گمگشتگی معنای توسعه؛ استقلال سیاسی بدون توانایی علمی کافی نیست 1/2آیا خرید کارخانه، تانک، هواپیما…
انتشار: 2026/08/10 04:21 UTCدریافت: 2026/08/10 13:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 13:47 UTC
گمگشتگی معنای توسعه؛ استقلال سیاسی بدون توانایی علمی کافی نیست 1/2آیا خرید کارخانه، تانک، هواپیما و فناوری به معنای توسعه است؟ چرا ایران با وجود تجربههای متعدد نوسازی، هنوز نتوانسته توسعه را به یک توانایی پایدار تمدنی تبدیل کند؟ کوروش مرشد در گفتوگو با احمد غلامی میگوید مشکل اصلی ما این است که معنای توسعه را گم کردهایم: توسعه را در محصولات و ظواهر آن جستوجو کردهایم، نه در علمی که امکان تولید، نگهداری و بهبود آن محصولات را فراهم میکند.🔹 مرشد استقلال سیاسی ایران را دستاوردی کمنظیر و حاصل کوشش مردم و رهبران استقلالطلب میداند؛ اما تأکید میکند که استقلال بهتنهایی هدف نهایی نیست. استقلال زمانی معنای تاریخی پیدا میکند که به تغییر آهنگ توسعه و افزایش تواناییهای علمی کشور منجر شود.🔹 منظور او از توسعه، صرفاً رشد اقتصادی یا عضویت در گروههایی مانند G20 نیست؛ بلکه از «توسعه تمدنی» سخن میگوید: اینکه یک جامعه صاحب علم شود و بتواند مانند ژاپن، جایگاه خود را در سلسلهمراتب قدرت جهانی تغییر دهد.🔹 از نگاه او، پس از موفقیت تاریخی ژاپن در جذب و بومیکردن علم غرب، شکل استعمار نیز تغییر کرد. استعمار دیگر فقط به دنبال تصرف سرزمین و استخراج منابع نبود؛ بلکه کوشید سرنوشت توسعه کشورهای ضعیفتر را نیز در اختیار بگیرد.🔹 در این شکل تازه، نظام آموزشی، ساختار اقتصادی، شیوه حکومت و مسیر صنعتیشدن کشورهای پیرامونی بهگونهای شکل میگیرد که آنها مصرفکننده فناوری باقی بمانند و نتوانند به استقلال علمی برسند.🔹 مرشد تجربه ملیشدن نفت را نمونهای مهم از پیوند استقلال و توانایی علمی میداند. هنگامی که مهندس بازرگان و همکارانش اداره پالایشگاه آبادان را پس از خروج انگلیسیها بر عهده گرفتند، مسئله فقط تولید و فروش نفت نبود؛ آنان نشان دادند ایرانیان میتوانند با جذب دانش و مهارت جدید، تأسیسات صنعتی پیچیده را خودشان اداره کنند.🔹 به تعبیر او، این تجربه حامل پیامی تمدنی برای کشورهای عقبمانده بود: میتوان دانش غرب را آموخت، آن را به کار گرفت و از وابستگی دائمی به کارشناسان خارجی خارج شد.🔹 مرشد در همین زمینه از برخورد ابراهیم گلستان با بازرگان انتقاد میکند. به نظر او، پیشداوری بخشی از روشنفکران درباره باورهای دینی بازرگان سبب شد اهمیت تمدنی کاری که در آبادان انجام میشد بهدرستی دیده نشود.🔹 او فیلم «اسرار گنج دره جنی» ابراهیم گلستان را درعینحال نقدی درخشان بر تصور حکومت پهلوی از توسعه میداند: ثروتی ناگهانی که به ساخت بناهای باشکوه، نمایشهای فرهنگی و خرید تجهیزات منجر میشود، اما چون بر بنیانی علمی و اجتماعی استوار نیست، با نخستین زلزله فرو میریزد.🔹 نمونه دیگر این توسعه ظاهری، خرید گسترده تجهیزات نظامی در دوره پهلوی دوم است. از نظر مرشد، خرید تانک چیفتن یا هواپیمای پیشرفته، بهخودیخود قدرت نظامی پایدار ایجاد نمیکند؛ زیرا کشوری که دانش ارزیابی، تعمیر، انطباق و توسعه تجهیزات را در اختیار ندارد، همچنان به فروشنده وابسته است.🔹 او با اشاره به مشکلات فنی تانکهای چیفتن میگوید کارشناسان ایرانی حتی در فرایند انتخاب و خرید تسلیحات نقش تعیینکنندهای نداشتند. در چنین شرایطی، ارتش ممکن است انبار بزرگی از سلاح داشته باشد، اما توانایی مستقلی برای شناخت و توسعه آن پیدا نمیکند.🔹 تفاوت اساسی از نظر او میان «خرید محصول علم» و «تصاحب توانایی علمی» است. میتوان با پول هواپیما، کارخانه یا خودرو خرید، اما نمیتوان با پول یکشبه صاحب دانش، سازمان و فرهنگ علمی شد.🔹 توسعه هنگامی اتفاق میافتد که جامعه بتواند دانش موجود را بفهمد، از کتاب و دانشگاه بیرون بیاورد، متناسب با نیازهای خود به کار گیرد و سپس آن را اصلاح و تکمیل کند.🔹 مرشد تواناییهای ایجادشده در برخی صنایع دفاعی و هستهای ایران را نمونهای از کاربست علم میداند. فارغ از داوری سیاسی درباره این صنایع، استدلال او این است که در این حوزهها صرفاً یک محصول آماده خریداری نشده، بلکه گروههایی شکل گرفتهاند که توانستهاند دانش موجود را جذب، سازماندهی و در جهت اهداف داخلی به کار گیرند.🔹 پرسش اصلی او این است که چرا این تجربه به بخشهای دیگر منتقل نمیشود: چرا همان جدیت علمی در خودروسازی، کشاورزی، صنعت، مدیریت و حتی خدمات تعمیر و نگهداری دیده نمیشود؟🔹 از این منظر، توسعه آمرانه نیز صرفاً بهدلیل آمرانهبودن موفق یا ناموفق نمیشود؛ معیار اصلی محتوای آن است. اگر حکومت دانشگاه و مدرسه بسازد، اما دانش را به توانایی عملی جامعه تبدیل نکند، آنچه اتفاق افتاده توسعه نیست.🔹 به تعبیر مرشد، «ما دانشگاه ساختیم، اما دانش نساختیم؛ مدرسه ساختیم، اما درس درست نکردیم.» علم در بسیاری از موارد در جزوهها، مدرکها و ساختارهای اداری محبوس مانده و نتوانسته به نیروی حل مسئله در زندگی روزمره تبدیل شود.👇🏻


