این همان منبع واقعی اهرم فشار ایران است. تأثیر کنونی بر تجارت دریایی تا حد زیادی جنبهای فرعی دارد.…
انتشار: 2026/07/09 07:17 UTC
این همان منبع واقعی اهرم فشار ایران است. تأثیر کنونی بر تجارت دریایی تا حد زیادی جنبهای فرعی دارد. حملات اخیر بر کشتیها متمرکز بوده، زیرا این اهداف ماهیتی غیرسرزمینی دارند؛ به این معنا که ایران میتواند بدون تشدید بیش از حد تنش، به طرفهای مقابل یادآوری کند که همچنان از این توانایی بنیادین برخوردار است.با توجه به واقعیتهای نظامی، اینکه ایران صرفاً بر سطحی عمدتاً نمادین از «کنترل اداری» بر تنگه اصرار دارد، در واقع برای مذاکرهکنندگان آمریکایی و کشورهای منطقه یک فرصت محسوب میشود. اگر نحوه پایان جنگ و میزان اهرم فشاری را که ایران همچنان حفظ کرده در نظر بگیریم، این خواسته نسبتاً محدود است. پس چرا ایران خواستههای بزرگتری مطرح نمیکند؟رهبران ایران از آسیبپذیریهای راهبردی خود آگاه هستند. آنها به دنبال راهی برای خروج از چرخه خشونتاند و میکوشند مسئله هژمونی پس از جنگ را به یک سازوکار نهادی و فنی تبدیل کنند؛ سازوکاری که در صورت تحقق، میتواند ماهیتی منطقهای پیدا کند. این رویکرد کشوری است که میداند در جنگ پیروز نشده، اما در عین حال میداند که اجازه نداده مهاجمانش نیز به پیروزی دست یابند.همانگونه که متن تفاهمنامه (MOU) نشان میدهد، رهبران ایران خواهان احیای جایگاه حاکمیت و امنیت ایران، از جمله از طریق ترتیبات منطقهای، هستند. از این منظر، موضوع کنترل تنگه هرمز به یک آزمون تبدیل شده است. اگر کشورهای منطقه یا دولتهای غربی حتی تحمل این را نداشته باشند که ایران ـ احتمالاً در هماهنگی با کشورهای حاشیه خلیج فارس ـ مبلغی نمادین از کشتیها دریافت کند، پس بهسختی میتوان باور کرد که مسیر واقعی و صادقانهای به سوی عادیسازی روابط وجود دارد. تاکنون، همه طرفها در این آزمون مردود شدهاند.در مورد ترتیبات نهادی که به شکستن چرخههای درگیری کمک میکنند، نمونههای تاریخی متعددی وجود دارد. در سال ۱۹۵۰، اعلامیه شومان پیشنهاد کرد که «کل تولید زغالسنگ و فولاد فرانسه و آلمان تحت یک مرجع عالی مشترک و در چارچوب سازمانی قرار گیرد که مشارکت سایر کشورهای اروپا نیز برای آن باز باشد.»اداره مشترک تنگه هرمز میتواند برای هشت کشور ساحلی خلیج فارس همان نقشی را ایفا کند که جامعه زغالسنگ و فولاد اروپا برای اروپای پس از جنگ داشت. این ایده فرصتی برای نهادینه کردن همکاری منطقهای بر سر یک مسیر حیاتی تجارت مشترک فراهم میکند؛ همکاریای که میتواند اعتمادسازی کرده و زمینهساز همکاریهای گستردهتر منطقهای شود.«کارمزد هرمز» بهایی اندک برای به دست آوردن فرصتی در مسیر صلح است.



