تحلیل ابعاد نابرابری، بحران حکمرانی و فرجام عاملیت داخلیتحلیل ساختار سیاسی و اجتماعی در ایران نشان…
انتشار: 2026/08/19 10:18 UTCدریافت: 2026/08/20 23:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 23:45 UTC
تحلیل ابعاد نابرابری، بحران حکمرانی و فرجام عاملیت داخلیتحلیل ساختار سیاسی و اجتماعی در ایران نشان میدهد که نابرابری سیاسی از نخستین پایههای شکلگیری نظام حکمرانی بوده و شهروندان هرگز از حقوق سیاسی برابر برخوردار نبودهاند. حذف بخشهای وسیعی از جامعه از جمله زنان، غیرروحانیون و صاحبان اندیشهها و سبکهای زندگی متفاوت از مناصب کلیدی و تصمیمگیریهای حیاتی به واسطه مکانیزمهایی همچون گزینشهای ایدئولوژیک، موجب اتخاذ تصمیمات امنیتی و کلانی شده است که بدون مشارکت عمومی صورت گرفتهاند. کانالیزه کردن منابع اقتصادی کشور به سمت برنامههای هستهای و تسلیحاتی، نه تنها به تقویت پایدار اقتصاد ننجامید، بلکه با بلعیدن منابع حیاتی کشور در عرصههای بهداشت، آموزش و رفاه عمومی، نوعی تکیدگی اقتصادی و نابرابری ادراکی عمیق میان جامعه و دنیای بیرون ایجاد کرد که خود به بستری برای اعتراضات بدل شده است.همزمان با این انسداد سیاسی و فشارهای ساختاری، سیاستهای اقتصادی اتخاذشده طی دهههای گذشته نیز به تعمیق شکافهای طبقاتی میان اقشار فرادست و فرودست دامن زده است. در کنار این نابرابریهای مزمن، اقدامات جدیدی همچون طبقاتی کردن اینترنت و قطع ارتباط عمومی با فضای جهانی، نمونه دیگری از اعمال تبعیض متقاطع سیاسی و اقتصادی است که نه به دلایل امنیتی، بلکه به هدف پوشاندن بیکفایتی رسانهای و عدم توانایی نظام در اقناع جامعه صورت میگیرد. این روند تحولات نشان میدهد که جامعه با وجود تمام محدودیتها و سرکوب ساختاری هویتهای جمعی، همواره نوعی عاملیت و سوژهگی داخلی پویا از خود نشان داده است؛ چنانکه تغییر مسیر مطالبات از چانهزنیهای قانونی در دهههای گذشته به اقدامات مستقیم جامعه در عرصه عمومی (مانند لغو عملی پوشش اجباری) گواهی بر موفقیت همین کنشگریهای درونی است و انتساب کامل آنها به عوامل خارجی نادیده گرفتن واقعیتهای جامعه است.با این حال، انسداد متمادی راههای اصلاح از درون و سرخوردگی از تغییر، برخی جریانها را به سمت کجراهههایی همچون تشبس به قدرتهای خارجی یا پذیرش خشونت سوق داده است. اتکا به مداخلات یا تهاجمات خارجی برای از بین بردن استبداد داخلی، اگرچه در ظاهر ممکن است به نابودی ساختار سیاسی منجر شود، اما در عمل زیستبوم و امکان زندگی نسلهای آینده را به شدت نابود کرده و کشور را در بنبستی عمیقتر فرو میبرد. از سوی دیگر، ورود مبارزات مدنی به عرصه خشونت نیز یک اشتباه استراتژیک است که نیروهای برحق را در زمین بازی طرف متقابل مغلوب میسازد. بنابراین، تنها راه برونرفت پایدار، پذیرش ضرورت تغییر و طی کردن مسیر صبورانه، بطئی و متکی بر توان و کنشگری درونی جامعه است.✅@mellimazzhabi
