نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، میگوید اسرائیل گسترش حضور نظامی ترکیه به سمت جنوب سوریه را تح…
انتشار: 2026/08/20 13:38 UTCدریافت: 2026/08/21 03:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 03:05 UTC
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 12 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — جهان ما ، ایران ما ( باقری مقدم )
سوال : آیا ( تهدید به مقابله با کشورهای دارای تجارت با ایران ) چین را هم شامل میشود؟ چون چین شریک اقتصادی اصلی ایران است.بسنت وزیر خزانه داری آمریکا : باز هم میگویم، بسیاری از گفتوگوها بهتر است بهصورت خصوصی انجام شوند، و ما اطمینان داریم که همه خواهان بازگشایی تنگه و کاهش دوباره قیمتهای انرژی هستند و این را هم در نظر داشته باشید که چینیها ۵۰ درصد، یعنی پنجاه درصد، انرژی مورد نیازشان را از خلیج فارس تأمین میکنند؛ بنابراین برای خودشان بسیار مفید خواهد بود که با این برنامه همراه شوند و در جهت اجرای آن همکاری کنند.======اصل کار چین است و آمریکا در برابر چین امکان و اقتداری ندارد
تصنیف «عقرب زلف کجت» از مشهورترین و ماندگارترین ساختههای علیاکبر شیداست؛ تصنیفی که با گذشت بیش از یک قرن، همچنان در حافظه موسیقایی ایرانیان زنده مانده است. در این تصنیف ، شیدا با تلفیق شعر عاشقانه، ملودی روان و بیانی تازه، به قالب تصنیف ایرانی جان و اعتبار بیشتری بخشید.علیاکبر شیدا، عارفِ شیدا، موسیقیدان بزرگ و از پیشگامان مسلم عصر جدید موسیقی ایرانی درست در سال صدور فرمان مشروطیت، در سن ۶۵ سالگی درگذشت. او تصنیف را از قالبی صرفاً عامهپسند به وسیلهای برای بیان عواطف عمیق عاشقانه، عرفانی و اجتماعی تبدیل کرد و در قالبی ماندگارتر به میان مردم بازگرداند. تصانیف چون «دوش دوش» (که آن مهلقا)، «امشب شب مهتابه» (امشب به بر من است آن مایهٔ ناز)، «بت چین» (ای مه من، ای بت چین، ای صنم)، «عشق تو» (عشق تو آتش جانا زد بر دل من)، «ناوک مژگان» (از نوک مژگان میزنی تیرم چند)، «کیه کیه در میزنه» (عقرب زلف کجت با قمر قرینه)، «دل شیدا» (از غم عشقت دل شیدا شکست)، «ماه غلام» (ماه غلام رخ زیبای توست) و «سرو خجل» (ای که به پیش قامتت، سرو چمان خجل شده) از جمله آثار اوست که در خاطره نسلهای متعدد ایرانیان نقش بسته است
مرا میبینی و هر دَم زیادَت میکنی دَردَمتو را میبینم و میلم زیادَت میشود هر دَمبه سامانم نمیپرسی، نمیدانم چه سر داریبه درمانم نمیکوشی، نمیدانی مگر دردم؟نه راه است این که بُگذاری مرا بر خاک و بُگریزیگُذاری آر و بازم پرس تا خاکِ رَهَت گردمندارم دستت از دامن، به جز در خاک و آن دَم هَمکه بر خاکم روان گَردی بگیرد دامنت گَردمفرو رفت از غمِ عشقت دَمَم دَم میدهی تا کی؟دَمار از من برآوردی نمیگویی برآوردمشبی دل را به تاریکی ز زلفت باز میجُستمرُخَت میدیدم و جامی هلالی باز میخوردمتو خوش میباش با حافظ، برو گو خصم جان میدهچو گرمی از تو میبینم، چه باک از خصمِ دَم سَردم
برتری مزیت پایدار بر مزیت نسبیدهه ها پس از جنگ جهانی دوم ، گمانه رایج و تقریباً خدشهناپذیر این بود که کشورها باید منطق تقسیم کار بینالمللی بر اساس مزیت نسبی هر یک را بپذیرند؛ گمانه ای که بهتدریج به منطق زیربنایی سازمان تجارت جهانی تبدیل شد و بهعنوان الگویی برای مدیریت توسعه اقتصاد جهان، پذیرش عام یافت.اما بهتدریج مقتضیات جدیدی در برابر این گمانه پدیدار شد :1⃣از یک سو، وابستگی متقابل کشورها، که زمانی موتور همکاری و رفاه تلقی میشد، به یک عامل و تهدید امنیتی تبدیل شد تا جاییکه در سطح نخست قدرتهای اقتصادی جهان ، ظهور قدرت صنعتی و اقتصادی چین این تهدید را برای آمریکا عینی و ملموس کرد و نشان داد که وابستگی اقتصادی میتواند به اهرمی برای قدرت سیاسی و ژئوپلیتیک تبدیل شود.2⃣از سوی دیگر، توسعه شتابان و خیرهکننده فناوری، ارزش اقتصادی بسیاری از کالاها و صنایعی را که مبنای مزیت نسبی کشورها بودند، در معرض دگرگونی سریع و بنیادی قرار داد. در چنین شرایطی، اتکای یک کشور به یک یا چند مزیت نسبی میتواند بهجای فرصت، به خطری حیاتی تبدیل شود؛ از باب نمونه ملموس همین اقتصاد نفتی برخی کشورها در برابر ظهور روزافزون انرژی های غیر فسیلی با خطری حیاتی مواجه اند ... پس آنچه امروز مزیت است، ممکن است فردا بهواسطه فناوری، تغییر تقاضا یا جایگزینی محصول، بخش مهمی از ارزش خود را از دست بدهد.اکنون حتی آمریکا، که خود از مهمترین واضعان، ناشران و مدافعان این منطق بود، به سوی ترجیح امنیت، تابآوری و مزیت پایدار بر صرفِ کارایی و مزیت نسبی حرکت می کند و امروز آشکارا از آسیبهای وارده به خود ناشی از واگذاری بخش بزرگی از ظرفیت تولید جهان به چین و تضعیف ظرفیت تولیدی خود سخن میگوید.از این منظر، شاید بتوان گفت الگوی اقتصاد جهانی در حال تغییر است: مزیت نسبی همچنان و تا حدودی یک پایه مهم اما دیگر قاطع و کافی تلقی نمی شود؛ آنچه اهمیت فزاینده یافته، مزیتی است که در برابر تحولات فناوری، شوکهای ژئوپلیتیک و تغییرات ساختاری اقتصاد جهانی دوام بیاورد.به بیان دیگر، پرسش دیگر فقط این نیست که «چه چیزی را امروز ارزانتر و کارآمدتر تولید میکنیم؟»؛ پرسش مهمتر این است که «چه ظرفیتی را باید حفظ کنیم تا فردا همچنان قدرت تولید، انتخاب و استقلال داشته باشیم؟


