوز آیینِ وفا...و حرمتِ عاشقی را...از یاد نبرده است.چه نیک سروده است شاعر:چو از این کویــــــرِ وحشت به سلامتــــــی گذشتی...به شــــــــــکوفهها...به باران...برســــــــــان ســــــــــلام ما را...#پلاتو #متن_آغاز #متن_کلاسیکپلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