خدا یعنی صـــــدای نور در اوجخدا یعنی حقیقت موج در موجبه نام خدای مهربانیکی رفت قصابی گفت آقا گوشت…
انتشار: 2026/07/01 19:40 UTC
خدا یعنی صـــــدای نور در اوجخدا یعنی حقیقت موج در موجبه نام خدای مهربانیکی رفت قصابی گفت آقا گوشت کیلو چند ؟قصاب گفت : کیلویی ۱۸۰۰گفت : آخه قصابی روبروئی تون میده ۱۵۰۰قصاب گفت: خب چرا از اون نگرفتیگفت: چون تموم کرده بود.قصاب گفت: منم اگه تموم میکردم ۱۵۰۰ میدادم.زندگی هم همین است.خیلی فرق داره وقتیکه توی یه موقعیت هستی با وقتیکه داری توی اون موقعیت نظر میدی!ما معمولاً نتیجه رو میبینیم...اما رنجِ سفر رو نه.ظاهرِ قضیه رو میبینیم...اما هزار فکری را که قبل از اون گذشته، نه.برای همین...میگن:فقط وقتی حق داری در مورد راه رفتن یه نفر نظر بدی که قبلش چند قدم با کفشاش راه رفته باشی.و شاید...بهترین جملهای که باید از دایره واژگانمان حذف کنیم این باشه:«اگه من جاش بودم...»نه ، تو جای کسی نیستی.اگرم بودی خیلی احتمال داشت همون کارو میکردیتو چه میدونی اون شخص چه دغدغههایی داره ، چه ترسهایی داره ، چه فشارهایی رو داره تحمل میکنه،شایدم این تنها انتخاب و راه حل پیش پای اون شخص بوده.بزرگی در جهان اینگونه گفته که : هر وقت کسی رو قضاوت کردی سرنوشت اونقدر دنبالت میکنه تا بالاخره توی یه کوچه بن بست با همون شرایط گیرت بیاره و ببینه حالا واکنش خودت چیه.شاید خدا...گاهی ما رو از همون راهی عبور میدهکه روزی رهگذراشو قضاوت میکردیم...نه برای تنبیه،بلکه برایفهم درست.چون بعضی درسها روفقط باید زندگی کرد.یه فاصله میگیریم ، برمیگردیم( لبخند مجری)#اجتماعی #فرهنگی #متن_آغاز #پلاتو"بازآفرینیپلاتو"✍ : مرتضـےحڪیمیان🔸ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ
