اگر این فرض، مبنای راهبرد کنونی آمریکا باشد، ناامیدی تقریباً اجتنابناپذیر است. ایران نه برای دستیا…
انتشار: 2026/07/24 17:45 UTC
اگر این فرض، مبنای راهبرد کنونی آمریکا باشد، ناامیدی تقریباً اجتنابناپذیر است. ایران نه برای دستیابی به توافق التماس خواهد کرد و نه داراییها و اهرمهای راهبردی اصلی خود را واگذار میکند. در عوض، پیامدهای محتمل، ادامه فشار صعودی بر قیمت جهانی نفت و افزایش سرخوردگی در واشنگتن خواهد بود؛ زیرا انتظارات با واقعیت برخورد میکنند.تلافیجویی بهتنهایی یک راهبرد نیست و اجرای یک کارزار بمباران بدون هدف سیاسی روشن، بعید است به نتیجه مطلوب منجر شود. اگر هدف این است که ایران در موقعیتی بهمراتب ضعیفتر به میز مذاکره بازگردد، این هدف بیش از پیش غیرواقعبینانه به نظر میرسد.سیاستگذاران باید با چشمانی باز به هزینههای این مسیر نگاه کنند. راهبردی که بر وادار کردن ایران به تسلیم استوار باشد، ممکن است هزینههای اقتصادی و راهبردی قابلتوجهی را بر آمریکا و متحدانش تحمیل کند، بیآنکه به اهداف سیاسی موردنظر دست یابد.ایران کشوری شکستناپذیر نیست. این کشور آسیبپذیریهای مهم نظامی، اقتصادی و اجتماعی دارد که میتوان از آنها بهره برد. اما یک واقعیت همچنان پابرجاست: مقابله با ایران به زمان، تعهد سیاسی پایدار، آمادگی برای تحمل تلفات، پرداخت هزینههای سنگین اقتصادی و بهکارگیری منابع عظیم نظامی نیاز دارد.تا زمانی که دولت آمریکا حاضر نباشد این هزینهها را بپردازد، ادامه کارزار کنونی، حتی اگر به موفقیتهای تاکتیکی منجر شود، بعید است ایران را به نقطه شکست راهبردی برساند. چهبسا ادامه یک جنگ فرسایشی، بدون منابع و اراده سیاسی لازم برای دستیابی به نتیجه قاطع، این باور را در تهران تقویت کند که میتواند صرفاً با دوام آوردن، واشنگتن را از میدان خارج کند.




