«یا اونچه از رقیب، توهّم میپنداشتیم نقش بر آب میشود؛ یا توهّماتِ ما از توهّمِ او.»«این جمله یک پا…
انتشار: 2026/08/18 12:49 UTCدریافت: 2026/08/21 00:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 00:35 UTC
«یا اونچه از رقیب، توهّم میپنداشتیم نقش بر آب میشود؛ یا توهّماتِ ما از توهّمِ او.»«این جمله یک پارادوکس فلسفیِ ظریفه؛ جایی که معلوم نیست توهّم، تصویر ما از رقیبه یا اینکه افکار ما توهم بوده »
پستهای تلگرام — متن مجری|فن بیان|دکلمه|بداهه گویی| پادکست|مجری گری
نمیدونم شما چقدر به این جمله اعتقاد دارین...ویکتور هوگو توی کتاب «بینوایان» جملهی قشنگی داره؛ میگه:«آدما دوستاشون رو از دست نمیدن؛بلکه دشمنای مخفیشون رو پیدا میکنن دوستای واقعی هیچ وقت نمیرن»گاهی یه دلخوری کوچیک،یه اختلافنظر،یه اتفاق کاملاً ساده،یا حتی یه روز سخت...کافیه تا بعضی آدما،خودِ واقعیشون رو نشون بدن.اونجاست که میفهمی بعضیا فقط تا وقتی باهاشون همعقیدهای، دوستت دارن؛تا وقتی منافعشون اقتضا میکنه، کنارتن؛و تا وقتی شرایط خوبه، رفیقتن.اما...دوست واقعی فرق داره.ممکنه ازت ناراحت بشه،ممکنه باهات اختلافنظر پیدا کنه،حتی ممکنه یه مدت کوتاه ازت فاصله بگیره...اما دشمن نمیشه.شاید حتی اون زودتر دلش برات تنگ بشه؛شاید یه روز دوباره برگرده،بشینه کنارتو بیاینکه گذشته رو به رُخت بکشه،دوباره مهر و محبتش رو از سر بگیره.ادامهی این حرفا رو با این شعر زیبا به اتمام میرسونم که میگه:«ببخش ای گل،اگر نازکتر از گل با تو گفتم گاه،اگر آزردمت با جملهای کوتاه،مکدر شد اگر خاطرِ آیینهات از آه...برایت آرزو دارمشکوفایی و زیبایی و لبخندی تماشایی؛برایت آرزو دارمکه در قاب هزاران آیینه،دلدادهترین پروانه،سهمِ هستیات باشد.ببخش ای گل،اگر در باغِ رویایم،اگر در پرنیانِ زرنشانِ پولکآرایم،تو را هرگز نگنجاندم؛اگر هرگز نشد با خود کنار آیم...برایت آرزو دارمهمیشه شادمانی را،هوای نغمهخوانی را،بهارِ جاودانی را...جهانت غرقِ شعر و شور و زیبایی،به زیرِ طاقِ رنگینِزبرجدِ اهورایی.»اهورای ایران زمین نگهدارتون...و به امید دیدار. 😊#متن_های_پر_کننده #دوست #پلاتو #اجتماعیپلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ" متن مجری" اولین مرجع تخصصی پلاتوهای استودیو و استیج در ایران
بهنظرم ما یه وظیفهی ساده اما مهم هم داریم؛اینکه : حالِ همدیگه رو خوب کنیم.دنییییییاخودش به اندازهی کافی غم و غصه داره.دیگه لازم نیست ما هم با یه استوری،یه جمله،یا یه تصویر،به غصههاش اضافه کنیم.من خودم یه مدت داشتم غصه میخوردم...توش مو دراومد!دیگه نخوردم!خلاصه کهمو توی غصههاتون! 😄گاهی یادمون میره اون طرفِ این صفحه،یه آدم نشسته؛با یه عالمه فکر،و شاید فقط دنبال یه چیز سادهست که ببینه تا:یه لحظه حالش خوب بشه.پس اگه نمیتونیم حال کسی رو خوب کنیم،لااقل بدترش نکنیم.همین.#متن_های_پر_کننده #طنز #پلاتو #اجتماعیپلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ" متن مجری" اولین مرجع تخصصی پلاتوهای استودیو و استیج در ایران
