تنگه هرمز به محور اصلی راهبرد ایران در دوران پس از جنگ تبدیل شده است. از نگاه ایران، «کنترل» این تن…
انتشار: 2026/07/08 13:20 UTC
تنگه هرمز به محور اصلی راهبرد ایران در دوران پس از جنگ تبدیل شده است. از نگاه ایران، «کنترل» این تنگه در درجه نخست به معنای بستن آن نیست، بلکه به معنای هدایت تردد کشتیهای تجاری از مسیرهایی است که ایران تعیین میکند و در بلندمدت ایجاد سازوکاری که ایران و عمان اداره ناوبری و خدمات دریایی را بر عهده داشته باشند؛ سازوکاری که برای تهران اهرمهای پایدار اقتصادی و راهبردی ایجاد کند.مقامهای ایرانی این موضوع را ضروری میدانند، زیرا معتقدند وعدههای آمریکا درباره کاهش تحریمها نمیتواند آیندهای اقتصادی و پایدار را تضمین کند.تحریمها میتوانند دوباره توسط رئیسجمهور آمریکا یا دولت بعدی اعمال شوند، از سوی کنگره متوقف شوند یا تحت تأثیر فضای سیاسی گستردهتر بیاثر شوند.اما تنگه هرمز چنین نیست.این همان درس اصلی است که تهران معتقد است از سالها مذاکره با آمریکا آموخته است: امنیت پایدار نمیتواند بر پایه وعدهها استوار باشد، بلکه باید بر اهرمهای واقعی و ملموس تکیه کند.تنگه هرمز چیزی را در اختیار ایران قرار میدهد که کاهش تحریمها هرگز نمیتوانست فراهم کند: راهی برای گره زدن رونق اقتصادی خود ــ و هزینههای اعمال فشار بر ایران ــ به رونق اقتصادی کشورهای حوزه خلیج فارس و اقتصاد جهانی.سیاست بینالملل در نهایت بر پایه حسن نیت یا وعدههای غیرقابل اجرا اداره نمیشود، بلکه بر اساس اهرم فشار، مشوقها و توانایی دولتها برای اعمال قدرت، تحمیل هزینه و حفاظت از منافع خود شکل میگیرد. کشورها امنیت بلندمدت خود را بر تضمینهایی که توان اجرای آن را ندارند بنا نمیکنند.به همین دلیل است که این تفاهمنامه در حال فروپاشی است. عملاً هیچ اعتمادی میان دو طرف باقی نمانده است. پس از دههها بازگشت تحریمها، تعهدات نقضشده و اکنون دو جنگ مستقیم، تهران آینده خود را بر وعدههای آمریکا بنا نمیکند، بلکه بر اهرمهای ملموسی تکیه دارد که هیچ رئیسجمهور، دولت آینده یا کنگرهای نتواند بهسادگی آن را از ایران سلب کند.




