یه بادمجان پیچ مجلسی و خوشمزه که با این دستور پخت ویژه، میشه ستارهی سفرههای مهمونیت و همه عاشق طعمش میشن!🍆😍این بادمجان پیچ لعابدار یکی از اون غذاهاییه که هم خیلی شیکه و هم درست کردنش راحته.اگه دنبال یه غذای متفاوت با بادمجان هستی که عطر و طعمش کل خونه رو برداره، حتما این دستور رو امتحان کن.@همیشه سعی میکنیم غذاهای تکراری رو به یه شاهکار تبدیل کنیم و این بادمجان پیچ هم دقیقا همون چیزیه که دنبالشی.👇مواد لازم:🍆 ۳ عدد بادمجان🥩 ۳۰۰ گرم گوشت چرخ کرده🧅 یک عدد پیاز خرد شده🧂 نمک و فلفل سیاه و زردچوبه و فلفل قرمز و پودر سیر🥫 یک قاشق غذاخوری رب (برای سس)🥃 یک لیوان آب جوش🌶️ نمک و فلفل سیاه زردچوبه پودر سیر (برای سس)#آشپزی@MER30TV 👈💯
#داستان_شب 📝✨خشم، عشق و ارزش آدمها📝✨▫️مردی مشغول تمیز کردن اتومبیل تازهاش بود؛ ماشینی که برایش ارزش و اهمیت زیادی داشت.پسر ششسالهاش، بیخبر از دنیای بزرگترها و ارزشهای مادی آنان، تکهسنگی از زمین برداشت و با آن چند خط روی بدنهی اتومبیل کشید.▫️مرد، ناگهان از خشم برافروخته شد.آنقدر عصبانی بود که دیگر نه کودک ششسالهاش را میدید و نه معصومیت چهرهاش را. دست پسر را گرفت و چندین بار محکم بر پشت دستهای کوچک او کوبید؛ بیآنکه در هیاهوی خشم متوجه باشد آچاری که در دست گرفته، چیزی بسیار فراتر از یک تنبیه ساده است.خشم، گاهی چنان چشم انسان را میبندد که در چند ثانیه، میتواند چیزی را نابود کند که سالها برای ساختنش زمان لازم بوده است.▫️ در بيمارستان به سبب شكستگی های فراوان انگشت های دست پسر قطع شد .ساعتی بعد، وقتی پسر چشمان غمگین و شکستهی پدر را دید، با همان سادگی و پاکی کودکانه پرسید:«بابا... انگشتهای من کی دوباره درمیاد؟»پدر هیچ پاسخی نداشت.بعضی سؤالها را نمیتوان با کلمات پاسخ داد؛ چون پاسخشان چیزی جز حسرت و پشیمانی نیست.▫️مرد، به سمت اتومبیلش برگشت. با پا چندین بار به آن کوبید و سرانجام خسته و درمانده، روبهروی ماشین نشست.نگاهش به خطوطی افتاد که پسرش با آن سنگ روی بدنه کشیده بود.این بار دیگر آن خطوط برایش خراش روی یک اتومبیل نبودند؛آنها زخمهایی بودند که بر روح خودش حک شده بودند.با دستانی لرزان، به نوشتهی کودک خیره شد.پسر نوشته بود:«دوستت دارم، پدر.»🥀💔▫️مرد فهمید که تمام آن چیزی را که دوست داشت، به خاطر چیزی که فقط «داشت»، در آستانهی از دست دادن چیزی قرار داده که باید «دوست میداشت».او اتومبیل را میتوانست تعمیر کند؛اما دستهای پسرش را نه.میتوانست بدنهی ماشین را رنگ کند؛اما نمیتوانست خاطرهی آن چند لحظهی تلخ را از ذهن خود پاک کند.و این شاید یکی از تلخترین حقیقتهای زندگی باشد:🔸گاهی انسان، در لحظهای کوتاه،برای حفظ یک شیء،چیزی را نابود میکند که تمام عمرحسرت بازگشتش را خواهدخورد.🔸▫️خشم، تنها چند ثانیه دوام میآورد؛اما گاهی بهایش یک عمر پشیمانی است.اشیاء برای استفاده شدناند،و انسانها برای دوست داشته شدن.اما ما گاهی جای این دو را عوض میکنیم؛برای اشیاء دل میسوزانیم و برای آدمها خشم میریزیم،برای خط و خش روی ماشین نگران میشویم،اما خط و خشهایی را که با کلماتورفتارمان بر قلب عزیزانمان میاندازیم، نمیبینیم.@MER30TV 👈💯
این تکنیک بهت کمک میکنه عشق رو تو زندگیت بیشتر کنی🤞همه ما دوست داریم زندگیمون پر از ارامش و حال خوب باشه ولی راهشو بلد نیستیم🤔👈اینجا هر روز یه نکته یادمیگیری که روز به روز کیفیت زندگیت رو بیشتر کنی🌱........#همسرانه@MER30TV 👈💯