نگاهت، سرریزِ عشق استو من شعر میبافم با نورکلامت، نغمهی ماندگارِ مهرحضورت، بهارِ نارنجِ شیرازصبح، از نامِ تو معنا میگیردو تو، سلامِ اولِ هر صبحِ منی.به نامِ مناسبترین واژههابه رسمِ مَحَبّتبه نامِ خداسلام به روی زیبای شما...همچنان ما رو از قابِ شبکهی اولِ سیما نظارهگر هستین؛و ما هم از اینکه هنوز این فرصت رو داریمکه مهمونِ طبعِ دیرپسندِ شما باشیم،خیلی خوشحال و خرسندیم...و ازین جهت به خودمونَم میبالیم. 😊گاهی فکر میکنم،برخلافِ چیزی که ممکنه تصور بشهزندگی خیلیم پیچیده نیست...میشه زندگی رو در یک صبحِ ساده خلاصه کرددر یک پنجره که باز میشه،در نوری که بیدعوتروی دیوار میافته،در صدای کسی که میگه:«صبح بخیر...»و همین...همین اتفاقهای کوچیک،که شاید خیلی به چشممون نیان،اما در دلِ آدمبرای خودشون یک دنیا جا دارن.ما معمولاً دنبالِ اتفاقهای بزرگیم؛دنبالِ روزی که قرار باشهیکباره همهچیز تغییر کنه...غافل از اینکهگاهی یه «سلام»یا یه جملهی حمایتیمیتونه آغازگرِ یک اتفاقِ بزرگ باشه؛و حتی ، میتونهمسیرِ زندگیِ یه آدمو تغییر بده.یه «خداقوت»میتونه شونههای خستهای روکمی سبکتر کنه؛یا یه «خدا به همرات»میتونهتمامِ مسیرِ روز یه نفرروروشنتر کنه.اگه نخوایم با قطعیت سخن بگیم واقعش اینه که خوشبختیمیتونه همین چیزای سادهای باشهکه چون همیشه کنارمون هستن،دیگه حواسمون بهشون نیست.اما حالا که فرصت و مجالی هست، چه خوبه کمی بیشتر از همیشه حواسمون به آدمای دور و برمون باشه...به اونهایی که شاید واسه ادامه دادن به یک اتفاقِ عجیبوغریب احتیاج ندارن؛ به یک واژه احتیاج دارن، به یک نگاهِ امیدوار، به یک دعای خیر...ازشون دریغ نکنیم؛سخاوتمند باشیم در زباننوازیِ همنوعانمون.😊برای اینکه خدای نکرده این برداشت نشه که دارم نصیحتتون میکنم، فقط خواستم اینو خدمتتون عرض کنم که...صبحتون بخیر؛ دلتون روشن، لبتون خندون، و روزتون به زیباییِ همون واژههایی که قراره امروز با اونها زندگی کنیم.و...🌜مااااااااااه باشید!#متن_آغاز #شعر_آغاز #اجتماعی #محاوره_فاخر شعر و پلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ" متن مجری" اولین مرجع تخصصی پلاتوهای استودیو و استیج در ایران
🆔 @matnmojri من به آغوش تو محتاجترینم... برگرد بی تو در آتش عشق تو عجینم... برگرد آنچنان بی تب و تابم که مثالم این است: « بند ناف منی و مثل جنینم!... برگرد...» تو خروشندهترین نیلِ جهان در چشمت من به موسا زدگی در تو قرینم... برگرد دین من عشق و صراطم…تو خروشندهترین نیل جهان در چشمتمن به موسی زدگی در تو قرینم، برگرد
گلبوسه به گیسوی دماوند بزن دل را به هوای تازه پیوند بزن ای آمده از سلالهی صبح و سلام خورشیدتر از همیشه ، لبخند بزنبه نام خدا...سلام به روی زیبای شماصبح بخیر. ☀️در تقویمها،امروز،بیستوپنجم مردادِ هزار و چهارصد و پنجِ شمسیه...یک صبحِ تازه؛و شاید قشنگترین اتفاقِ زندگی،همین اتفاق سادهای باشه که هر روز تکرار میشه؛اینکه چشمهامون رو باز میکنیمو میبینیم...هنوز فرصت داریم.فرصت برای شروع دوباره،برای جبرانِ دیروز،برای ساختنِ امروز،و برای رسیدن به اتفاقهای خوبیکه هنوز نیفتادن.صبح یعنی یک فرصت تازه؛یعنی هنوز خیلی از اتفاقهای خوب،اصلاً اتفاق نیفتادن!ممکنه دیروز یه جاهایی کم آورده باشیم،ممکنه بعضی کارا نصفه مونده باشه،حتی ممکنه با خودمون گفته باشیم:«دیگه بیخیال!»ولی خب...صبح که میشه،انگار خدا یه دکمهی ریست میزنه. 😊پس امروز رو جدی بگیریم؛بدون عجله،بدون استرس...کافیه فقط با یه قدم کوچیک،روزِمون رو شروع کنیم.امیدوارم امروز،خبرهای خوب سراغتون بیان،آدمای خوب سر راهتون قرار بگیرن،و آخر شب،وقتی به امروز نگاه میکنید،با خودتون بگید:«خوب شد امروز رو از دست ندادم...واقعاً زندگیش کردم.» ☺️و حالا،یه بار دیگه...سلام!صبحتون بخیر،روزتون روشن،و دلتون گرم به اتفاقهای خوب. ☀️پلاتو ✍ : مرتضـےحڪیمیان🔹 ᴍ ᴀ ᴛ ɴ - ᴍ ᴏ ᴊ ʀ ɪ👍 ⚡️ˡᶦᵏᵉ ˢʰᵃʳᵉ
🎹 بعضی آهنگا رو که میشنوی، یه عالمه خاطره واست تازه میشه!«یاس کبود» واسع من حکم غروبای رباطکریم! رو داره 😂جدی میگم؛آخه پادگان آموزشی ما توی رباطکریم بودتصور کن؛یه عده جوون با لباس سربازی دارن تمرین رژه میکننبعد همهاز نظر جسمیداغون 😂از نظر روحیمهمین که آهنگ از بلندگو پخش میشد، دلتنگیامون دیگه به حد اعلا میرسید؛یکی یاد خونوادهش میافتاد، یکی یاد بر و بچههای محلو خلاصه همهمون هم یه گوشه ذهنمون داشتیم حساب میکردیم که بالاخره این خدمت کی تموم میشه! 😂واقعاً نمیدونم مسئول پخش موسیقی پادگان چه ذهنیتی داشت که برای یه مشت سربازِ دلتنگ این آهنگ رو پخش میکرد.انتخابی که بعد از سالها هنوزم یادم مونده! 😂حالا بعد از این همه سال،داداش حسین میادو «یاس کبود» رو با اون ذوق و ظرافت و تسلط مینوازه،طبیعتاً من فقط یه اجرای موسیقی رو نمیشنومیه تیکه از گذشتهم دوباره زنده میشه؛و این، به نظرم، یکی از جادوییترین اتفاقای موسیقیه که؛امواج صدا میتوننآدم روتوی زمانجابهجا کنن.چند تا نت ساده،گاهی کافیه تا آدمو ببره به جایی که سالهاست دیگه اونجا نیستداداش حسین،لذت بردم؛دمت گرم ❤️🎹