گفتوگو با مقصود فراستخواه درباره جامعه شناسی ایرانی؛جامعهشناسی ایران، پروژهای ناتمام استJuly 05,…
انتشار: 2026/07/05 10:29 UTC
گفتوگو با مقصود فراستخواه درباره جامعه شناسی ایرانی؛جامعهشناسی ایران، پروژهای ناتمام استJuly 05, 2026در ایران، صدای ایدئولوژی در رشته جامعهشناسی همیشه بلندتر بوده استقسمت دوم بهاینترتیب، آموزش جامعهشناسی از حیث مسئلهمحوری کم می آورد و توان تحلیل مستقل وآزادنۀ مشکلات واقعی زندگی مردم را چندان ندارد. دست و پایش بسته است و ذهنش ورزیده نشده تا با امور انضمامی روبهرو شود. برنامههای درسی نیز اغلب زائد و بیربطاند؛ مباحثی طوطیوار که نه با واقعیت اجتماعی و نه با زندگی روزمره پیوند دارند. دانشگاهها بهجای مراکز اندیشه، تبدیل به مدارس بزرگ و حافظهمحور شدهاند. این اکوسیستم ناکارآمد، در مجموع، مانع شعلهور شدن جامعهشناسی در ایران شده است.بنابراین، مشکل، ذهن ایرانی یا ناتوانی ذاتی او نیست؛ مشکل در نبود میدان پژوهش است. میدان علمی در ایران دشوار، سنگلاخی و پرمانع است. اما این همه مانع از جریان آب باریکه ای از جامعه شناسی ایران نمی شود، ما از نزدیک شاهد مقاومت معرفتی واخلاقی طیفی از اصحاب علوم انسانی و اجتماعی در شهرهای ایرانی هستیم، که به رغم ساختارهای بازدارنده و ضعف محیط علمی همچنان تقلاهای تفکری و علمی و ارتباطی و انتقادی دارند.در سخنان شما اشتراک جالبی میان جامعهشناسی و مسئلهی ایران وجود دارد. شما بارها از «موانع» سخن گفتید و نشان دادید که چگونه جامعهشناسی در ایران بهدلیل بسته بودن میدان علمی، نبود دانشگاه خودآیین، نبود حوزهی عمومی و سیاسیشدن مسائل اجتماعی، به یک برنامهی «متوسط» بدل شده است. به نظر میرسد «نهاد قدرت» در همهی این سطوح حضور دارد؛ از سلطهی فرمالیسم دانشگاهی گرفته تا کنترل نهادی. این وضعیت چگونه میتواند دگرگون شود؟ جامعهشناسی چگونه میتواند از نهاد قدرت رهایی یابد؟بله، وضعیت واقعاً تراژیک و غمبار است. آموزش جامعهشناسی در ایران کمجان شده است. اجتماعات علمی ضعیفاند.انجمن جامعهشناسی ایران نیز در سالهای اخیر با فشارها ومحدودیت های اشکار ونهان روبهرو بوده است. در چنین شرایطی، همانطور که اشاره کردم، جامعهشناسی در کلاس، در انجمن، و در میدان پژوهش به اسانی نمیتواند کنش علمیِ جدی داشته باشد. telegra.ph/Farasatkhah-07-05-2



