نوشتن با جان!یا سرِ مایه فرهنگی ایرانی!جواد رنجبر درخشیلر یک بار درباره مرحوم استاد طباطبایی نوشتم…
انتشار: 2026/07/05 07:28 UTC
نوشتن با جان!یا سرِ مایه فرهنگی ایرانی!جواد رنجبر درخشیلر یک بار درباره مرحوم استاد طباطبایی نوشتم: تنها زندگی کرد و تنها مرد! عده ای برآشفتند که پس ما چه؟ ما کنارش بودیم! توضیح دادم که آن تنهایی نوعی منحصر به فرد بودن است. نوعی پیشقراولی. انگار یکی پهلوانانه از کاروان جدا شده باشد و رفته باشد جلوتر تا ببیند راه آینده چگونه است! تا ملت آینده در راه را آگاه کند. نور برافشاند بر راه! این جلو رونده باید از عقب خیز برداشته باشد. کار هر نورسیده ای نیست.درباره استاد محمود دولت آبادی هم پسرشان، فرهاد، چنین گفته: «دولت آبادی تنهاست.»۱این تنهایی دو وجه دارد. اولی فرسودگی است. جان آن که تنها جلو می رود می کاهد. تمام می شود. فقط که جلو نرفته، سالها راه آمده از دل تاریخ. استاد دولت آبادی گفته اند: «وقتی نویسندگانی را می بینم که خیلی سر حال اند، متوجه می شوم که از خودشان زیاد خرج نکرده اند…»۲بی تعارف تر این سخن آن است که نویسنده ی سر حال اصلا نویسنده نیست. ادایش را در می آورد. نویسنده جان می دهد تا کلمه خلق شود. البته جان کندن نویسنده از نوع ریاضت های گوشه گیرانه و ضداجتماعی نیست. عالمانه است. خود ایشان به دقت توضیح می دهند: «شما باید دانش تاریخی و فلسفی و … داشته باشید که به صورت شعر فشرده اش را بگویید. نه اینکه از شعر به شعر بروید. اصلا ادبیات داستانی هم به همین صورت است.»۳وجه دوم این تنهایی پیمان داری است. ما ایرانیان ایزد مهر داریم و پیمان داریم!آثار استاد دولت آبادی گواه این پیمان داری است، ولی گواهی پسرشان، فرهاد، تاکیدی است آشکارتر. گفته اند: «هرگز ندیدم پدرم بگوید کاری را انجام می دهم و انجام ندهد. احساس تعهد می کند که باید انجامش بدهد. حتی به سرحد بی هوشی و نابودی خودش می رود، اما حتما باید کاری که حرفش را زده انجام بدهد.» ۴نبینید که نورسیده ها زیر همه چیز می زنند. ایرانی حتی سر یک دقیقه و سر یک پیمان جان می دهد. آن ها که پیمان دار نیستند روح به اهریمن داده اند. ایرانی بودن با این سرِ مایه ی عظیم معنا پیدا می کند. کتاب از پس آینه را گفته بودم دوستان نویسندگی آموزم بخوانند و درباره شخصیت نویسنده بیندیشند و ده دقیقه حرف بزنند. خوشحالم که تصورشان از نویسندگی به مثابه کاری شیک و پر ادا تغییر یافت.نویسنده گور خود را می کند و پی کاخ بلند فرهنگ را. کاری که فردوسی کرد!منبع:۱ در کتاب از پس آینه، ص ۱۶۵.۲ همان: ۱۶.۳ همان: ۸۹.۴ همان: ۱۶۶.t.me/melliiran

