نسل جوان و جمهوری اسلامی؛ از طلاق عاطفی تا سیاستِ نفرت2/2🔹 نگاه آنان به دموکراسی نیز پیچیده و گاه م…
انتشار: 2026/08/04 06:46 UTCدریافت: 2026/08/05 22:52 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/05 22:52 UTC
نسل جوان و جمهوری اسلامی؛ از طلاق عاطفی تا سیاستِ نفرت2/2🔹 نگاه آنان به دموکراسی نیز پیچیده و گاه متناقض است. بعضی دموکراسی را فقط صندوق رأی میدانند و گروهی معتقدند ایران پیش از دموکراسی به یک دولت مقتدر نیاز دارد. تصور «یک نفر باید بیاید و همهچیز را جمع کند» در میان بخشی از جوانان دیده میشود؛ گرایشی که میتواند راه را برای اقتدارگرایی تازهای باز کند.🔹 در سیاست خارجی نیز مواضع آنان ثابت نیست. جنگهای اخیر به بخشی از نسل جوان نشان داده که آمریکا و اسرائیل الزاماً دوستان مردم ایران نیستند؛ اما هرگاه حکومت بر سرکوب و تحقیر میافزاید، دوباره این فکر تقویت میشود که شاید مداخله خارجی تنها راه باقیمانده باشد. واکنش به جهان خارج، بیش از هر چیز تابع رفتار حکومت در داخل است.🔹 حاصل این وضعیت، «سیاست سینوسی» است: موضعگیریهایی سریع، واکنشی و مصرفی که با هر رویداد تغییر میکنند. ممکن است فردی امروز از یک چهره سیاسی دفاع کند و چند هفته بعد همان شخص را دشمن بداند، زیرا موضع او بر یک دستگاه فکری منسجم استوار نشده است.🔹 کلهرودی نسبت به فرایند تولید نفرت هشدار میدهد. جامعه در مرحلهای قرار گرفته که گروههای مختلف، بهجای گفتوگو درباره آینده، در پی حذف کامل یکدیگرند. نسل جوان آغازگر این نفرت نبوده، اما بخشی از آن اکنون به دنبالهرو و بازتولیدکننده همان منطق تبدیل شده است.🔹 پیشنهاد او برای کنشگری جوانان، ساختن پایه نظری، مطالعه منظم و ایجاد اجتماعات کوچک اما پایدار است. سیاست فقط حضور خیابانی یا سرنگونی حکومت نیست؛ بهترکردن دانشگاه، تشکیل حلقه مطالعه، تولید دانش و ساختن نهادهایی که بتوانند دوام بیاورند نیز شکلهایی از کنش سیاسیاند.🔹 او توصیه میکند جوانان ابتدا خود را از نظر علمی، حرفهای و اقتصادی قوی کنند. این توصیه به معنای نادیدهگرفتن مسئولیت حکومت نیست؛ زیرا بخش بزرگی از این نسل، با وجود تلاش فراوان، همچنان از ابتداییترین امکانات زندگی محروم مانده است. اما کنشگری بدون توانایی فردی و بنیان فکری، بهآسانی بازیچه موجهای سیاسی میشود.🔹 کلهرودی درعینحال از ویژگیهایی مانند بیثباتی، بیحوصلگی و میل به دریافت پاسخهای سهدقیقهای انتقاد میکند. انقلاب، توسعه، دموکراسی و ملیگرایی پدیدههایی پیچیدهاند و نمیتوان برای آنها نسخه فوری ساخت. به باور او، سادهسازی همان خطری است که میتواند فقط یک ایدئولوژی تازه را جایگزین ایدئولوژی پیشین کند.🔹 تفاوت جوان ایرانی با همنسلانش در غرب نیز همینجاست: جوان اروپایی ممکن است از صندوق رأی فاصله بگیرد، اما مسیرهای دیگری برای مشارکت مدنی، فعالیت داوطلبانه و تجربه زندگی دارد. بیاعتنایی جوان ایرانی به سیاست، بیشتر حاصل ناکامی و انسداد است تا انتخاب آزادانه.🔹 پیام اصلی کلهرودی خطاب به حاکمیت روشن است: مشکل ایران «سیاستِ هیس» در جامعه و «حکومتِ کر» در بالاست. جوانان احساس میکنند امکان سخنگفتن ندارند و حکومت نیز تنها صدای گروه وفادار به خود را میشنود. ادامه این وضعیت، جامعه را هر بار با انفجار و غافلگیری تازهای مواجه خواهد کرد.🔹 به باور او، حکومت حتی در وضعیت جنگی باید همه شهروندان را ببیند، نه اینکه بقای کشور را فقط به هواداران خود گره بزند. یک گام عقبنشینی از اجبار و انحصار میتواند جامعه را چندین گام به همکاری نزدیک کند؛ اما تحقیر و سرکوب، جوانان را به سوی بیتفاوتی، مهاجرت، نفرت یا امیدبستن به نیروی خارجی میراند.🔹 جمعبندی گفتوگو این است که نسل جدید را نمیتوان نادیده گرفت یا با ابزارهای تربیتی گذشته مهار کرد. این نسل همزمان عصیانگر و خسته، کنجکاو و بیحوصله، ملیگرا و جهانی، سیاستگریز و عمیقاً سیاسی است. مسئله اصلی، تأیید یا محکومکردن او نیست؛ مسئله این است که صدای شنیدهنشدهاش شنیده شود و امکان مشارکت، زندگی و ساختن آینده در اختیارش قرار گیرد.✅@mellimazzhabi


