این پیمان بازتابدهنده چند واقعیت همزمان است. ریاض همچنان نسبت به کارزارهای نظامی تهاجمی و یکجانب…
انتشار: 2026/08/07 15:51 UTCدریافت: 2026/08/08 15:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 15:35 UTC
این پیمان بازتابدهنده چند واقعیت همزمان است. ریاض همچنان نسبت به کارزارهای نظامی تهاجمی و یکجانبه اسرائیل محتاط و نگران است؛ در عین حال، با ایرانی مواجه است که جنگ نشان داده همچنان توانایی وارد کردن هزینه به رقبای منطقهای و اعمال قدرت در سطح منطقه را دارد. حاصل این وضعیت، تضعیف بسیاری از فرضهایی است که پیشتر مبنای بازدارندگی کشورهای خلیج فارس را تشکیل میدادند.همزمان، به نظر میرسد ریاض به این نتیجه رسیده است که دیگر نمیتوان واشنگتن را بهعنوان ضامن اصلی امنیت عربستان سعودی و دیگر پادشاهیهای عرب خلیج فارس، همچون گذشته قابل اتکا دانست.عربستان سعودی به جای اتکای عمده به ایالات متحده، در حال تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود و جستوجوی یک معماری امنیتی درونمنطقهای است.از این منظر، این پیمان کمتر شبیه جایگزینی برای اتحاد با آمریکا و بیشتر شبیه یک بیمهنامه در برابر محدودیتهای اتکا به آمریکا است.با این حال، اهمیت واقعی این پیمان در این نیست که آیا ترکیه یا پاکستان در صورت حمله به عربستان واقعاً وارد جنگ با ایران خواهند شد یا نه. چنین احتمالی همچنان بسیار بعید است. نه آنکارا و نه اسلامآباد منافعی در ورود به یک جنگ مستقیم با تهران ندارند.اهمیت این پیمان در جای دیگری است: تلاش برای ایجاد نوعی بازدارندگی جمعی و در عین حال ارسال این پیام که منطقه به سمت ترتیبات امنیتیای حرکت میکند که وابستگی کمتری به نظم سنتیِ تحت رهبری آمریکا دارند.اینکه آیا این پیمان به یکی از پایههای نظم منطقهای در حال شکلگیری تبدیل خواهد شد یا نه، هنوز مشخص نیست. اما این پیمان نشانه دیگری است از اینکه پیامدهای ژئوپلیتیکی جنگ ایران بسیار فراتر از میدان نبرد گسترش یافته و در حال تغییر دادن معادلات امنیتی خاورمیانه است.



