▪️ جلیلی برای مقابله با «تحجر سیاسی» سکوتش را شکست |بخش اول ✍ مسعود براتی|روزنامه عصر ایرانیان 🔹سعی…
انتشار: 2026/07/15 09:35 UTC
▪️ جلیلی برای مقابله با «تحجر سیاسی» سکوتش را شکست |بخش اول ✍ مسعود براتی|روزنامه عصر ایرانیان 🔹سعید جلیلی بعد از یک دوره نسبتا طولانی (که از ۱۹ فروردین با پذیرش آتشبس شروع شد) سکوت خود را پایان داد. از بیان صریح «رای منفی» خود درباره تفاهمنامه پایان جنگ با آمریکا تا دفاع صریح از «مطالبهی انتقام مردم» و حمله به «تحجر سیاسی». 🔸او در زمانی در میان مردم حاضر شد و به سکوت خود پایان داد که هیچ کدام از متولیان دولتی و غیردولتی مذاکرات تمایلی به حضور و صحبت در جمع مردم را ندارند. دلیلش هم روشن است. در کمتر از چند هفته بعد از امضای تفاهمنامه توسط روسای جمهور ایران و آمریکا، بیفایده بودن و ناتوانی تفاهمنامه در تحقق منافع و حقوق مردم مثل روز روشن شده و آمریکا تمامی تعهدات خود را زیر پا گذاشته است. 🔹جلیلی در ایام بررسی تفاهمنامه گفته بود که: «اگر برجام چند سال طول کشید تا نتیجهاش برای مردم روشن شود، این تفاهمنامه چند هفته بیشتر زمان نخواهد برد.» 🔸جلیلی انتقام را حق مردم و وظیفه مسئولان میداند. او در هر دو سخنرانی خود به طور مفصل به موضوع انتقام پرداخت. اما نکته مهمی که جلیلی در پاسخ به شبهات ایجاد شده در پیگیری امر انتقام به آن اشاره کرد، پدیده «تحجر» بود، تحجری از جنس سیاسی. 🔹جریان تحجر سیاسی از نظر جلیلی یعنی جریانی که یک حرف «نخنما»، «چندین بار تجربه شده» و «همیشه شکستخورده» را در شرایط مختلف تکرار میکند. افراد و جریانی که تنها راهکار اداره و پیشرفت کشور و مواجهه با مشکلات مختلف را مذاکره و توافق با آمریکا میداند. علیرغم آنکه این تجویز بارها تجربه شده و شکست خورده بودنش آشکار شده است. 🔸از صحبتهای جلیلی مشخص میشود او این نوع تحجر را که هم در سیاست خارجی و هم در سیاست داخلی مشاهده میشود، مهمترین مانع پیشرفت جامعه و کنشگری در تراز جدید مردم مبعوث شده میداند. 🔹برای آنکه بهتر با جریان تحجر سیاسی آشنا شویم، خوب است تحولات ۱۵ سال اخیر را مرور اجمالی کنیم: 🔸از اواخر دهه هشتاد با بالا گرفتن تحریمها و اعمال تحریمهای فلج کننده علیه ایران (با تصویب قانون سیسادا ۲۰۱۰) و بروز مشکلات اقتصادی همچون جهش قیمت ارز و تورم حاصل از آن، جریان غربگرا که ریشه در دولت اصلاحات و جریان کارگزاران داشتند، تلاش زیادی کرد و این گزاره را در کشور گسترش داد که راه حل مشکلات اقتصادی انجام مذاکره واقعی با آمریکا و رسیدن به توافق برای رفع تحریم است. ظریف و صالحی در کتاب راز سر به مهر تلاشهای خودشان را برای گسترش این گزاره توضیح دادند. این تلاشها علیرغم شکستهایی بود که همینها در دو سال مذاکرات هستهای دوره خاتمی تجربه کرده بودند. در آن زمان علیرغم امتیازها و عقبنشینیهای متعدد که در برابر غرب داشتند، اما حتی نتوانستند وجود یک سانتریفیوژ را برای ایران تثبیت کنند. هیچ امتیاز اقتصادی نیز نتوانستند از غرب بگیرند و پرونده هستهای را نیز علی رغم تعلیق دوساله برنامه هستهای نتوانستند حل کنند.🔹روحانی با تکیه بر همین گزاره شعار معروف خود را یعنی «هم چرخ سانتریفیوژ باید بچرخد و هم چرخ اقتصاد» در انتخابات مطرح کرد و رای آورد. روحانی و تیمش حتی پس از آنکه برجام به مشکل خورد و سیف رئیس بانک مرکزی دستآوردهای برجام را «تقریبا هیچ» خواند، حاضر نشدند از تحجر خودشان دست بکشند و برای همین به FATF آوردند و تحجر خودشان را در اجرای دستورات این نهاد دنبال کردند. 🔸اوج تحجر روحانی و تیمش را در زمان خروج آمریکا از برجام میتوان دید. با اینکه طرف اصلی برجام آمریکا بود و با خروج از برجام و بازگرداندن تحریمها و حتی تشدید آن، فواید حداقلی برجام را از بین برد، اما باز جریان تحجر ماندن در برجام و ادامه دادن مسیر با اروپاییها را تجویز و اجرا کرد. در آن مسیر هم امتیازهای مهمی بدون مابه ازا در قضیه بازرسیهای آژانس داده شد که نتیجه همین نگاه متحجرانه بود و پروندهها و قطعنامههای جدید برای ایران درست کرد. اما در نهایت هم اروپاییها بودند که مکانیزم ماشه را فعال کردند. 🔹در دوره شهید رئیسی نیز جریان تحجر فعال بود و به صورت مستمر دولت را به سمت مذاکره با آمریکا و حصول توافق سوق میداد. بیشتر فعالیت آنها از بیرون دولت و در رسانهها بود. جریان متحجر غربگرا تمام تلاش خودشان را میکردند که مانع مرگ ایده مذاکره و توافق با آمریکا بشوند. من خودم یک مناظره حدود یک ماه قبل شهادت آقای رئیسی درباره همین موضوع داشتم و از نزدیک تلاش برای زنده نگه داشتن ایده مذاکره و توافق با آمریکا را مشاهده کردم.@mbarati1364

